افزایش قیمت مال مخمس | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

افزایش قیمت مال مخمس

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


قاعده عدم تعلق مجدد خمس بر مال مخمس

در خمس اگر خمس چیزی داده شود و همان چیز به همان قیمت تا سال بعد و سال‌های بعد هم باقی بماند، دیگر مجدداً مشمول خمس نیست. یکی از فرق‌های خمس و زکات در همین است؛ مالی که زکات داده می‌شود برای بار دوم و سوم هم زکات به آن تعلق می‌گیرد، چون محل ابتلای شما نیست خیلی توضیح نمی‌خواهم بدهم. ولی در خمس این‌چنین است که «المُخَمَّسُ لا یُخَمَّس»؛ دیگر مالی که مورد تعلق خمس واقع شد و خمسش ادا شد، دیگر بار بعد و سال بعد لازم نیست که خمسش داده بشود.

احکام خمس در افزایش قیمت سرمایه تجاری

اما اگر این مال افزایش قیمت پیدا کند چه؟ در افزایش قیمت، فقها فرموده‌اند که چند صورت وجود دارد:

اگر آن جنسی که خمسش داده شده — فرض این است که اصل جنس خمسش داده شده در وقت خودش — در سال دوم افزایش قیمت پیدا کرده است:

  • اگر این جنس را برای خرید و فروش نگه داشته است: در این صورت آن افزایش قیمتش را باید خمس بدهد، یک‌پنجم آن افزایش را باید بدهد ولو نفروخته باشد؛ مثل کسبه و تجار.

مثلاً فرض کنید این آقا برنج‌فروش است؛ حالا برنج یا مثلاً فرش‌فروش است — مهم نیست، مثال‌هایش خیلی اهمیت ندارد — الان تمام سرمایهٔ خود را خمسش را داده و فرض کنید که مجموع برنج‌هایی که الان دارد روی هم رفته مثلاً ۱۰ میلیون است و این ۱۰ میلیون همه مخمس است. این برنج اگر بماند تا سال بعد، یا فرض کنید فرش، همین فرش‌ها بماند تا سال بعد و به فروش نرود، ولی سال بعد قیمت این مجموع فرش‌ها مثلاً از ۱۰ میلیون شده ۱۱ میلیون، ولو فروش هم نرفته ولی آن یک میلیون را این شخص باید خمسش را بپردازد؛ باید آن یک میلیون را خمسش را بدهد.

مال را اگر شخص برای تجارت می‌خرد و خمسش را هم می‌دهد، باید افزایش قیمتش را خمس بدهد؛ طلافروش است مثلاً، سکه پارسال مثلاً ۱ میلیون تومان بوده، امسال شده ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان مثلاً. اگر پارسال خمسش را نداده که معصیت کرده، باید خمس پارسال را می‌داده؛ اگر نداده باشد که امسال باید به قیمت فعلی هر چه که هست خمس را بدهد. اگر خمس مال را سال قبل داده باشد، امسال فقط افزایش قیمتش خمس دارد. این در مورد جنس‌هایی که برای خرید و فروش نگه داشته می‌شود.

حکم خمس افزایش قیمت اموال مصرفی و مؤونه (فروش خانه)

اما اگر برای این جهت نباشد چه؟ اگر برای این جهت نباشد، در اینجا افزایش قیمت آیا خمس دارد یا نه؟ باز یکی دو صورت دارد، من یک موردش را که محل ابتلا است عرض می‌کنم:

فرض کنید کسی خانه‌ای خریده و در همان خانه هم ساکن شده است؛ خانه‌اش را مثلاً خریده به ۱۰۰ میلیون تومان و نشسته در آن، چند سال هم نشسته است. بعد این خانه را می‌فروشد، می‌خواهد یک خانهٔ دیگری بخرد، ولی خانه را وقتی که فروخته مثلاً ۱ میلیارد تومان می‌فروشد که ۹۰۰ میلیون تومان تفاوت دارد.

این تفاوت قیمت وقتی می‌فروشد می‌شود جزء درآمد همان سال فروشش؛ همان وقت بلافاصله لازم نیست این را خمس بدهد، بلکه اگر به سال خمسی‌اش برسد این آقا یا این خانم، خانهٔ جدید هنوز تهیه نکرده، یا اگر تهیه کرده نرفته در آن بنشیند، باید آن ۹۰۰ میلیون تومان را تخمیس کند.

لذا این آقایان یا خانم‌هایی که خانه‌شان را می‌فروشند و مثلاً به قول خودشان سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌گذارند مثلاً در یک جایی ساخته بشود که این‌ها بعداً یک خانهٔ مناسب‌تری مثلاً پیدا کنند، طبق فتوای بسیاری از فقها آن مابه‌التفاوت را باید خمس بدهند و اگر خمس ندهند، در حقیقت آن ساختمان جدیدشان به آن خمس تعلق می‌گیرد و آن وقت در آن ساختمان جدید بدون اینکه ادا کنند خمس را، نمی‌توانند بروند.

مسئله البته دارای یک ابعادی است و یک خرده هم نظرات مختلف است؛ من بعضی از مسائل را می‌گویم برای اینکه افراد فقط یک مقدار انگیزه پیدا کنند که اگر محل ابتلایشان هست بروند مورد را بپرسند و تعقیب کنند. این مسئله هم از همان مسائلی است که بیشتر برای این جهت خدمت شما عزیزان عرض شد.

مسئله تورم و ارزش پول از نگاه فقهی و مراجع

اینکه تورم سود واقعی است یا واقعی نیست، این از مسائلی است که برای افراد خیلی ساده به نظرشان می‌آید که حل می‌شود؛ ولی فقها با همهٔ این چیزهایی که شما می‌دانید و اقتصاددان‌ها هم می‌گویند، همهٔ آن‌ها را می‌گویند و در عین حال بحث را در مسئلهٔ خمس به همان صورتی که عرض کردیم به آن یا فتوا می‌دهند یا احتیاط واجب می‌کنند.

مسئلهٔ تورم یک مسئلهٔ یک‌بعدی نیست که ما فقط کاهش ارزش پول بدانیم. من یادم است درس یکی از اساتید بزرگوار که از مراجع تقلید هستند من شرکت می‌کردم — اتفاقاً شاید دههٔ ۷۰ بود، داشتند ایشان بحث تورم را طرح می‌کردند — ابعاد مسئله را که گفتند، که از این نظر بله، سود به حساب نمی‌آید، ولی به جهت یک جهات دیگری هم در مسئله وجود دارد که آن جهات را هم وقتی گفتند، خلاصه آخرش خیلی مسئله صاف و پوست‌کنده درنمی‌آید. شما به هر صورت این مقدار باید توجه داشته باشید که آنچه به سرعت به ذهن شما می‌‌آید، این‌ها را فقیه هم می‌داند. بعضی‌ها فکر می‌کنند آقا چون در خانه در قم یک گوشه‌نشسته است، از هیچ جای عالم خبر ندارد، نمی‌داند که مثلاً زمین گران شده یا نمی‌دانم چی، تورم چنین شده؛ نه!

بله، در پرانتز عرض بکنم: یک پسری بود که الان هم از دین خدا خارج شده است؛ یک وقتی هنوز قبل از اینکه رسماً از دین خدا خارج بشود، یک اُنسی با ما داشت و یک امیدی هم داشتیم که با او گفتگو کنیم به یک جایی برسد که البته او رفت خارج و کلاً داستان عوض شد. تا وقتی اینجا بود خیلی با امور دینی در تعارض بود. ما خب با او خیلی آرام گفتگو می‌کردیم؛ حالا از ما بدش نمی‌آمد، البته از شخصیت ما خوشش نمی‌آمد، حالا از شخص ما خیلی بدش نمی‌آمد. این به خیلی چیزها ایراد می‌گرفت، بعد یک روز در بین همهٔ ایرادهایش گفت: «من این ایراد را به روحانیت، به مراجع وارد نمی‌دانم که این‌ها از هیچ جا خبر ندارند.» بعد خودش این را گفت؛ دیدم تفطن خوبی دارد. گفت که: «چون همه فکر می‌کنند این‌ها هیچ خبری ندارند، ولی آدم‌هایی که با این‌ها تماس می‌گیرند همین مردم کفِ جامعه‌اند. می‌روند به دیدن آقا، همه فکر می‌کنند که این آقا چون هیچ خبری ندارد، دست‌کم از شهر خودش، مملکت، نمی‌دانم محلهٔ خودش، کار خودش، مثلاً می‌‌گوید: آقا، خیلی شما بی‌خبرید، این‌جوری است مثلاً کارِ ما؛ آن آقا می‌شنود. آن یکی دیگر هم می‌آید همین فکر را راجع به آقا دارد، او هم می‌گوید؛ آن سومی، چهارمی، عملاً خیلی از خبرها را این آقا دارد، منتها خیلی وقت‌ها به روی خودش نمی‌آورد که من این خبرها را دارم و متوجه هستم.»

این نکته، نمی‌خواهم بگویم هر جا هر خبری هست آن‌ها می‌دانند، ولی این مسائل را می‌دانند، جهات علمی‌‌اش را هم بررسی می‌کنند؛ ولی به هر صورت دین خدا چیز ساده‌ای نیست که یک‌دفعه ما بخواهیم در آن یک نظر ارتجالی بدهیم و مسئله را در یک نقطه‌ای ختم بکنیم.

دعا و صلوات پایانی

خدای متعال ما و شما را در مسیر بندگی خودش، هم توفیق قرار گرفتن و هم توفیق ثبات قدم عنایت بفرماید. به پیشگاه مقدس و منوّر والدهٔ بزرگوار امام عصر (صلوات‌الله علیه)، یعنی حضرت نرجس‌خاتون (علیها السلام)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00