اثر توسل به حضرت علی اصغر | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

اثر توسل به حضرت علی اصغر

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


دستور ختم چهل‌روزهٔ زیارت عاشورا برای برآورده شدن حاجات

خدا رحمت کند یکی از اساتید ما را؛ می‌فرمود: «هر حاجتی داشته باشم، چهل روز متوسل به امام حسین (علیه‌السلام) می‌شوم و زیارت عاشورا می‌خوانم؛ خدای متعال به خاطر امام حسین (ع) حاجت مرا می‌دهد».

ایشان توصیه می‌کردند — و در مسجد نیز به برخی از عزیزانی که مشکلات مهمی داشتند سفارش شد — که ختم چهل‌روزه با شرایط زیر خوانده شود:

  • با صد لعن و صد سلام خوانده شود.

  • در بین قرائت زیارت، سخنی گفته نشود.

  • در طول روز خوانده شود.

  • کسی از این ختم مطلع نگردد.

  • در طول این چهل روز از گناه پرهیز شود.

قضایا و تجارب فراوانی در خصوص برآورده شدن حاجات با این ختم وجود دارد.

ماجرای مشکل گذرنامه در مرز و توسل به حضرت علی‌اصغر (ع)

آن بزرگوار نقل می‌کردند: با جمعی راهی کربلا شدیم. در مرز، همهٔ همراهان عبور کردند، اما به من که رسید گفتند: «گذرنامهٔ تو ایراد اساسی دارد و اصلاً نمی‌توانی از مرز خارج شوی».

با شور و اشتیاق فراوان آمده بودم و درمانده شدم که چه کنم. از همان لب مرز رو به سوی حرم سیدالشهدا (علیه‌السلام) کردم و عرض کردم: «یا بن رسول‌الله! اگر چهل روز فرصت داشتم، با ختم زیارت عاشورا مشکلم را حل می‌کردم؛ اما اکنون چنین فرصتی ندارم و نمی‌دانم چه کنم».

در همان حال، خوابی به من عارض شد. در عالم رؤیا دیدم حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) از مقابل تشریف می‌آورند؛ عبایی بر دوش داشتند و هنگامی که به من رسیدند، سخنی نفرمودند، اما از زیر عبا، قنداقه‌ای را روی دست گرفته و به سمت قبله بلند کردند و به من نشان دادند. متوجه شدم که باید به طفل شیرخوارشان متوسل شوم.

متوسل به حضرت علی‌اصغر (ع) شدم و کاری که از نظر عادی ناممکن بود، همان‌جا حل شد و همراه رفقا به کربلا رفتیم.

تسلی دادن به سیدالشهدا (ع) در شهادت حضرت علی‌اصغر (ع)

در میان مصائب بزرگ عاشورا — مصائبی که تمام داغ‌های دنیا در برابر آن کوچک است — تنها در یک موضع، هم امام حسین (ع) به خود تسلی داد و هم از عالم بالا به ایشان تسلیت و تسلی داده شد.

حضرت در کنار پیکر علی‌اکبر (ع) و در بالین عباس (ع) گریست؛ اما هیچ‌کجا از عالم بالا تسلیتی نیامد. تنها زمانی که قنداقه روی دستان سیدالشهدا (ع) بود و تیر به گلوی نازک طفل اصابت کرد، حضرت خون را به آسمان پاشید، به محاسن مالید و به قنداقه زد و خود را این‌گونه تسلی داد:

«هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَزَلَ بِي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللَّهِ»

(چون این مصیبت در پیشگاه خداوند واقع می‌شود، تحمل آن بر من آسان است).

در همان هنگام از آسمان ندا آمد:

«دَعْهُ يَا حُسَيْنُ، فَإِنَّ لَهُ مُرْضِعاً فِي الْجَنَّةِ»

(حسین جان! این طفل را به ما واگذار؛ همانا برای او در بهشت دایه‌ای است).

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00