دیشب این روایت را خواندم و در اطرافش عرایضی را تقدیم کردم:

أرْبَعٌ‏ یُمِتْنَ‏ الْقَلْبَ‏ الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ وَ کَثْرَةُ مُناقَشَةِ النِّساءِ یَعْنی مُحادَثَتَهُنَّ... .[1]

چهار چیز است که قلب را می‌میراند:

اوّلین مورد: گناه روی گناه؛ بدون توبه‌ای که آثار گناهان قبلی را از بین ببرد.

دوم: گفت‌وگو داشتن زیاد با زنان نامحرم؛ چه این گفت‌وگو حضوری باشد، چه تلفنی و چه -‌به رسم این روزگار‌- به شکل مجازی. این گفت‌وگوها قلب را می‌میراند.

بعضی از جوان‌ها تصوّر می‌کنند که برای دست‌یابی به شناخت از همسرشان، لازم است که پیش از ازدواج مدّتی با همان شخص گفت‌وگوهایی داشته‌باشند تا ببینند آیا می‌توانند با این فرد توافق پیدا کنند یا خیر. در این رابطه پیش از اقدام به کاری، باید به دو نکته توجّه کرد:

کسانی که درکار مشاوره‌ی خانواده هستند -‌یعنی تخصّصشان در این موضوعات است‌- می‌گویند که در گفت‌وگوهای قبل از ازدواج، طرفین از یک‌دیگر شناخت «واقعی» پیدا نمی‌کنند؛ حتّی اگر گفت‌وگوها مدّت زیادی به طول انجامد و دو طرف، مدّت‌ها هم با هم مأنوس باشند. بله، بعضی اطّلاعات را از یک‌دیگر به‌دست می‌آورند؛ امّا این‌ها اطّلاعاتی نیست که بتواند در تصمیم‌گیری برای ازدواج کمک کند. گاهی زوج‌هایی که پیش از ازدواج ارتباط داشته‌اند، به‌جهت اختلافات زناشویی نزد بنده می‌آیند و من احساس می‌کنم که از آن گفت‌وگوها و ارتباط‌های پیش از ازدواج چیزی نصیبشان نشده و تازه بعد از ازدواج شناخت‌های اصلی پدید آمده.

متخصّصان این حوزه می‌گویند که اصولاً افراد قبل از ازدواج -به خصوص در مراحل خواستگاری- معمولاً حتّی از خودشان شناخت خوبی ندارند و شخصیّتی از آن‌ها بروز می‌کند که با شخصیّت و حالت عادی آن‌ها متفاوت است. البتّه این موضوع، ناخودآگاه است؛ نه این که فرد تعمّد و قصد نیرنگ داشته‌باشد. بنابراین آن شخصیّتِ واقعی بروز پیدا نمی‌کند و شناخت نیز شناخت واقعی نمی‌شود. راه شناخت این نیست.

مردم تصوّر می‌کنند که دلیل اصلی یک ازدواج موفّق، انتخاب صحیح در اوّل کار است؛ اگر آن انتخاب، بسیار درست و مناسب باشد، در آینده‌ی زندگی به مشکلی برنمی‌خورند و به بهترین شکل در کنار هم زندگی خواهندکرد. این تصوّر سبب می‌شود که اگر بعداً زندگی دچار چالش شود، بگویند که ما اصلاً در نقطه‌ی ابتدایی اشتباه کردیم و فقط همان یک خطا را داشتیم. این تصوّر از واقعیّت ازدواج نادرست است. ازدواج، از جهتی شبیه کشاورزی است. در کشاورزی شما باید در مرحله‌ی اوّل، بذر خوبی انتخاب کنید؛ امّا هیچ کشاورزی تصوّر نمی‌کند که با داشتن بذر خوب حتماً نتیجه و ثمره‌ی خوبی نصیبش شود. اگر کشاورز به این بذر درست توجّه نکند و اصول مراحل کاشت و داشت و برداشت را رعایت نکند، بذر از بین می‌رود. نه به این دلیل که بذر خوبی نبوده؛ بلکه چون مراحل بعدی کار رعایت نشده است. حتّی اگر کیفیّت بذر متوسّط باشد، به شرط توجّه درست، نتیجه‌ی آن می‌تواند مطلوب باشد.

عمده‌ی خوش‌بختی زندگی مربوط به پس از ازدواج است. البتّه به ما توصیه شده که در انتخاب همسر دقّت کنید. ولی چه‌قدر و در چه مواردی؟ فرمودند که اگر فردی از نظر عفّت و حیا مشکل دارد سراغش نروید؛ چه برای پسر و چه برای دختر. شخصی خدمت امام آمد و پرسید: من دخترم را به چه خواستگاری بدهم؟ فرمودند:

«به فردی که متدیّن باشد. چون از دو حال خارج نیست: یا این دو نفر مهرشان در دل هم می‌افتد و می‌توانند با هم زندگی کنند؛ یا اگر چنین نشود، چون دامادت متدیّن است، به دخترت ظلم نمی‌کند.»

دین داشتن که تنها به نماز و روزه نیست. این که من همسرم را تحقیر نکنم، به او فحش ندهم، او را آزار ندهم و ایذاء نکنم، جزء مستحبّات و اخلاقیّات نیست؛ بلکه در متن خود فقه است! نباید این کار را بکنم و اگر بکنم از حدّ دین‌داری بیرون رفتم و دین‌داری من ناقص است. لذا فرمودند که فردی متدیّن را انتخاب کن چون اگر دین‌دار باشد، دینش مانع از این می‌شود که به دخترت ظلم کند.[2]

معمولاً دو نفر دین‌دار -اگر دینشان درست باشد- می‌توانند زندگی خوبی داشته‌باشند. البتّه بحث زندگی‌های رویایی جداست و نمی‌دانم تحقّقش چه‌قدر امکان دارد. من بیش‌تر از این نمی‌خواهم بحث را تعقیب کنم؛ ولی این که بعضی افراد با خواستگارشان خارج از چارچوب تعیین شده، زیاد صحبت می‌کنند یا مثلاً با او بیرون می‌روند، محلّ تأمّل است. من واقعاً توجیه شرعی آن را نمی‌دانم. توجیهی ندارد.

این گفت‌وگوها معمولاً به شناخت درست منجر نمی‌شود. شاهد مثال آن هم بالا رفتن آمار طلاق است؛ می‌گویند در تهران از هر سه ازدواج، یکی به طلاق منجر می‌شود. علّتش این است که منِ نوعی به فرزندم یاد نمی‌دهم که چگونه بعد از ازدواج، با همسرش همراهی کند. معمولاً مشکل ما در این نقاط است. اگر به روش قدیمی‌ها عمل شود، انتخاب‌های اوّلیّه در بسیاری از اوقات آن‌چنان انتخاب‌های بدی نیستند. البتّه آن روش هم اصلاحاتی می‌خواهد که مجال گفت‌وگوی آن این‌جا نیست. هر چه که باشد این «کثره مناقشه النّساء» در آن نیست.

حجم: 4.48 مگابایت


[1]. الخصال 1: 228، ح 65.

[2]. مکارم الاخلاق: 204: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ ع یَسْتَشِیرُهُ فِی تَزْوِیجِ ابْنَتِهِ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِیٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَکْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ یَظْلِمْهَا.