آثار احترام به سادات
جایگاه و اهمیت احترام به ذریهٔ پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س)
خدای متعال دوست دارد که ما نسبت به فرزندان و اولاد پیامبر اکرم (ص) که از نسل حضرت زهرا (س) هستند، حساب ویژهای باز کنیم؛ چه کسی که از ناحیهٔ پدری به پیامبر برسد و چه از طرف مادری. احترام به ذریهٔ رسول خدا و حضرت زهرا بسیار مطلوب است و آثار فراوانی دارد.
سیرهٔ مرحوم آیتالله سیبویه در احترام به سادات
خدا بیامرزد مرحوم آقا شیخ احمد سیبویه را؛ ایشان نسبت به احترام به سادات اهتمام ویژهای داشت و انصافاً احترامهای عجیبی میکرد:
-
از سر کوچهٔ افرادی که سید بودند رد میشد، میایستاد و به آنها سلام میکرد.
-
روی منبر اگر سیدی وارد میشد، بدون توجه به شرایط، به احترام او برمیخاست.
ایشان در اواخر عمر، با وجود اینکه قامتش خمیده شده بود و قوایش تحلیل رفته بود، نه گوشش سنگین شده بود و نه چشمش نیاز به عینک داشت؛ نه محتاج عینک بود و نه سمعک. میگفت: روایت است کسی که ذریهٔ پیامبر و حضرت زهرا را اکرام کند، خداوند به او نور بصر و شنوایی عنایت میفرماید.
وصیت علامه حلی به فرزندش دربارهٔ سادات
این مسئله آثار دنیوی و اخروی فراوانی دارد. در وصایای مرحوم علامه حلی (ره) به پسرش — در اواخر یکی از کتب فقهیاش (شاید کتاب قواعد) — آمده است:
«پسر جان! احترام به ذریهٔ فاطمهٔ زهرا (سلاماللهعلیها) را خیلی قدر بدان و مغتنم بشمار که برکات فراوانی در آن است».
فرمایش پیامبر اکرم (ص) در معیار احترام به فرزندانشان
آقایانی که همسر سید دارند یا همسرشان مادری سیده دارد، و بانوانی که همسرشان از سادات است، اگر به احترام حضرت زهرا (س) مدارا و تحمل بیشتری به خرج دهند، برایشان ثبت و ضبط خواهد شد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«أَكْرِمُوا أَوْلَادِي؛ الصَّالِحُونَ مِنْهُمْ لِلَّهِ، وَ الطَّالِحُونَ مِنْهُمْ لِي»
(فرزندان مرا احترام کنید؛ خوبانِ آنها را به خاطر خدا، و اگر بدعمل بودند به خاطر من احترامشان کنید).
خداوند دوست دارد پیامبرش مورد اکرام واقع شود و مصداق «يُحْفَظُ الْمَرْءُ فِي وُلْدِهِ» (حرمت مرد در حفظ حرمت فرزندانش پاس داشته میشود) محقق گردد.
داستان آهنگر و پاداش حفظ حرمت ذریهٔ زهرا (س)
در یکی از کتب معتبر داستانی نقل شده است:
فردی از درِ مغازهٔ آهنگری رد میشد و دید آهنگر به جای استفاده از انبر، دستش را داخل کوره میبرد، آهن گداخته و داغ را با دست بیرون میآورد و روی سندان میگذارد و با پتک بر آن میکوبد، بدون آنکه دستش بسوزد!
چشمهایش را مالید تا مطمئن شود بیدار است. وارد مغازه شد و به بهانهٔ مهمانی نشست تا راز این واقعه را بفهمد. شب نیز به اصرار مهمان خانهٔ او شد. دید مردی معمولی است؛ نه در عبادت شبانه کار فوقالعادهای میکند و نه رفتار عجیبی دارد. صبح علت نسوختن دستش را پرسید.
آهنگر گفت:
«روزی زن جوانی به مغازه آمد و گفت شوهرم مرده و چند کودک بیپناه دارم، کمکی کن تا غذایی برایشان تهیه کنم. شیطان مرا وسوسه کرد تا از او سوءاستفاده کنم؛ نپذیرفت و رفت، اما به خاطر شدت فقر و اضطرار بازگشت. وقتی در خلوت قرار گرفتیم، دیدم بدنش میلرزد. پرسیدم چرا اینچنین میلرزی؟ گفت: من سیده هستم و از اولاد فاطمهٔ زهرا؛ اکنون با چه رویی دست به این گناه بزنم؟!
تا نام حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را برد، پشیمان شدم و گفتم هرگز چنین کاری نمیکنم. به او کمک کردم و او دعا کرد: "امیدوارم همانطور که از من گذشتی، خداوند پاداشت را از مادرم به تو برساند".
همان شب در عالم رؤیا، بیبی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) را دیدم؛ فرمودند: "همانطور که تو از فرزند من گذشتی، خداوند هم آتش خود را بر تو سرد گرداند".
از فردای آن روز دیدم دستم دیگر از آتش کوره نمیسوزد و نیازی به انبر ندارم».
احترام به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) انسان را در دنیا و آخرت سعادتمند و روسفید میگرداند.