عقد عمری
تعریف و حقیقت عقد عُمریٰ
یکی از عقودی که در فقه مطرح است، عقد «عُمریٰ» است (با الف مقصوره مینویسند، شبیه موسیٰ).
عُمریٰ یعنی چه؟ یعنی اینکه مالک منزلی به یک فردی میگوید: «مادامالعمرِ من یا مادامالعمرِ شما، شما در این مکان میتوانی ساکن بشوی بدون پرداخت هیچ کرایهای» (در حقیقت اجاره مجانی است).
منتها زمانش کِی است؟
-
یا عمرِ آن کسی است که خانه را در اختیار میگذارد (مالک)،
-
یا مادامالعمرِ آن کسی است که بهرهبرداری میخواهد بکند.
این میشود عقد عُمریٰ.
تمایز عقد عُمریٰ با «صلحِ به شرط عُمریٰ»
اکنون یک چیزی در بین مردم مطرح است تحت عنوان «صلحِ عُمریٰ»؛ ما «صلح عُمریٰ» نداریم، این عبارت غلط است. بلکه آنی که داریم چیست؟ او این است که مثلاً یک آقایی میآید به مثلاً خانمش میگوید: «من این خانه را اکنون به عقد صلح به شما تملیک میکنم».
عقد صلح یک عقد دیگر است:
-
در عقد عُمریٰ: فقط شخصی که طرفِ مالک هست، حق سکونت دارد؛ نمیتواند اینجا را اجاره بدهد، نمیتواند بفروشد، نمیتواند کس دیگری را بیاورد ساکن کند؛ فقط حق دارد خودش اینجا سکونت مجانی داشته باشد مادامالعمرِ خودش یا مادامالعمرِ طرف مقابل. هیچ انتقال عینی صورت نمیگیرد، بلکه عین همچنان در ملک مالک هست.
-
اما عقد صلح: این است که فرض کنید این آقا منزل را به عقد صلح میدهد به خانمش. حالا: ۱. یا صلح یکطرفه است؛ صلح یکطرفه این است که فقط سازش میکند با او به اینکه این ملک مالِ تو باشد، او هم قبول میکند. ۲. یا صلح دوطرفه است؛ صلح دوطرفه به این است که میگوید: «من این را صلح میکنم به شما، به شرطی که تو هم فرض کنید که یک سوره یاسین برای مرحوم پدر من بخوانی» (یک چیز خیلی سادهای، یک سوره حمد ممکن است برای والدین من بخوانی). اگر بپذیرد او، برایش واجب میشود انجام بدهد و این عقد صلح صحیح هم هست.
ترکیب صلح و عُمریٰ (صلح به شرط عُمریٰ)
آن وقت در این عقد صلح، این آقا که دارد این خانه را میدهد به خانمش، میآید و یک شرطی میکند؛ شرطش این است که میگوید: «ولی من مادامالعمر میتوانم در خانهٔ تو زندگی کنم؛ توجه کردید؟ تو باید با من عُمریٰ بکنی؛ یعنی من این را به تو میدهم به شرطی که تو یک عقد عُمریٰ با من داشته باشی وقتی که مالک شدی، که من مادامالعمرم بتوانم در این خانه سکونت کنم».
این «صلح به شرط عُمریٰ» است که کلمهٔ «شرطش» را مردم ساقط میکنند و میگویند «صلحِ عُمریٰ». این صلحِ به شرط عُمریٰ صحیح است و مشکل شرعی ندارد، به شرطی که همینطوری قصد بکنند. توجه کردید؟ یعنی این آقا میدهد به خانمش به آن شرط.
وقتی که اینچنین بشود:
-
دیگر این خانه، ارثِ آن پدر دیگر محسوب نمیشود بعد از فوتش؛ چون از اکنون میشود ملکِ این خانم.
-
اگر اتفاق بیفتد که این خانم زودتر از دنیا برود، این آقا چون عُمریٰ کرده با خانمش — چون شرط بوده در ضمن عقد صلح — این آقا میتواند در این خانه سکونت داشته باشد مجانی تا وقتی زنده است؛ البته به شرطی که عُمریٰ در مورد عمر خودش باشد، و الّا مادامالعمرِ خانمش باشد آنجا دیگر تمام میشود. اما اگر مادامالعمرِ خودش باشد، که معمولاً مادامالعمرِ خودشان شرط میکنند، این آقا فقط حق دارد اینجا سکونت کند.
-
اثر این مسئله این میشود که اگر یک روزی این خانه از حالتِ قابل سکونت بیفتد، دیگر این آقا طبیعتاً در یک خرابهای زندگی نمیکند، و هیچ حق دیگری نخواهد داشت.
ولی به هر صورت، آنچه که صلح عُمریٰ میگویند به این برمیگردد.
درج حق فسخ مادامالعمر و آثار فوت طرفین
در اینجا این نکته را تذکر بدهیم: کسانی که به عقد صلح، خانه را به مثلاً همسرشان یا فرزندشان میدهند، میتوانند یک شرط دومی هم داشته باشند، و آن شرط این است که بگویند: «مادامالعمر که من زندهام، میتوانم آن عقد صلح را برهم بزنم»؛ توجه کردید؟
اگر چنین شرطی را بکنند، این شرط صحیح است. من نه توصیه میکنم این کار را بکنند، نه توصیه میکنم این کار را نکنند؛ عرض میکنم که این کار امکان دارد انجامش، وگرنه توصیه به هیچکدام از دو طرفش بنده ندارم خدمت فردی یا بزرگواری که حالا صدای من به گوشش میرسد.
اما چنین چیزی هست؛ چون گاهی از ما سؤال میکنند، نگرانی دارند که مثلاً اتفاقی بیفتد. میتواند شخص شرط بکند در این معامله: ۱. صلح میکند، اکنون میدهد به خانمش و اکنون هم میشود ملک این خانم. ۲. مادامالعمر هم سکونت دارد. ۳. و اگر یک روزی نگران شد، میتواند برهم بزند.
و حتی اگر آن خانم زودتر فوت کند، چون حق فسخ معامله را مادامالعمرِ خودش قرار داده، بعد از فوت او هم میتواند معامله را برهم بزند؛ برای او چنین چیزی وجود دارد.
اما اگر به هر دلیلی برهم نزد، این میشود ملکِ آن خانم و اگر این آقا از دنیا رفت بدون فسخ، آن خانم هم از دنیا رفت، میرود در ورثهٔ آن خانم؛ دیگر به ورثهٔ این آقا ربطی نخواهد داشت.
این مسئله را دیشب به نحوی یکی از آقایان سؤال کرد، وعده کردم که امشب به عرض عزیزان برسانم.
دعا و صلوات پایانی
خدای متعال ما و شما را در مسیر طاعت و بندگی خودش تا پایان عمر توفیق ثبات قدم مرحمت بفرماید و حسن عاقبت نصیب همه ما بگرداند.
به پیشگاه مقدس و منور والدهٔ بزرگوار امام عصر (صلواتاللهعلیه)، یعنی حضرت نرجس خاتون (علیهاالسلام)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
احکام مرتبط
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: دهه اول محرم سال 1442 (1399 شمسی)
- برگزارکننده: منزل آقای حبیبی دوست
- دسته بندی: معاملات