سکونت در محلی که امکان رعایت وظایف دینی وجود ندارد | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

سکونت در محلی که امکان رعایت وظایف دینی وجود ندارد



معرفی گناه کبیرهٔ «تَعَرُّب بَعدَ الهِجرَة»

یکی از گناهان کبیره که حتی در میان متدینین کمتر شناخته‌شده است و چه بسا برخی از آنان نام آن را نشنیده باشند یا در صورت شنیدن معنای آن را ندانند، گناه «تَعَرُّب بَعدَ الهِجرَة» است. ابتدا مفهوم و احکام این گناه را تبیین می‌کنم و سپس به وجه تسمیهٔ آن خواهم پرداخت.

ضابطهٔ فقهی تحقق تعرب بعد از هجرت

اگر انسان بداند یا احتمال عقلایی بدهد — احتمالی که منشأ خوف و ترس در او گردد — که با مسافرت به مکانی، در آن سفر قادر به انجام وظایف الزامی شرعی خود نخواهد بود، یعنی:

  • مرتکب حرامی می‌شود؛

  • یا واجبی را ترک می‌نماید (خواه واجب اعتقادی باشد یا واجب عملی)؛

چنانچه علم به وقوع این امر داشته باشد، یا شک و احتمالی داشته باشد که سبب خوف و هراس از انحراف گردد، در این صورت اقدام به چنین سفری حرام بوده و فرد مرتکب گناه کبیرهٔ «تعرب بعد از هجرت» شده است.

  • مثال سفرهای تفریحی و توریستی:

    اگر شخصی بداند یا با توجه به شرایط سنی و روحی خود خوف داشته باشد که با سفر به یک شهر توریستی و تفریحی پایش بلغزد یا واجبی از واجبات الهی را ترک کند، نفسِ اقدام به این سفر برای او معصیت و حرام خواهد بود.

احکام اقامت و سکونت در محیط‌های ناسالم

این حکم اختصاصی به سفر کوتاه‌مدت ندارد، بلکه در مورد سکونت و اقامت دائم نیز جاری است:

  • تغییر شهر: اگر کسی بداند یا خوف داشته باشد که زندگی در شهری خاص موجب ابتلا به گناه یا ناتوانی در انجام واجبات می‌شود، بر او واجب است آن شهر را ترک کرده و به مکان دیگری برود.

  • تغییر محله یا مجتمع مسکونی: اگر در محله‌ای خاص یا در یک مجتمع آپارتمانی خطری متوجه دین انسان باشد یا بیم گناه برود، باید آن محله یا ساختمان را تغییر دهد.

خلاصه آنکه انسان نباید خود را در معرض گناه قرار دهد. نباید ادعا کرد که: «هنر آن است که انسان در میان معرکه و شرایط فساد باشد و خود را حفظ کند». حفظ نفس در شرایط سخت هنر است، اما اگر کسی این توانمندی را در خود نمی‌بیند، وظیفه و «هنر دوم» او این است که از معرکه بگریزد و خود را وارد موقعیت‌های لغزش‌آفرین نکند. این حکم هم در سفر و هم در سکونت صادق است.

نقد پدیدهٔ مهاجرت تحصیلی و اقامتی به خارج از کشور

امروزه در جامعهٔ ما موضوعی به عنوان یک ارزش کاذب شکل گرفته و از سوی رسانه‌ها نیز بر آن دمیده می‌شود و جلوه‌ای دروغین به آن داده‌اند؛ به گونه‌ای که ادامهٔ تحصیل یا سکونت در فلان کشورها را به عنوان نماد سعادت و کمال می‌پندارند.

  • تب لاتاری و قرعه‌کشی: اشتیاق و انتظاری که برخی برای نتایج قرعه‌کشی‌های اقامتی (نظیر لاتاری) دارند و رفتن به آن سرزمین‌ها را نهایت خوشبختی تلقی می‌کنند، مصداقی از این نگرش است.

  • مقایسه‌های ظاهری: عده‌ای به انگیزه‌های گوناگون — مانند ادعای امنیت بهتر، رفاه اقتصادی، نظام آموزشی و دانشگاهی پیشرفته‌تر، یا نظم اجتماعی و رعایت قوانین — به آن کشورها می‌روند. هرچند ممکن است این تفاوت‌ها و امتیازات مادی در جای خود وجود داشته باشد و کسی منکر آن‌ها نیست، اما از دیدگاه دین، تمامی این مزایا را اگر روی هم بگذارید، در برابر ارتکاب یک گناه ذره‌ای ارزش ندارد. این زاویهٔ دیدی است که شریعت به انسان می‌بخشد.

کسی که نگاه دینی ندارد، طبعاً این مباحث برای او فاقد معنا است؛ اما برای فردی که پایبند به دین است، حفظ ایمان و تکالیف الهی در اولویت اول قرار دارد.

حرمت اقدام به مهاجرت در صورت خوف بر دین خود یا خانواده

چنانچه فردی حتی تمام مراحل پذیرش تحصیلی (اَپلای)، امور اداری و مقدمات سفر را انجام داده باشد، اما بداند یا خوف داشته باشد که با حضور در آن محیط، خود یا خانواده‌اش به معصیت آلوده می‌شوند یا واجبی را ترک خواهند کرد، شرعاً مجاز به این سفر نیست و باید آن را لغو کند.

مسئولیت شرعی در قبال همسر و فرزندان

قرآن کریم می‌فرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»

ای اهل ایمان! خود و خانواده‌تان را از آتشی حفظ کنید که هیزم و سوخت آن، انسان‌ها و سنگ‌ها هستند. آتش دوزخ با وارد شدن انسان‌ها شعله‌ورتر می‌گردد.

مرد خانواده تنها مسئول دین خود نیست؛ او نسبت به دیانت همسر و فرزندان خود نیز مسئولیت مستقیم دارد:

  • اگر فردی به ثبات قدم و ایمان خود اطمینان دارد، اما نسبت به انحراف عقیدتی یا عملیِ همسر و فرزندانش بیمناک است، نباید آنان را به همراه خود ببرد.

  • اگر خانواده‌ای در خارج از کشور سکونت دارد و احساس می‌کند فرزندان در معرض انحراف از دین (اعم از انحراف اعتقادی یا اخلاقی و عملی) قرار گرفته‌اند، واجب است بازگردند و به مکانی هجرت نمایند که دین فرزندانشان محفوظ بماند. مسائل اقتصادی، تحصیلی و شغلی در مرتبهٔ دوم اهمیت قرار دارند.

پیامدهای فرهنگی و نسلیِ مهاجرت بر اساس آمار

پاسخ به این توجیه که: «رشتهٔ تحصیلی ما متناسب با شرایط کشور نیست و در صورت بازگشت فرصت شغلی نخواهیم داشت»، این است که انسان در نهایت باید میان حفظ دین و آخرت، یا تحصیل و رفاه دنیوی یکی را برگزیند؛ حفظ دین بر هر امر دیگری مقدم است.

تحقیقات انجام‌شده در مغرب‌زمین پیرامون مهاجران کشورهای دیگر نشان می‌دهد:

  • نسل اول مهاجران تا حدودی آداب و رسوم مادری خود را حفظ می‌کنند؛

  • نسل دوم (فرزندان متولد در آن کشورها) نهایتاً حدود ۴۰ درصد به زبان و آداب و رسوم والدین پیوند دارند؛

  • نسل سوم (نوه‌ها) پس از ازدواج و استقرار، پیوندشان با فرهنگ و زبان اجدادی تقریباً به صفر می‌رسد.

این روند در میان برخی بستگان ما نیز عینا مشاهده شده و کاهش شدید پایبندی در نسل‌های بعدی مشهود است. والدینی که بسترساز تولد و رشد فرزندان در چنین جوامعی می‌شوند، بار مسئولیت انحراف نسل‌ها و نوادگان خود را نیز بر دوش خواهند داشت.

وظیفهٔ طلاب و اهل علم در ابلاغ احکام

شاید بیان این حقایق برای برخی ناخوشایند باشد و حتی آن را با تمسخر بنگرند؛ اما احکام الهی بر اساس خواست یا استهزای دیگران تغییر نمی‌کند. وظیفهٔ اهل علم، تبیین صریح تکالیف شرعی است؛ به‌ویژه در عصر کنونی که دانشجویان و چه بسا اساتید متدین به واسطهٔ توصیه‌نامه‌ها و پذیرش دانشگاه‌ها راهی این مسیر می‌شوند، لازم است پیش از هر اقدامی تمامی این ابعاد شرعی را با دقت تمام مد نظر قرار دهند.

دعا و توسل پایانی

خداوند متعال به ما و شما در مسیر بندگی خودش، هم توفیق قرار گرفتن و هم توفیق ثبات قدم عنایت بفرماید. به پیشگاه مقدس و منور والدهٔ بزرگوار امام عصر (علیه‌السلام)، حضرت نرجس‌خاتون (سلام‌الله‌علیها)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00