دهه اول محرم سال 1444 (1401 شمسی) - جلسه 10 | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

جلسه 10 دهه اول محرم سال 1444 (1401 شمسی)

تاریخ برگزاری: 17 مرداد 1401 10 محرم 1444

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


طلیعه سخن و دعای آغازین

أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا أَبِی‌الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ، وَعَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصُومِینَ، لَاسِیَّمَا مَوْلَانَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ.

عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا وَأُجُورَکُمْ بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ، وَجَعَلَنَا وَإِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ‌السَّلَامُ.

حکایت آیت‌الله وحید خراسانی از مکاشفه وقایع عاشورا

پیش از آن‌که دعا را بخوانیم، یاد این مورد افتادم که سال‌هایی که ما قم مشرّف بودیم، درس حضرت آیت‌الله وحید خراسانی را شرکت می‌کردیم، یک روز ایشان به مناسبتی این حکایت را نقل کردند که فردی بوده است که به او عملی یاد داده بودند که اگر آن عمل را انجام می‌داد، در روز عاشورا پرده از پیش چشمش کنار می‌رفته و همه حقایـ... وقایع عاشورا را آن‌گونه که اتفاق افتاده بوده، می‌دیده است.

البته ایشان نه اسم این فرد را بردند، نه آن عمل را بیان کردند؛ مقصودشان چیز دیگری بود. گفتند این شخص آن عمل را انجام داد. روز عاشورا از سرِ صبح، همان‌طور که بنا بود، پرده از پیش چشمش کنار رفت. حقایق را... وقایع را به صورتی که اتفاق افتاده بود، همه را دید. اصحاب چگونه رفتند میدان، همه را دید. این‌که اصحاب قطعه‌قطعه شدند، سیدالشهداء بر بالین آن‌ها حاضر شده بود، سر بعضی از آن‌ها را به دامن گرفته بود، تمام را مشاهده کرد.

رفتن اصـ... رفتن اهل‌بیت، جوانان بنی‌هاشم به‌سوی میدان را هم تک‌تک دید؛ از ابتدا تا انتها، از علی‌اکبرِ امام حسین، قاسم‌بن‌الحسن، همه را دید تا قمر بنی‌هاشم، همه را مشاهده کرد. حتی صحنه وداع امام حسین را هم به او نشان دادند. شیرخوار امام حسین هم که روی دست حضرت پرپر شـ... او را هم دید. نبرد خود سیدالشهداء علیه‌السلام را هم مشاهده کرد، تا رسید به آن‌جا که وجود مقدس سیدالشهداء علیه‌السلام روی اسب نشسته‌ است و صالح‌بن‌وهب ملعون به پهلوی آن حضرت خنجر زد: «فَسَقَطَ مِنْ فَرَسِهِ إِلَی الْأَرْضِ عَلَی خَدِّهِ الْأَیْمَنِ»؛ آقا با... طرف راست صورت به زمین افتاد.

به این‌جا که رسید، یک‌دفعه دید جلوی چشمش پرده افتاد؛ این حقایق را، دیگر وقایع را نمی‌بیند. چند ساعتی، مقداری گذشت، خیلی تعجب کرد؛ بنا بود به او وقایع عاشورا را نشان بدهند، ولی پرده افتاد. گذشت، گذشت، گذشت، تا رسید بعد از چند ساعت یک‌دفعه دید سر مقدس سیدالشهداء بر بالای نیزه است.

اعتراض کرده بود که: «به من وعده داده شده بود که همه وقایع عاشورا را به من نشان بدهند؛ این فاصله چرا به من نشان داده نشد؟» گفتند: «وعده در مورد چیزی بود که جزو اسرار عالم نبود. از این نقطه تا آن‌جا که از نظر تو مخفی شد، این جزو اسرار عالم است و فقط یک نفر او را می‌بیند و او وجود مقدس ولی‌عصر، امام زمان علیه‌السلام است.»

اکنون اگر می‌خواهید دعای «اللهم کن لولیک» را امروز بخوانید، با این عنایت بخوانید که این زخم‌ها دائم پیش روی امام زمانتان آشکار و ظاهر است. آن حضرت را با حضور قلب و توجه دعا کنید.

قرائت دعای فرج و زیارت عاشورا

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَی آبَائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، وَعَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ، وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ. یَا لَیْتَنَا کُنَّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.

به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان حضرت بقیةالله الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

احکام فقهی تفاوت ردّ مظالم و کفاره

این مسئله را من مکرر در مسجد عرض کرده‌ام، ولی باز هم ما مورد سؤال واقع می‌شویم. بعضی تصور می‌کنند که برای مثلاً خدای‌نکرده دروغی که گفته‌اند، یا غیبتی که کرده‌اند، تهمتی که زده‌اند، آزاری که به دیگری رسانده‌اند، یا حتی بعضی تصور می‌کنند برای این‌که اگر قرآن از دستشان به‌صورت غیر اختیاری و با حالت غفلت بیفتد زمین، تصور می‌کنند در این موارد باید رد مظالم داد یا باید کفاره داد؛ در حالی که این‌گونه نیست. موارد کفاره روشن است چه مواردی است و این اموری که عرض شد، جزو موارد کفاره نیست.

و رد مظالم هم در این موارد مطرح نیست؛ رد مظالم در امور مالی است. بله، در بحث غیبت، بعضی فقها نظرشان این است یا احتیاط می‌کنند یا فتوا می‌دهند که در صورتی که مفسده‌ای وجود ندارد، غیبت‌کننده از آن فردی که غیبت شده طلب حلالیت کند. ولی اگر خودِ همین طلب حلالیت منشأ یک فسادی بشود، روابط او با این فرد به هم بخورد، یا مستلزم این است که او وقتی بشنود پی بگیرد که این سخن را کجا گفتی، به چه کسی گفتی، چگونه بود، واکنش آن شخص چگونه بود، و خودش می‌تواند منشأ مفاسد بعدی بشود، در چنین فرضی حلالیت طلبیدن واجب نیست و به‌جای این کار، طلب مغفرت کند، غیبت‌کننده از آن غیبت‌شده. اما به هر صورت رد مظالم یا کفاره در این مورد مطرح نیست.

در مواردی مثل غیبت، تهمت، ایذاء، تمسخر، در این موارد، این‌ها حرام است، از محرمات کبیره هم هست و گناه بسیار بزرگی است هرکدام از این‌ها؛ اما این موارد هیچ‌کدام بحث رد مظالم ندارد. آنچه در مورد بهتان هست، یعنی نسبت دادن چیزی که خلاف واقع است به فردی و آن چیزی که نسبت داده شده از عیوب است، از گناهان است، اگر کسی خدای‌نکرده چنین کاری را بکند، وظیفه او این است که اگر می‌تواند، شنوندگان را، آن‌هایی که این حرف به آن‌ها رسیده، به آن‌ها بگوید: «من در این نسبتی که به فلانی دادم، خطا کردم». به این مقدار کافی است، بقیه‌اش را باید با خدا حل کند؛ یعنی توبه واقعی انجام بدهد. همین‌طور در بقیه موارد مثل ایذاء و غیبت و تمسخر و امثال این‌ها؛ در این‌ها، گرچه این‌ها یک آزاری به دیگری است، یک حقی است که از دیگری ضایع شده، ولی جبرانش با توبه است، با چیز دیگری نیست.

رد مظالم در کجاست؟ آن‌جایی است که شخص به کسی بدهی دارد و آن طلبکار را یا نمی‌شناسد اصلاً، یا می‌شناسد ولی به او دسترسی ندارد و امید هم ندارد که اگر جست‌وجو کند آن فرد را بیابد؛ یا نمی‌شناسد کلاً، یا می‌شناسد ولی پیدایش نمی‌کند، نمی‌داند کجاست. البته اگر می‌داند کجاست و به او دسترسی هم هست، ولی این دسترسی برای او مستلزم هزینه هنگفتی است که ضرر قابل توجه محسوب می‌شود، یا رساندن این مال به آن شخص برای این فرد بسیار سخت است، اگر این‌چنین باشد، این‌جا هم در حکم نتوانستن است؛ آن‌جایی که ضرر قابل توجه یا حرج شدید باشد، این‌جا هم در حکم نتوانستن است.

اگر به هر صورت به کسی بدهی داشته باشیم، یا مالی از او پیش ما باشد و آن صاحب مال یا صاحب بدهی را نشناسیم، یا می‌شناسیم به او دسترسی نداریم، یا اگر به او دسترسی داریم رساندن این مال یا دادن این بدهی باعث ضرر قابل توجه یا حرج شدید می‌شود، در این‌جا بحث رد مظالم پیش می‌آید که به این معناست: اگر یک مال خاصی است، آن مال را شما به فقیر شرعی از طرف مالکش صدقه بدهید، این را در شرع ما به‌عنوان رساندن مال به آن مالک تلقی کرده‌اند. گفته‌اند اگر این فرض باشد، نه در فرض‌های دیگر، اگر این فرض باشد شما به فقیر شرعی بدهید و البته بنا بر احتیاط از فقیه هم باید شما اجازه بگیرید؛ یعنی به فقیر می‌دهید به‌عنوان صدقه، از فقیه اجازه می‌گیرید. اگر این کار را بکنید، این کار رد مال است شرعاً به آن فرد.

و حتی گفته‌اند اگر بعداً هم یک‌دفعه به‌صورت اتفاقی طلبکار را شما پیدا کردید، یا صاحب مال را پیدا کردید، مالی که صدقه دادید یا بدهی که شما ادا کردید، دیگر لازم نیست مجدداً با او به توافق برسید که اگر او قبول نکرد شما از جیب خودتان بپردازید. این‌جا بحث رد مظالم است‌ها، نه بحث لقطه؛ مالی که پیدا می‌شود حساب دیگری دارد. مال رد مظالم اگر با آن شرایط شما به فقیر، به فقیر شرعی به‌عنوان صدقه از طرف مالکش دادید و از فقیه جامع‌الشرایط هم اجازه گرفتید، این مال ادا شده به آن فرد، و این‌جاست بحث رد مظالم؛ رد مظالم مربوط به جاهای دیگر نیست.

از این‌جا معلوم می‌شود این سؤالی که خانم‌ها به‌خصوص مکرر می‌پرسند، می‌گویند: «می‌خواهیم وصیت بنویسیم، نمی‌دانیم چقدر ما رد مظالم بنویسیم»، یا مثلاً بعضی می‌گویند: «ما سالیانه رد مظالم می‌خواهیم بدهیم، حاج‌آقا چقدر باید بدهیم؟» همه این سؤالات معلوم می‌شود که مورد رد مظالم را شخص نمی‌داند. بعضی‌ها هیچ رد مظالم لازم نیست بپردازند، بعضی‌ها رد مظالم‌های زیادی باید بپردازند. چرا؟ چون دیون فراوانی گردن آن‌هاست و صاحبان دِین را هم نمی‌شناسند یا به آن‌ها دسترسی ندارند. این‌ها با هم مختلف‌اند، افراد متفاوت‌اند؛ و اگر شما فرد را می‌شناسید، باید به خودش بدهید در صورتی که رد مال به او یا دادن دین به او، عسر و حرج شدید یا ضرر قابل توجه نداشته باشد.

خدای متعال ما و شما را در مسیر طاعت و بندگی خودش تا پایان عمر توفیق ثبات قدم عنایت بفرماید [حضار: الهی آمین] و حسن عاقبت نصیب همه ما بگرداند [حضار: الهی آمین]. به پیشگاه مقدس و منور والده بزرگوار امام عصر علیه‌السلام، حضرت نرجس خاتون سلام‌الله‌علیها صلوات بلندی تقدیم بفرمایید. [صلوات حضار]

جایگاه اقامه عزای امام حسین (ع) در تمامی ایام و اعیاد

اهتمام ائمه ما علیهم‌الصلاةوالسلام بر این بوده است که عاشورا را به‌صورت جدی شیعیان زنده نگه دارند؛ علاوه بر اصل اقامه عزای سیدالشهداء که نه زمان می‌شناسد نه مکان، نه شرایط خاصی لازم است برقرار بشود، بلکه هر زمان که بشود، امکان اقامه عزا باشد، اقامه عزای سیدالشهداء علیه‌السلام مطلوب درگاه خداست؛ حتی اگر در مجلس مولودی ائمه علیهم‌السلام هم باشد این‌گونه است و «یَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا» به مجالس ربط ندارد؛ این‌گونه نیست.

خود ائمه ما علیهم‌السلام در چهار عید بزرگی که در اسلام هست: عید فطر و عید قربان و جمعه و عید غدیر، در این چهار روز روایت داریم که عزای ما در این [روزها] و حزن ما در این روزها تجدید می‌شود. در همین چهار روز توصیه شده و از مستحبات این چهار روز خواندن دعای ندبه است؛ که دعای ندبه اسمش روی خودش است، ندبه است؛ یعنی اگر کسی در حالی که می‌گرید، بلندبلند حرف بزند، این را می‌گویند ندبه کردن. دعای ندبه هم این‌گونه است و از جمله دعاهایی است که بسیار مؤثر است مداومت بر او برای کسی که با توجه بخواند، خودش به حال... با این شرایطی که در این دعا هست، یک‌گونه درونش تطبیق پیدا می‌کند و همان حالِ مورد نظر در این دعا که یک‌گونه شخص در فراق امام زمان و در مصیبت‌های ائمه علیهم‌السلام واقعاً درونش گداخته می‌شود و آتش می‌گیرد، به یک چنین حالاتی ولو چند گامی نزدیک می‌شود. اگر شما با آدم‌هایی که در این مسیر بوده‌اند یک مقداری انس داشته باشید، متوجه این مسئله می‌شوید. دعای ندبه مالِ یک چنین اوقاتی است.

و دلائل دیگری هم وجود دارد بر این مسئله که من اکنون در صدد بیان آن دلائل از روایات نیستم که عرض بکنم که این جمله‌ای که گفته می‌شود که: «آقا، در مجالس جشن اهل‌بیت روضه نخوانید»، یک چنین سخنی، سخن موجهی نیست. نمی‌خواهند بخوانند، نخوانند؛ ولی اگر جایی این امر برگزار شد و کسی این کار را کرد، این‌گونه نیست که بر خلاف سیره ائمه علیهم‌السلام عمل کرده باشد. اقامه عزای امام حسین وقت ندارد، زمان ندارد.

می‌رسیدند پیش ائمه علیهم‌السلام، شعرای مختلف، مداح‌ها که می‌رسیدند، بعضی‌شان شاعر بودند، بعضی‌شان هم نبودند؛ امام علیه‌السلام می‌فرمود که: «خب، برای ما مرثیه بخوان». گاهی هم صدا می‌زدند خانم‌ها بیایند، پرده‌ای می‌آویختند، خانم‌ها آن پشت و این‌ها هم این‌جا شروع می‌کردند به خواندن. ابوهارون مکفوف یکی از آن‌هاست، نابینا بود، مکفوف بود؛ او ولی روضه‌خوان خوبی بود. آمد بر حضرت صادق علیه‌السلام وارد شد، امام علیه‌السلام فرمود که: «برای جدم حسین علیه‌السلام مرثیه بخوان». این شروع کرد چند تا شعر عادی خواندن، فرمود: «لَا»، نه، این‌گونه نه؛ «کَمَا تَرْثُونَهُ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ»، چگونه کنار قبر جدت... [گریه سخنران] امام حسین می‌نالی و می‌خوانی؟ همان‌گونه بخوان.

می‌گوید شروع کردم به خواندن، یک‌دفعه صدای گریه بلند شد. توقف کردم، امام فرمود ادامه بده. باز خواندم؛ می‌گوید امام علیه‌السلام که می‌گریست و تهایجـ... نسا، زن‌ها، خانم‌ها که اصلاً به هیجان آمده بودند. بعد از آن‌که تمام شد، امام علیه‌السلام فرمود: «ما که گریستیم، این خانم‌ها هم که خیلی گریستند، اما ملائکه این‌جا که این‌جا بودند، خیلی بیشتر از ما گریستند.»

بعد حضرت فرمود که: «مَنْ أَنْشَدَ فِینَا شِعْراً فَأَبْکَی عَشَرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ اگر کسی یک شعر بخواند، ده نفر را بگریاند، اهل بهشت است. بعد حضرت گفتند اگر نه نفر را بگریاند این‌گونه است، هشت نفر، همین‌طور آمدند تا رسیدند به یک نفر؛ بعد حتی گفتند: «مَنْ أَنْشَدَ فِینَا شِعْراً وَبَکَی فَلَهُ الْجَنَّةُ»؛ هرکسی با خودش هم شروع کند شعر بخواند... از دیدگانش اشک بیاید، خدا او را اهل بهشت قرار می‌دهد. زمان ندارد، مکان ندارد؛ و اگر ما در عالم خلقت اصلاً نگاه کنیم، امام صادق علیه‌السلام در روایت معتبری به مسمع بن عبدالملک کردین فرمود که: از زمانی که جدم حسین علیه‌السلام شهید شده، «مَا رَقَأَتْ دُمُوعُ الْمَلَائِکَةِ»، اشک چشم ملائکه خشک نشده تا حالا؛ اشک چشم ملائکه خشک نشده.

و یک بساط عجیبی است در عالم خلقت. باز روایت معتبری است در کتاب کامل‌الزیارات که: این گریه‌هایی که ما می‌کنیم، این گریه‌ها و گریه‌های حتی انبیاء، شهداء، صدیقین و ملائکه، همه این‌ها کمک دادن به صدیقه کبری فاطمه زهراست. این تعبیر صریح روایت است، صریح روایت است.

ناله و بکاء حضرت زهرا (س) و همراهی ملائکه و انبیاء

این دو روایت را بخوانم: ابوبصیر خدمت امام صادق علیه‌السلام است؛ این روایات به سند معتبر در کامل‌الزیارات نقل شده. حضرت برای او فضاـ... فضیلت گریستن بر امام حسین علیه‌السلام را بیان کردند؛ بیان فرمودند، فرمودند؛ روایت خیلی طولانی است، آخرش حضرت فرمودند که: «أَمَا تُحِبُّ أَنْ تَکُونَ فِیمَنْ یُسْعِدُ فَاطِمَةَ؟» دوست نداری تو به کمک مادرم زهرا بیایی و گریه کنی؟

در روایت دیگر دارد وقتی فاطمه زهرا می‌خواهد گریه کند، باز هم این در کتاب کامل‌الزیارات است، این‌گونه فکر نکنید از زبان یک مداحی در یک کتاب ناشناسی یک چیزی دارم نقل می‌کنم، به رواـ... به سند معتبر در کتاب کامل‌الزیارات است: امام صادق علیه‌السلام فرمود که: هزار پیغمبر، «أَلْفُ نَبِیٍّ»، همراه با مادرم زهراست؛ «أَلْفُ صِدِّیقٍ»، هزار صدیق، و «أَلْفُ شَهِیدٍ»، و «أَلْفُ أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ الْکَرُّوبِیِّینَ»، هزار هزار، یک میلیون از ملائکه کروبیین هستند همراه مادرم زهرا، «یُسَاعِدُونَهَا فِی الْبُکَاءِ عَلَی الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ»؛ وقتی می‌خواهد بگرید بر پسرش امام حسین، این‌ها کمکش می‌کنند. خب این مجلس، یک چنین مجلسی است برای حضرت زهرا.

بعد فرمود که: «وَإِنَّهَا لَتَنْظُرُ إِلَیْهِ وَتَشْهَقُ شَهْقَةً»؛ یک نگاه به امام حسین می‌کند، یک فریاد بلندی می‌کشد. «شهقه» به آن فریاد بلندی می‌گویند که وقتی شخص در گریه صدایش درمی‌آید، نفس در سینه‌اش گیر می‌کند، هق‌هق عجیب می‌کند. تا این صدا را می‌شنوند، فرمود در روایت دارد امام صادق علیه‌السلام فرمود که: صدای او در آسمان‌ها پیچیده می‌شود، تمام ملائکه‌ای که مشغول تسبیح و تقدیس خدا هستند همه از کار می‌افتند، همه شروع می‌کنند گریه بر حسین علیه‌السلام... [گریه سخنران] همه می‌گریند. ولوله‌ای در عالم خلقت می‌شود.

بعد در روایت دارد که: «وَإِنَّهَا لَتَسْکُنُ»؛ کِی ساکن می‌شود؟ کِی آرام می‌گیرد؟ آن زمانی که پدرش پیغمبر خدا می‌آید به او می‌گوید: «دخترم، ملائکه از آن وظایفشان مانده‌اند، به تسبیح و تقدیس خدا باید مشغول بشوند.» بعد جمله‌ای را حضرت می‌فرماید به دختـ... دخترش صدیقه کبری؛ می‌فرماید: «دخترم صبر کن، «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ»، بالاخره می‌رسد آن زمانی که... زمان انتقام از خون پسرت حسین علیه‌السلام فرا می‌رسد.» این سخن از پیغمبر با این وعده، سبب آرامش صدیقه کبری می‌شود. در طول سال داستان از این قبیل است.

اما با همه این حرف‌ها، در عالم خلقت این‌گونه است، در عالم خلقت این‌گونه است؛ اگر یک وقتی چشم شما به اشک تر بشود، دارید آن وقت با عالم خلقت شما یک‌گونه همراهی می‌کنید. امام صادق علیه‌السلام باز به مسمـ... به مسمع بن عبدالملک فرمود که: اول خدا به فرد نظر رحمت می‌کند، بعد اشک از دیدگان این شخص بیرون می‌آید. اول خدا این نگاه را می‌کند، اول مورد رحمت خدا قرار می‌گیرد. آن‌هایی هم که اهل گریه‌اند می‌دانند که پیش از آن‌که اشک از دیدگان خارج بشود، متوجه می‌شوند که یک عنایتی، یک لطفی به آن‌ها شده است. این‌ها در روایات ماست.

غربت و حزن روز عاشورا و سیره امام رضا (ع)

اما با همه این حرف‌ها، ائمه علیهم‌السلام خواستند که عاشورا به‌صورت ویژه مورد توجه قرار بگیرد و شیعه نسبت به این روز یک نوع برنامه خاصی داشته باشد؛ ائمه این‌طور خواستند. بلکه برمی‌آید از اول محرم یک تفـ... حوادثی در عالم خلقت اتفاق می‌افتد که این حوادث در دل شیعیان اهل‌بیت علیهم‌السلام تأثیر می‌کند؛ یک احساس غم و اندوه در این دهه در دل خودشان بکنند و امام علیه‌السلام فرمود روز عاشورا این مسئله یک جلوه دیگری پیدا می‌کند، حتی نزدیکی‌های غروب؛ تا نزدیکی‌های غروب. این‌ها چیزهایی است که هر ساله در عالم خلقت دارد اتفاق می‌افتد.

خب، ما اواخر روز عاشورا هستیم؛ امروز هرچه بود بر آل علی گذشت، تا خود برآید آنچه به فردا مقرر است. روزی سیاه‌تر از امروز و سخت‌تر از امروز بر اهل‌بیت علیهم‌الصلاةوالسلام نگذشت. دیگر نه شبیه قبل از او بود، نه بعد از او اتفاق می‌افتد.

امام هشتم علیه‌السلام فرمود که: «کَانَ أَبِی إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً وَلَا مُتَبَسِّماً وَکَانَتِ الْکَآبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتَّی یَوْمِ الْعَاشِرِ»؛ از اول محرم تا روز دهم پدرم نه می‌خندید، نه بر لبانش تبسم بود. وقتی هم کسی با او مواجه می‌شد، می‌فهمید که غم و اندوه بر او غلبه دارد؛ و این حالت بود تا عاشورا. «وَیَوْمَ الْعَاشِرِ کَانَ یَوْمَ حُزْنِهِ وَمُصِیبَتِهِ وَبُکَائِهِ»؛ آن روز از ابتدا تا انتها روز اندوه و مصیبت و گریه پدرم بود، «وَکَانَ یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ عَلَیْهِ‌السَّلَامُ»؛ می‌فرمود: «امروز روزی است که حسین را شهید کردند.» هی می‌گفت و هی می‌گریست...

واقعاً جای تأسف است؛ ما بچه‌تر از حالا که بودیم، در این شهر مغازه‌ها به‌کلی تعطیل بود در روز عاشورا؛ اما متأسفانه این دستور ساده‌ای که ائمه دادند و تصریح هم کردند که تهیه آذوقه، خرید مایحتاج امروز برکت نمی‌کند، ولی متأسفانه دیده می‌شود در سطح شهر و به‌گونه‌ای هم هست که جای تذکر هم ندارد. بعضی حتی امروز رفتارهایی را من در همین مسیری که مقداری‌اش را پیاده آمدم، دیدم از بعضی که واقعاً جای تأسف است.

اما اگر بتوانیم به‌گونه‌ای باشیم که تا حدی که از ما اثر می‌پذیرند و قبول می‌کنند خودمان عامل باشیم، دیگران را هم تا جایی که می‌توانیم به این نکته توجه بدهیم که عاشورا یک روز خاصی است و واقعاً باید تغییر کند رفتار ما و معلوم بشود که ما مصیبت‌زده‌ایم. گرچه آنچه ما داریم و آنچه باید باشد خیلی متفاوت است.

خدا رحمت کند مرحوم پدر من را؛ ایشان کم از کسی تعریف می‌کرد، ولی از مرحوم علامه بزرگوار امینی ایشان جملات جالبی می‌گفت؛ من از ایشان شنیدم، از غیر ایشان هم نشنیدم. ایشان می‌گفت علامه امینی روز عاشورا قیافه‌اش عوض می‌شد، گفت چهره‌اش تغییر می‌کرد از شدت حزن و اندوه. این کاری که، این چیزی که در... مرحوم علامه امینی، پدر من نقل می‌کرد، خیلی آدم کم‌حرفی بود و مختصراً، یعنی سعی می‌کرد کوتاه هم صحبت کند. همان است که عبدالله بن سنان مثل امروزی بر امام صادق علیه‌السلام وارد شد، می‌گوید: «فَرَأَیْتُهُ کَاسِفَ اللَّوْنِ»؛ من دیدم رنگ آقا پریده، بسیار پریشان است، همین‌طور از چشمش اشک مکرر می‌ریزد. عرض کردم: «آقا چه شده؟» تا این جمله را گفتم حضرت به حالت پرخاش به من فرمود: «تو چرا امروز ساکتی؟! تو چرا امروز ساکتی؟! امروز عاشوراست، امروز عاشوراست.» عرضم تمام.

ذکر مصیبت نحر و شهادت سیدالشهداء (ع)

من عذر می‌خواهم، یک ذکر مصیبتی می‌خواهم بکنم که شاید کمتر شما شنیده باشید. یا صاحب‌الزمان، می‌دانی من قصد جسارت ندارم، اما برای تفهیم مطلب مجبورم این‌گونه بگویم: یک حیوان را که بخواهند بکشند، اگر حیوان وحشی باشد، به او تیر می‌زنند، با تیر او را می‌کشند؛ اگر وحشی نباشد، دو گونه او را می‌کشند: یا ذبحش می‌کنند، یا نحرش می‌کنند. «نحر» می‌دانید یعنی چه؟ یک گودی پایین گلوی همه ما هست، در حیوانات هم هست. شتر را باید نحر کرد، سایر حیوانات را باید ذبح کرد.

«السَّلَامُ عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَی»... 

همه‌گونه که می‌شد با امام حسین رفتار کردند؛ هم امام حسین را ذبح کردند، هم امام زمان فرمود او را نحر کردند... آقا افتاده در گودال، لئیم... سنان آمد با این نیزه خودش در این گودی گلوی سیدالشهداء... 

پسرش زین‌العابدین علیه‌السلام در مسجد اموی در دمشق فرمود: «أَنَا ابْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً»؛ می‌دانی من پسر چه کسی هستم؟ من پسر همان آقایی هستم که به روش جاهلیت حیوان می‌کشتند؛ حیوان را به یک جا می‌بستند، او را دوره می‌کردند، هرکسی هر حربه‌ای داشت به‌سمت این حیوان [می‌زد]...

اطلاعات

دهه اول محرم سال 1444 (1401 شمسی)

دانلود

سایر جلسات

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00