جلسه 14 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
تاریخ برگزاری: 6 فروردین 1403 14 رمضان 1445
افتتاحیه و ادعیه آغازین
أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»
سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیةاللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
احکام شرعی: احکام اطاعت از والدین و تعارض آن با تکالیف دیگر
در ادامه مبحث حقوق والدین در مسئله ۳۹۴ رساله توضیحالمسائل جامع، به احکام فقهی امر و نهی پدر و مادر میپردازیم.
اطاعت فرزند از امر و نهی والدین ضوابط روشنی دارد:
-
اطاعت در معصیت الهی: اگر والدین فرزند را به واجبی شرعی نهی کنند یا به حرامی امر نمایند (مانند اینکه مادری دخترش را به ترک حجاب وادار کند)، اطاعت از آنان به هیچ روی جایز نیست؛ زیرا «لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ». با این حال، مخالفت فرزند نباید با اهانت، ترشرویی، درشتی یا هتک حرمت والدین همراه باشد، بلکه باید در عین حفظ احترام و نرمش، نافرمانی کند.
-
امر و نهی دلسوزانه به مصلحت فرزند: اگر پدر و مادر امری یا نهیی داشته باشند که از سر خیرخواهی، شفقت و مصلحتاندیشی برای آینده و سلامتی فرزند است (و نافرمانی فرزند سبب اذیت و ایذای روحی شدید آنان میگردد)، مخالفت با آنان جایز نبوده و باید اطاعت شود.
-
امر و نهیهای خودخواهانه و خصومتآمیز: اگر دستور والدین ناشی از لجاجت، تسویهحسابهای خانوادگی و خصومتهای شخصی باشد—برای نمونه، مادری به دلیل اختلاف با خواهرش، فرزندان را از صلهرحم با خاله یا بستگان نهی کند، یا پدری به جهت لجبازی با خانواده همسر دستوری صادر نماید—بر فرزند اطاعت واجب نیست؛ هرچند مخالفت او نباید آشکارا و به نحوی باشد که به مادر و پدر اهانت شود یا آزار عمدی به همراه آورد.
-
سفرهای نگرانکننده برای والدین: اگر فرزندی قصد سفری مستحب (مانند سفر زیارتی) داشته باشد، اما والدین به دلیل نگرانی، خوف جان، کهولت سن یا دلبستگی روحی به شدت مضطرب و آزردهخاطر شوند، چنین سفری سفر معصیت میگردد؛ نماز مسافر در آن تمام بوده و روزهاش صحیح است، و واجب است به خاطر آسودگی والدین از آن سفر منصرف گردد.
-
تعارض حق شوهر با حقوق والدین: در مواردی که امر و نهی شوهر با خواستههای والدین تعارض پیدا کند، از دیدگاه شریعت حق همسر بر زن مقدم است.
حقیقت استخاره و پرهیز از خرافه در مشورت با قرآن
استخاره به معنای لغوی یعنی «طلب خیر از پروردگار». انسان پیش از هر اقدامی موظف است عقل، تعقل و مشورت با اهل فن را به کار گیرد. استخاره با مصحف شریف یا تسبیح برای نقاط تحیر، سرگردانی عقلایی و پس از طی مراحل تدبیر است، نه برای کشف آینده یا پیشبینی حوادث!
برخی افراد در ازدواج، معامله یا سفر استخاره میکنند و گمان میبرند استخاره از جنس غیبگویی و فالبینی است؛ و اگر بعداً در آن پیوند یا تجارت با مشکلی مواجه شدند، زبان به اعتراض میگشایند که «پس چرا استخاره خوب آمد؟»
پاسخ این است که:
-
استخاره تضمینکننده عافیت مطلق دنیوی نیست. گاه خیر واقعی بنده در آزمونی دشوار یا تحملی مقدر شده است؛ چنانکه قرآن میفرماید:
«عَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ» (بقره / ۲۱۶)
چه بسا چیزی را ناخوش دارید ولی خیر شما در آن است، و چه بسا چیزی را دوست بدارید که مایه شر شماست.
-
بعد از استخاره خوب، نحوه ورود به کار، مراعات ضوابط اخلاقی، حقوقی و شرعی به عهده خود افراد است. اگر کسی استخارهای نیکو کرد اما پس از آن به همسرش ظلم نمود، بداخلاقی کرد یا عهد شکست، عقوبت این گناهان به عمل خود او بازمیگردد نه به استخاره.
شرح فراز دعای ابوحمزه ثمالی: تعادل خوف و رجا در ساحت بندگی
امام سجاد (ع) در فرازهای میانی دعای شریف، اوج تعادل میان بیم و امید را ترسیم مینماید:
«فَوَا سَوْأَتَاهْ عَلَى مَا أَحْصَى کِتَابُکَ مِنْ عَمَلِی الَّذِی لَوْ لَا مَا أَرْجُو مِنْ کَرَمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ، وَ نَهْیِکَ إِیَّایَ عَنِ الْقُنُوطِ، لَقَنَطْتُ عِنْدَ مَا أَتَذَکَّرُهَا... وَ ثَبِّتْ رَجَاءَکَ فِی صُدُورِنَا»
وای بر رسوایی و شرمساری من از آنچه کتاب و نامه عملت از کردارم برشمرده است! اعمالی که اگر به کرم و وسعت رحمتت امید نداشتم، و اگر مرا از ناامیدی نهی نفرموده بودی، به محض یادآوری آنها به طور کامل از رحمتت ناامید میشدم... خدایا! امید به خودت را در سینههای ما ثابت بدار.
مؤمن در نگرش به خطایا و کوتاهیهای گذشته خویش، به درستی در آستانه قنوط و بیم شدید قرار میگیرد؛ اما آنچه سد راه ناامیدیِ ویرانگر میشود، فرمان اکید پروردگار بر حرمت یأس از رحمت حق («لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ») و وسعت مغفرت واسعه اوست. امام سپس عرضه میدارد: بارالها، امیدت را در دل ما استوار دار تا از دایره ایمان و رجای صادق بیرون نرویم. بندگی حقیقی در همین توازن لطیف است: نه غرق در خوفی که به یأس بینجامد، و نه مغرور به رجایی که به امن از مکر الهی و تجری بر گناه منتهی شود.
رجای صادق؛ دستگیری در موضع اجابت و کمینگاه دادخواهی
امام در ادامه بیان میدارد:
«وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِلرَّاجِی بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ، وَ لِلْمَلْهُوفِینَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ»
و یقین دارم که تو برای امیدواران در جایگاه اجابتی، و برای بیچارگانِ دلسوخته در کمینگاهِ فریادرسی هستی.
خداوند کریمی است که هرگز دست امیدوار را تهی بازنمیگرداند. در روایات آمده است که حتی در صحرای محشر، بنده گناهکاری را که به سمت دوزخ میبرند، چون با ندامت و امید به عفو پروردگار به عقب مینگرد، ندای رحمت حق میرسد: «بنده مرا بازگردانید؛ چرا که او به فضل من حسن ظن و امید داشت و من شرم دارم امید او را ناامید سازم». همچنین باریتعالی در کمینگاه نالهها و استغاثه مضطران است؛ هرگاه بندهای با تمام وجود از اسباب مادی قطع امید کرده و فریاد الغیاث برآورد، حقتعالی با عنایت خاص به یاریاش میشتابد.
ذکر مصیبت: وداع جانسوز اباعبدالله الحسین (ع) با اهلبیت و سکینه خاتون (س)
امشب دلها را به خیمهگاه غریب کربلا و به یاد عمه سادات، مظلومه دشت نینوا، حضرت سکینه خاتون (سلاماللهعلیها) پیوند میزنیم.
مرحوم شیخ عباس قمی در نفسالمهموم، در فصل وداع امام حسین (ع) با اهلبیت مینویسد: مصائب عاشورا همه سنگین و جانگدازند، اما فصل وداع سیدالشهدا حسابی جداگانه دارد.
در کتابهای مقتل خطی که از اسناد معتبر عاشوراست نقل شده: پس از شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)، اباعبدالله الحسین برای آخرین وداع راهی خیمهها شد. لشکر عمر سعد دیدند خروج امام از خیمهها طولانی شد؛ عمر سعد به یکی از سپاهیان سنگدل دستور داد: بر بلندی برو و ببین حسین در خیمهها چه میکند؟
آن مرد ملعون برگشت، در حالی که چشمانش از شدت گریه سرخ شده بود! گفتند: تو را چه شده است؟
پاسخ داد: «به خدا سوگند صحنهای دیدم که جگرم آتش گرفت... دیدم امام حسین (ع) در میان خیمهها ایستاده، زنان و دختران خردسال پروانهوار گردش حلقه زدهاند؛ هر دختری دامن لباس پدر را میگیرد، امام دست محبت بر سر او میکشد و به خیمه بازمیگرداند... اما دیدم دختری حدوداً دهساله—سکینه خاتون—در گوشهای مانند ابر بهار میگرید و دستانش را حایل کرده است...
«فَجَاءَهَا ثُمَّ ضَمَّهَا إِلَى صَدْرِهِ...»
امام پیش آمد، سکینه را در آغوش کشید، سر بر سینه مبارک نهاد و با آستین لباس خویش اشکهای چشمان دخترش را پاک میکرد و با سوز دل زمزمه میفرمود:
«سَیَطُولُ بَعْدِی یَا سُکَیْنَةُ فَاعْلَمِی / مِنْکِ الْبُکَاءُ إِذَا الْحَمَامُ دَهَانِی...
لَا تُحْرِقِی قَلْبِی بِدَمْعِکِ حَسْرَةً / مَا دَامَ مِنِّی الرُّوحُ فِی جُثْمَانِی...»
(دخترم سکینه جان! بدان که پس از شهادت پدر، گریههای طولانی در پیش خواهی داشت؛ تا جان در بدن دارم با این اشکهای حسرتت دل مرا به آتش مکش...)
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1445