دروغ بستن به خدا و معصومان | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

دروغ بستن به خدا و معصومان

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


بطلان روزه با دروغ بستن به خداوند متعال و معصومان (علیهم‌السلام)

از مبطلات روزه که دست‌کم مورد ابتلای قشری از مردم هست، بلکه به یک عنایت مورد ابتلای افراد بسیاری است، دروغ بستن به خداوند متعال، پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، ائمهٔ اطهار (علیهم‌‌السلام) و حضرت فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله علیها) است.

بدین معنا که چه در مسائل احکام، چه در مسائل اعتقادی و چه در مباحث تفسیری، چنانچه مطلبی را به خداوند متعال، پیامبر، ائمه (علیهم‌الصلاة‌والسلام) یا حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله علیها) نسبت دهیم در حالی که خلاف واقع باشد و بدانیم که واقعیت ندارد، با انجام این کار روزهٔ ما باطل می‌گردد و این افطار، افطار به حرام خواهد بود.

قبح گناه دروغ و اهمیت توجه به کلام به عنوان عمل

دروغ‌گویی فی‌نفسه از گناهان کبیره است. اگر برای نمونه هم‌اکنون از بنده ساعت را بپرسید و من بگویم ساعت هشت است، در حالی که قرینه‌ای بر شوخی یا عدم قصد خبر دادن در کلام من نباشد و خود نیز بدانم که ساعت هشت نیست، مرتکب معصیت شده‌ام. حال اگر این دروغ را به شخص دیگری نسبت دهم و بگویم او چنین خبری داده است، گناه آن مضاعف می‌شود. و اگر این نسبت ناروا به خداوند متعال یا یکی از اولیای الهی داده شود، از بالاترین گناهان خواهد بود.

در قرآن کریم نیز در آیاتی آمده است که ظالم‌تر از چنین فردی کیست: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا»؛ ستمکارتر از فردی که به خداوند دروغ می‌بندد و افترا می‌زند چه کسی می‌تواند باشد؟ بنابراین، اصل دروغ معصیت کبیره است و نسبت دادن آن به دیگری گناهی بزرگ‌تر، و اگر به خداوند متعال یا زبان‌های الهی در میان خلق یعنی پیامبر و اوصیای ایشان و حجج معصومین (علیهم‌الصلاة‌والسلام) نسبت داده شود، در ردیف نخستینِ گناهان قرار می‌گیرد.

این مسئله برای بسیاری از افراد مورد غفلت است، از آن رو که تصور می‌کنند سخن گفتن هزینه‌ای ندارد و هر سخنی می‌توان گفت. اما حقیقت درست برعکس است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌‌البلاغه می‌فرمایند: «اگر فرد سخن گفتن را جزء اعمال خود به شمار آورد، کلامش اندک می‌شود». ما معمولاً سخن را در برابر عمل قرار می‌دهیم و می‌‌گوییم فلانی اهل سخن است نه عمل؛ اما اعمال اختیاری ما دو گونه است: بخشی به حرکت زبان انجام می‌شود و بخشی دیگر اعمال اختیاری جوارحی است که به «اعمال اخسّ نفس» شهرت دارد. در هر صورت، سخن گفتن یک رفتار و عمل است و اگر چنین انگاشته شود، بر آن حساب بیشتری باز خواهیم کرد.

زبان با جرم و وزن اندکی که دارد، گناهان بسیار بزرگی را مرتکب می‌شود: «اللسانُ جِرمُهُ صغیرٌ و جُرمُهُ کبیرٌ». زبان قطعه‌گوشتی است که بر روی ترازو شاید به صد گرم هم برسد؛ وزنش اندک است، اما جرم و خطای آن بسیار بزرگ است و بخش زیادی از مفاسد دنیا از همین زبان در دهان افراد برمی‌‌خیزد. هیچ عضوی از اعضای بدن به این وسعت و اندازه توانایی جنایت و ارتکاب خطا ندارد و شمار گناهانی که از زبان سر می‌زند از سایر اعضا فزون‌تر است.

احکام فقهی کذب بر معصوم و وجوب کفارهٔ جمع

یکی از گناهان زبان، دروغ بستن به خداوند، پیامبر، ائمهٔ اطهار (علیهم‌السلام) و حضرت صدیقه (سلام‌الله علیها) است. اگر این عمل در غیر ماه مبارک رمضان واقع شود، گناهی بزرگ است؛ اما اگر در حال روزه‌داری و در ماه رمضان انجام گیرد، افزون بر ارتکاب گناه، افطار عمدی به شمار می‌رود و آن هم افطار به حرام که معصیتی کبیره است.

مطابق با فتوای مشهور فقها، در این حالت کفارهٔ جمع نیز بر عهدهٔ شخص می‌‌آید؛ یعنی علاوه بر آنکه پس از ماه مبارک رمضان یک روز روزه قضا می‌گیرد، باید شصت روز نیز روزه بدارد که سی‌ویک روزِ نخست آن پی‌درپی باشد، شصت فقیر را اطعام کند و چنانچه برده‌ای یافت شود، آن را در راه خداوند آزاد نماید. هرچند اگر برده موجود نباشد، آن بخش ساقط است، اما در مجموع جرمی بسیار بزرگ واقع شده است.

یکی از مصادیق این امر، تفسیرهای به رأی و بر اساس تمایلات شخصی است که تحت عناوین گوناگون آیات قرآن را تفسیر می‌کنند و به خداوند متعال نسبت می‌دهند. همچنین آنان که قرآن را ترجمه می‌کنند و می‌گویند مقصود آیه فلان مطلب است، چنانچه خلاف واقع ترجمه نمایند و بدانند که چنین است، مشمول این مسئله هستند زیرا مطلبی را به خداوند نسبت داده‌اند.

همین‌طور اگر بگویند دیدگاه دین در این مسئله چنین است، نسبت دادن به دین به منزلهٔ نسبت دادن به خداوند و اولیای اوست؛ همچنین است اگر مطلبی را به پیامبر اکرم یا ائمهٔ طاهرین (علیهم‌السلام) نسبت دهند. در گذشته شدت احتیاط علما به گونه‌ای بود که گروهی از آنان تنها از روی کتاب روایات را می‌خواندند تا مبادا کلامی را از پیش خود به معصومان نسبت دهند و می‌گفتند ما صرفاً کتاب را برای مردم قرائت می‌کنیم. هرچند رعایت احتیاط تا این اندازه واجب نیست، اما ناشی از ترس این بود که مبادا خلاف واقعی به خداوند و پیامبر نسبت داده شود.

اما در عصر حاضر قضیه معکوس شده و اظهارنظرهای بی‌اساس فراوان گشته است؛ به گونه‌ای که گاه اشخاصی که حتی توانایی روخوانی صحیح قرآن را ندارند، با جرأت فراوان به تفسیر آن می‌پردازند. عده‌ای نیز تحت لوای محقق بودن، بدون آشنایی با مبانی اولیهٔ مباحث دینی، در مسائلی چون حجاب اظهار نظر قطعی می‌کنند که اسلام چنین یا چنان می‌گوید. و چون عمدهٔ مخاطبان از آگاهی کافی برخوردار نیستند، بازار این‌گونه سخنان رونق می‌یابد؛ به ویژه اگر گوینده در سخن‌پردازی مهارت داشته باشد. با این حال، اگر اثر این کار در دنیا آشکار نشود، در جهان آخرت از بزرگ‌ترین گرفتاری‌ها خواهد بود. بر اساس آیات و روایات، اگرچه قتل نفس مؤمن گناهی فوق‌العاده بزرگ است، اما این گناه از آن هم بالاتر دانسته شده است، هرچند در اذهان عمومی چنین نباشد.

ضوابط نسبت قطعی در برابر نسبت احتمالی

سخن گفتن پیرامون دین امری ساده نیست. اگر فردی مطلبی را به گونه‌ای قطعی به خداوند، پیامبر، ائمه یا دین الهی نسبت دهد — مثلاً بگوید قرآن یا دین قطعاً چنین می‌گوید — مرتکب معصیت بزرگی شده و روزه‌اش باطل می‌گردد.

در این حکم، نوشتن و اشاره کردن نیز همانند گفتن است؛ چنانچه از کسی دربارهٔ مطلبی دینی بپرسند و او در حالی که می‌داند چنین نیست با تکان دادن سر آن را تأیید کند، روزه‌اش باطل می‌شود.

البته اگر نسبت دادن صرفاً به صورت احتمالی باشد — برای مثال بگوید: «شاید معنای این آیه چنین باشد» — داخل در این مسئله نخواهد بود و معصیتی واقع نشده است.

دعا و صلوات پایانی

خداوند متعال همهٔ ما و شما را با وظایف بندگیمان، هم توفیق آشنایی و هم توفیق عمل و التزام تا واپسین لحظات عمر به نیکوترین وجه عنایت فرماید.

به پیشگاه مقدس و منور والدهٔ بزرگوار امام عصر (علیه‌الصلاة‌والسلام)، یعنی حضرت نرجس‌خاتون (سلام‌الله علیها)، صلواتی بلند اهدا فرمایید.

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00