جلسه 27 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
تاریخ برگزاری: 22 فروردین 1403 1 شوال 1445
افتتاحیه و ادعیه آغازین
أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»
سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیةاللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
احکام شرعی: تسویف در توبه و سهولت بازگشت در امت پیامبر خاتم (ص)
توبه از واجبات فوری شرعی است و تأخیر انداختن آن که در اصطلاح روایات «تسویف» نامیده میشود، خود گناهی مهلک و دامی شیطانی به شمار میآید. در روایات وارد شده است: «أَکْثَرُ صِیَاحِ أَهْلِ النَّارِ مِنَ التَّسْوِیفِ»؛ بیشترین فریاد و شیون دوزخیان از به فردا افکندن توبه است که اجل مهلتشان نداد.
تسهیل امر توبه در امت اسلام، هدیه خداوند به حرمت رسول اکرم (ص) است:
-
سختی توبه در امتهای گذشته: در امتهای پیشین، توبه احکامی طاقتفرسا و پرهزینه داشت؛ گاه با گناه، رسوایی بر سردرِ خانه فرد نقش میبست، یا برای آمرزش گناهی سالها انزوا، روزهداری و ریاضتهای سنگین در کوهها و غارها مقرر میشد.
-
تخفیف و سهولت در شریعت اسلام: خداوند به برکت دعای پیامبر اعظم (ص) در معراج («رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا»)، بار تکالیف شاق را برداشت. در این امت، حقیقت توبه صرفاً با پشیمانی واقعی دل و عزم بر عدم تکرار حاصل میشود: «کَفَى بِالنَّدَمِ تَوْبَةً». البته اگر گناه مربوط به حقوقالناس یا قضا شدن واجباتی چون نماز و روزه باشد، باید برای ادای آنها اقدام گردد.
نعمت فرزندی صالح از دیدگاه روایات
حسن بصری سخنی نادرست بر زبان رانده بود و فرزند را مایه رنج و زحمت معرفی میکرد. هنگامی که این کلام به امام سجاد (ع) رسید، حضرت آن را باطل دانسته و فرمودند: «کَذَبَ؛ دروغ گفته است».
سپس امام در تبیین برکت فرزند صالح فرمودند:
-
اگر فرزند زنده بماند، دعاگویی در پیشگاه خداوند است که دعایش به داد والدین میرسد.
-
و اگر در طفولیت یا پیش از والدین از دنیا برود، شفیعی در پیشگاه حق است که ذخیره آخرت پدر و مادر میگردد.
شرح فراز دعای ابوحمزه ثمالی: نفی استحقاق و استدلال در برابر خداوند
در دعای شریف ابوحمزه ثمالی، امام سجاد (ع) شیوه صحیح گفتگو با آفریدگار را بازگو میفرماید:
«لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِکَ عَلَى أَعْمَالِنَا، بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنَا، لِأَنَّکَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»
-
عُجب و اتکا به عمل، مانع استجابت: بنده هر اندازه که کار نیک کرده باشد، حق استدلال و طلبکاری در برابر خداوند ندارد. انسان نمیتواند اعمال یا حتی حضور خود در مجالس عزای سیدالشهدا (ع) را سرمایهای بیابد که با آن نجات را طلب کند؛ چرا که خودِ توفیقِ نشستن در این مجالس و قطره اشکی که جاری میشود، فضل و نعمتی اختصاصی از جانب خداست.
-
تمسک به فضل محض: خداوند بدهکار احدی نبوده و نیست. افعال او یا بر مدار عدل است یا بر محور فضل؛ اگر بر اساس عدل محاسبه کند، گناه در برابر ساحت عظمت بیانتها مستوجب شدیدترین عقوبتهاست، و اگر عفو فرماید، کرامت محض اوست. بنده در موضع نجات، تنها چشم به فضل الهی میدوزد.
شرمساری عبد از گستاخی با وجود حلم مولا
امام سجاد (ع) با بیان حال معصیتکار عرضه میدارد:
«وَ یَدْعُونِی إِلَى قِلَّةِ الْحَیَاءِ سَتْرُکَ عَلَیَّ، وَ یَحْمِلُنِی عَلَى الْجُرْأَةِ حِلْمُکَ عَنِّی... وَ لَا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ إِلَیَّ»
گناه بنده نه به خاطر آن است که علم و نگاه خدا را سبک بشمارد، بلکه به دلیل غفلت و فریبخوردگی در برابر پردهپوشی و مهلتدادنهای پیدرپی اوست. انسان از نگاه یک کودک حیا میکند اما در برابر محضر پروردگار مرتکب خطا میشود. با این وجود، امام میفرماید بنده توبهکار میداند که اگر پرونده اعمالش در قیامت گشوده شود، به اندازه یک چشم بر هم زدن یارای پاسخگویی به حساب دقیق الهی را ندارد؛ از این رو با تمام وجود از حساب عسیر میگریزد و به حساب یسیر و عفو بیحساب خداوند التماس میکند.
ذکر مصیبت: شهادت حضرت عبدالله بن الحسن (ع) در گودال قتلگاه
امشب در این ساعات پایانی، دلها را به گودال قتلگاه و کنار پیکر مطهر امام حسین (ع) و یادگار امام مجتبی، حضرت عبدالله بن الحسن (ع) میبریم.
عصر عاشورا وقتی امام حسین (ع) در گودال بر زمین افتاد، عبدالله بن الحسن که کودکی یازدهساله بود در خیمهها تاب نیاورد. امام حسین متوجه شد و از دور به خواهرش اشاره فرمود: «احْبِسِیهِ یَا أُخْتِی؛ خواهرم زینب، دست این کودک را بگیر و نگذار به میدان بیاید».
حضرت زینب دوید و دستان عبدالله را گرفت، اما این کودک با شجاعت و غیرت حیدری دست خود را رها کرد و فریاد زد:
«وَ اللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّی...»
(به خدا قسم از عمویم جدا نخواهم شد...)
کودک خود را به گودال رسانید. دید بحر بن کعب ملعون با شمشیر برهنه قصد ضربه زدن به سیدالشهدا را دارد. عبدالله سلاحی نداشت؛ دست کوچک و لطیفش را سپر جان عمو کرد و فریاد زد: «وای بر تو ای زنازاده! آیا میخواهی عموی مرا بکشی؟!»
شمشیر فرود آمد و دست عبدالله قطع شد و به پوستی آویزان گشت...
کودک ناله زد: «یَا أُمَّاهْ... یَا عَمَّاهْ...»
امام حسین (ع) او را در آغوش کشید، به سینه چسبانید و فرمود: «ای فرزند برادرم! بر این مصیبت صبر کن که به زودی به پدران پاکت ملحق خواهی شد...»
اما دلها بسوزد برای آن لحظهای که امیرالمؤمنین (ع) در تاریکی شب، بدن زهرای اطهر را به خاک میسپرد...
خاک قبر فاطمه را از دست تکانید، اندوه عالم بر دلش هجوم آورد، رو به سوی قبر رسول خدا کرد و ناله زد:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِکَ... قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی، وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی...»
(یا رسولالله! سلام من و سلام دخترت که در جوارت آرام گرفت بر تو باد؛ بعد از فاطمه شکیباییام پایان یافت و توانم از کف رفت... از او بپرس که این امت چگونه بر ستم او همدست شدند...)
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1445