به پیغمبر خدا امر شده بود که از امیرالمؤمنین در مورد حوادث پس از شهادت خود تعهد بگیرد. پیامبر خدا به امیرالمؤمنین فرمود که خدا می‌خواهد تو خلیفه‌ی من باشی و بر مسند من تکیه بزنی؛ اگر مردم به سراغ تو آمدند، برای در دست گرفتن کار اقدام کن و اگر مخالف داشتی با او بجنگ اما اگر عموم مردم از تو اعراض کردند، اصلاً مجاز نیستی برای گرفتن حاکمیت جامعه فعالیت کنی. در عین حال پیغمبر خدا به امیرالمؤمنین فرموده بود که جریان آن گونه که باید پیش نمی‌رود؛ حق تو را غصب می‌کنند و مردم در تشکیل حکومت تو را یاری نخواهند کرد. در آن تعهد به امیرالمؤمنین تأکید شده بود که هرچه شد باید تحمل کنی.

این مسئله را در روایات متعددی بیان شده است. یکی از این روایات، روایتی طولانی است که در کتاب کافی جلد 1 صفحه 281 (طبع 8 جلدی) نقل شده است. روایت این گونه آغاز می‌شود که موسی بن جعفر از پدرش امام صادق راجع به حوادث پس از رسول خدا سؤال می‌کند. امام صادق می‌فرمایند:

خدا جبرئیل را به همراه میکائیل و گروهی از ملائک نزد پیامبر فرستاد تا وصیتی را برای پیامبر بیاورند. جبرئیل به پیغمبر خدا عرض کرد: مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَکَ إِلَّا وَصِیَّکَ لِیَقْبِضَهَا مِنَّا وَ تُشْهِدَنَا بِدَفْعِکَ‏ إِیَّاهَا إِلَیْه‏. بگو همه به جز وصی تو بیرون روند تا علی این وصیّت را از تو بگیرد و تو ما را شاهد بگیری که این وصیّت را به او تحویل داده‌ای. فَأَمَرَ النَّبِیُّ ص بِإِخْرَاجِ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْتِ مَا خَلَا عَلِیّاً. حضرت فرمودند همه به جز امیرالمؤمنین بیرون بروند. وَ فَاطِمَةُ فِیمَا بَیْنَ السِّتْرِ وَ الْبَاب‏. فقط زهرای مرضیه بین پرده و درب ایستاد.

فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ رَبُّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ هَذَا کِتَابُ مَا کُنْتُ عَهِدْتُ إِلَیْکَ وَ شَرَطْتُ عَلَیْکَ وَ شَهِدْتُ بِهِ عَلَیْک‏. جبرئیل به پیامبر عرض کرد که پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید این مکتوب همان مطلبی است که قبلاً از تو تعهد گرفتیم و بر تو شرط کردیم. ملائکه را نیز قبلاً بر این عهد شاهد گرفته بودم هرچند خودم برای شهادت کافی هستم. فَارْتَعَدَتْ مَفَاصِلُ النَّبِی‏. مفاصل پیامبر شروع به لرزیدن کرد. بعد حضرت فرمودند: یَا جَبْرَئِیلُ رَبِّی هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ یَعُودُ السَّلَامُ صَدَقَ عَزَّ وَ جَل‏. خدا راست گفت. کتاب را بده

فَدَفَعَهُ إِلَیْهِ وَ أَمَرَهُ بِدَفْعِهِ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین‏. جبرئیل نوشته را داد و گفت این را به امیرالمؤمنین بده. پیامبر به امیرالمؤمنین فرمودند که آن را بخوان. فَقَرَأَهُ حَرْفاً حَرْفاً. امیرالمؤمنین تک تک حروف آن را خواندند.

فَقَالَ یَا عَلِیُّ هَذَا عَهْدُ رَبِّی تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَیَّ وَ شَرْطُهُ عَلَیَّ وَ أَمَانَتُهُ وَ قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ وَ أَدَّیْت‏ وَ یَشْهَدُ لَکَ بِهِ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی‏. پیامبر به امیرالمؤمنین فرمود این عهد خدا با من است که من به تو رساندم و امانت را ادا کردم. فَقَالَ عَلِیٌّ وَ أَنَا أَشْهَدُ لَکَ بِأَبِی وَ أُمِّی أَنْتَ بِالْبَلَاغِ وَ النَّصِیحَةِ وَ التَّصْدِیقِ عَلَى مَا قُلْت. امیرالمؤمنین عرض کرد: ‏بله، پدر و مادرم فدای شما. شما رساندی و من و اعضای بدنم همه بر این شهادت می‌دهیم. جبرئیل هم گفت: من هم شاهد بر شما دو نفر هستم.

بعد پیامبر به امیرالمؤمنین فرمود: أَخَذْتَ وَصِیَّتِی وَ عَرَفْتَهَا وَ ضَمِنْتَ لِلَّهِ وَ لِیَ الْوَفَاءَ بِمَا فِیها؟ فهمیدی که چیست؟ ضمانت می کنی که پای آن بایستی؟ امیرالمؤمنین عرض کرد: نَعَمْ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی‏ عَلَیَّ ضَمَانُهَا. بله، پدر و مادرم به فدای تو! من حتماً بدان وفا می کنم. پیامبر تأکید فرمود که إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُشْهِدَ عَلَیْکَ بِمُوَافَاتِی بِهَا یَوْمَ الْقِیَامَة. من می‌خواهم قیامت شهادت بدهم که تو به این عهد وفا کردی. باز هم من این شهادت را بدهم؟ امیرالمؤمنین فرمود بله، شما شهادت بدهید. پیامبر مجدداً تأکید کرد که إِنَّ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ الْآنَ وَ هُمَا حَاضِرَانِ مَعَهُمَا الْمَلَائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ لِأُشْهِدَهُمْ عَلَیْکَ. جبرئیل و میکائیل به همراه گروهی از ملائک آمده‌اند بر تو شاهد باشند. امیرالمؤمنین عرض کرد: بله، پدر و مادرم به فدای شما! این‌ها هم شاهد باشند. پیامبر رو به جبرئیل و میکائیل و ملائکه کرد که شما شاهد باشید.

روایت ادامه دارد تا به این‌جا می‌رسد که امام صادق این جملات را از امیرالمؤمنین نقل می‌کنند: وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ ع یَقُولُ لِلنَّبِیِّ یَا مُحَمَّدُ عَرِّفْهُ أَنَّهُ یُنْتَهَکُ الْحُرْمَةُ وَ هِیَ حُرْمَةُ اللَّهِ وَ حُرْمَةُ رَسُولِ اللَّه‏. امیرالمؤمنین می‌فرماید قسم به خدایی که دانه را شکافت و مردم را آفرید، من شنیدم که جبرئیل به پیغمبر عرض می‌کرد که به علی بگو حریم او هتک می‌شود. حریم هر مردی اهل و عیال و ناموس اوست. و حریم امیرالمؤمنین، ناموس خدا و پیامبر خداست.

امیرالمؤمنین به دنبال این عبارت می‌فرماید: فَصَعِقْتُ حِینَ فَهِمْتُ الْکَلِمَةَ مِنَ الْأَمِینِ جَبْرَئِیلَ حَتَّى سَقَطْتُ عَلَى وَجْهِی. این را که من شنیدم از هوش رفتم و با صورت به زمین خوردم. در عین حال به هوش که آمدم، عرض کردم: نَعَمْ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ إِنِ انْتَهَکَتِ الْحُرْمَةُ. چشم! حتی اگر به حریم اهانت و جسارت شود، من صبر می‌کنم.

 

دریافت
حجم: 3.85 مگابایت