وظیفه شخصی که از قضا کردن روزه و پرداخت کفاره ناتوان است (2)
لزوم پرداخت مقداری از کفاره در حال حیات در صورت توانایی
اگر کسی نمیتواند بهخاطر ضعف مالی کفارهٔ روزهٔ خودش را در زمان حیاتش بپردازد، البته اگر میتواند حتی یک روزش را هم بدهد، باید بدهد. اگر مثلاً تعداد روزهای زیادی بر عهدهٔ او هست، همهاش را نمیتواند ادا کند، ولی بخشیاش را میتواند در زمان حیاتش بدهد، همان بخش را باید در حال حیاتش بدهد و نمیتواند به بعد از خودش وابگذارد و به وصیت اکتفا کند.
اما اگر کسی هیچچیزش را نمیتواند بدهد، یا آن بخشیاش را که نمیتواند بدهد را داریم بحث میکنیم؛ آن بخشی که نمیتواند از کفاره بدهد — چه کفارهٔ تأخیر قضای ماه رمضان که هر روز یک مدّ طعام است، چه کفارهٔ افطار عمدی که میشود ۶۰ مد طعام به ۶۰ فقیر — هر کدام از اینها را اگر نتوانست بدهد، لازم است وصیت کند. و وصیتش هم یکجوری باشد که اطمینان کند به آن عمل میکنند، که پس از او از اموالش بدهند.
تفاوت پرداخت دیون از اصل مال با وصیت در ثلث مال
منتها کفاره غیر از دیْن و قرضهای دیگری است که شخص دارد. اگر من از دنیا رفتم، بدهی دارم به کسی، این بدهی من از اصل مال من برداشته میشود. یعنی باید ورثهٔ من فکر کنند که من دیْنم را ادا کردم قبلاً و آنچه باقی مانده پس از دیْن است. حتی اگر آن دینی که من دارم نصف مال، دو سوم، سه چهارم، بلکه همهٔ مال من را هم بگیرد، باید ورثهٔ من دین من را ادا کنند؛ یعنی در حقیقت اصلاً حق ندارند در مال تصرف کنند قبل از اینکه آن دین و بدهیهای من را بپردازند.
اما در مورد کفاره و همینطور بحث نماز و روزه اینچنین نیست. این کفاره و نماز و روزه را من اگر وصیت کنم، از ثلث ماترک من برداشته میشود. یعنی چه؟ یعنی وقتی من از دنیا میروم، غیر از آن مخارج ضروری کفن و دفن — نه خرج اطعام و نمیدانم این چیزهایی که الان در روزگار ما رایج شده، نه؛ همان حداقل مقداری که برای کفن و دفن من لازم است، آن را برمیدارند — تمام بدهیهایم که من دارم این را هم باید بردارند. در صورتی که من حج میتوانستم بروم و نرفتم، یعنی مستطیع بودم و حج هم نرفته باشم، خرج یک حج تمتع را هم از اصل مال من برمیدارند. حالا تازه میبینند چقدر باقی ماند؛ از این باقیمانده، وصیتی که من دارم نسبت به نماز و روزه، نسبت به کفاره، از یکسوم این باقیمانده برمیدارند، نه جزء آن دیون اولی حساب کنند که از اصل مال بردارند.
سقف نفوذ وصیت و شروط محکمکاری آن
لذا اگر تعداد روزهایی که من وصیت میکنم که برای من مثلاً نماز استیجاری بگیرند یا تعداد سالهایی که برای من نماز بخوانند و همینطور تعداد کفارات عمد و غیر عمدی که وصیت میکنم بدهند برای من، اگر از این یکسومِ باقیمانده بیشتر بشود، واجب نیست بر وارث من که انجام بدهد.
پس اگر کسی نمیتواند کفاره را بدهد، باید وصیت کند و این وصیتش هم یک وصیت خشک و خالی نباید باشد، بلکه وصیتش باید همراه با یک تدبیرهایی باشد که اطمینان عادی بکند که به این وصیت عمل میشود. این کار واجب است که انجام بشود. و اگر البته همانطور که گفتیم من خودم بتوانم حتی بخشی از این کارها را خودم انجام بدهم، حق ندارم به وصیت اکتفا بکنم؛ باید خودم انجام بدهم و کار را به پس از خودم واگذار نکنم.
دعا و صلوات پایانی
خدای متعال همهٔ ما و شما را با وظایف بندگیمان هم توفیق آشنایی و هم توفیق عمل و التزام تا آخرین لحظهٔ عمر به احسن وجه مرحمت بفرماید.
به پیشگاه مقدس و منوّر والدهٔ بزرگوار امام عصر (علیهالصلاةوالسلام)، یعنی حضرت نرجسخاتون (سلامالله علیها)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
احکام مرتبط
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1437 (1395 شمسی)
- برگزارکننده: مسجد اعظم قلهک
- دسته بندی: ارث و وصیت , روزه , قضا و کفاره , وصیت و عمل به آن