دهه اول محرم سال 1445 (1402 شمسی) - جلسه 7 | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

جلسه 7 دهه اول محرم سال 1445 (1402 شمسی)

تاریخ برگزاری: 3 مرداد 1402 7 محرم 1445

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


آغاز سخن و ادعیه مأثوره

أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصُومِینَ، لَا سِیَّمَا مَوْلَانَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَ اللَّعْنَةُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ.

این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلاً وَ عَیْناً، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ.

السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

یَا لَیْتَنَا کُنَّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.

به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیة‌الله الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

مسئله فقهی: احکام تبعیت مأموم از امام در نماز جماعت

در نماز جماعت، یک بحث در مورد تبعیت مأموم از امام در «اذکار» مطرح است که چه مقدار در اذکار باید تبعیت کند مأموم از امام؛ و سؤال دیگر این است که در «افعال» نماز چه مقدار باید تبعیت کند و اصلاً تبعیت به چه معناست؟

در اینجا ابتدا تفاوت میان ذکر و فعل را بیان کنیم:

حالت رکوع، فعل است؛ ولی ذکر «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّهِ»، ذکر محسوب می‌شود.

نشستنِ پس از سجده دوم در رکعت دوم —‌همان زمانی که می‌خواهیم تشهد بخوانیم‌— خودِ این نشستن، فعلِ واجب است و آن ذکرِ «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» تا پایان، ذکرِ تشهد به شمار می‌آید.

حال که تفاوت میان ذکر و فعل مشخص شد، باید توجه داشت که در اذکار نماز، تبعیت مأموم از امام واجب نیست؛ مگر در «تکبیرة‌الاحرام».

در تکبیرة‌الاحرام نیز اگر کسی تبعیت نکند، نمازش باطل نمی‌شود، بلکه نمازش به صورت فرادی آغاز می‌گردد. یعنی اگر به عنوان مثال، مأموم تصور کند که امام تکبیرة‌الاحرام را گفته است و خود بگوید «اللَّهُ أَکْبَرُ» به قصد نماز مغرب، نماز مأموم آغاز شده است. و از آنجا که شکستن نماز واجب بدون جهت مجاز نیست، باید این نماز را به شکل فرادی ادامه دهد؛ زیرا تبدیل نیت نماز از فرادی به جماعت صحیح نیست.

لذا این فرد، هرچند پشت سر امام ایستاده باشد، چنانچه سهواً تکبیرة‌الاحرام را زودتر از امام گفته باشد، نمازش به صورت فرادی آغاز شده است و باید ادامه بدهد.

البته در پرانتز می‌توان این نکته را افزود که فرد می‌تواند نیت نمازش را در این موضع به نماز مستحب تبدیل کند، با خواندن حداقل واجبات در دو رکعت، سلام نماز مستحب را بدهد و چنانچه پیش از رکوعِ رکعت اولِ امام فارغ شد، از نو با تکبیرة‌الاحرامِ صحیح به جماعت ملحق بشود. اما حق ندارد نماز واجب را بشکند و اگر عمداً نماز را بشکند، مرتکب معصیت شده است.

در سایر اذکار نماز، تبعیت واجب نیست؛ شما همراه با امام به رکوع رفته‌اید، ذکر رکوع را زودتر از امام به پایان می‌رسانید؛ یا ذکر تشهد را زودتر می‌گویید؛ حتی سلام نماز را می‌توانید زودتر از امام بدهید و مانعی ندارد. یا تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم زودتر از امام تمام می‌کنید، این موارد اشکالی ندارد. البته مستحب و بهتر آن است که در اذکارِ غیر از تکبیرة‌الاحرام نیز تبعیت رعایت بشود. تبعیت یعنی یا پس از کلام امام گفته شود و یا حداکثر هم‌زمان با امام ادا گردد. فقها در خصوص تکبیرة‌الاحرام احتیاط واجب فرموده‌اند که حتی هم‌زمان با امام نیز گفته نشود، بلکه مأموم صبر کند تا تکبیر امام به پایان برسد و سپس بگوید.

اما در «افعال» نماز، تبعیت بر مأموم واجب است. معنای تبعیت در افعال این است که مأموم باید افعال را یا پس از امام و یا هم‌زمان با امام به جا آورد. اینکه امام هنوز در حال گفتن ذکر رکوع است یا «اللَّهُ أَکْبَرُ» نگفته، مأموم زودتر به رکوع برود، تبعیت در افعال صورت نگرفته است. در سجده نیز بسیار اتفاق می‌افتد؛ امام هنوز پیشانی‌اش به مهر نرسیده، برخی مأمومین به سجده می‌روند؛ یا پیش از آنکه امام سر از سجده بردارد، برمی‌خیزند. اگر هر یک از این موارد عمداً انجام بشود، تبعیت واجب ترک شده است.

در اینجا میان فقها اختلافی در فتوا وجود دارد:

برخی فقها فرموده‌اند چنانچه تبعیت در افعال عمداً ترک بشود، نماز و جماعت فرد صحیح است، اما مرتکب معصیت شده است.

برخی دیگر از فقها می‌فرمایند نماز او صحیح است، اما جماعتش باطل گردیده و از آن نقطه به بعد به فرادی تبدیل شده است. پی‌آمد فتوای دوم این است که اگر این عمل در رکعت اول رخ دهد، چون نمازش فرادی شده باید در رکعت دوم حمد و سوره را خودش بخواند و اگر نخواند نمازش باطل است؛ یا در رکعت‌هایی که امام در حال خواندن تشهد است، او دیگر نباید به حالت تجافی بنشیند، بلکه باید به وظیفه فرادی عمل کند.

بنابراین اگر کسی عمداً در افعال از امام سبقت بگیرد، یا جماعتش از بین می‌رود و یا مرتکب معصیت شده است.

اما تذکری در این زمینه: مأمومینی که در صف‌های بعدی نشسته‌اند گاهی نگران می‌شوند که برخی افراد در صفوف جلوتر زودتر از امام به سجده می‌روند و آیا اتصال صفوف بر هم می‌خورد؟ پاسخ این است که عموم افرادی که در نماز جماعت شرکت می‌کنند، از روی غفلت یا شتاب‌زدگی دچار این سبقت می‌شوند نه به صورت عمدی، و سبقتِ سهوی موجب خروج از جماعت نمی‌شود؛ از این رو حمل بر صحت می‌گردد و اتصال صفوف برقرار خواهد بود.

خداوند متعال ما و شما را در مسیر طاعت و بندگی خودش تا پایان عمر توفیق ثبات قدم مرحمت بفرماید و حسن عاقبت نصیب یکایک ما بگرداند. به پیشگاه مقدس و منور والده بزرگوار امام عصر (علیه السلام)، حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیها)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

شرح خطبه الوسیلة: ریشه‌های تفاخر و خودبرتربینی

در ادامه بیانات پیرامون فرمایش امام صادق (علیه السلام) که: «مَنْ ذَهَبَ یَرَى أَنَّ لَهُ فَضْلًا عَلَى الْآخَرِ فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ» —‌هر کس خود را برتر از دیگری ببیند از مستکبران است‌— ذکر این نکته ضروری است که طاعت بر معصیت همواره فضیلت دارد، اما فردِ اهل طاعت نباید خود را به سبب این عمل، برتر از دیگران بشمارد؛ چرا که فرجام کار تا روز قیامت مجهول است و حسن عاقبت ضمانت قطعی ندارد.

امروز می‌خواهیم به اسباب و ریشه‌های «تفاخر» و خودبزرگ‌بینی اشاره کنیم که در جان انسان‌ها رخنه می‌کند. انسان طبیعتاً موجودی خوددوست آفریده شده است. انسان نفس خود را دوست می‌دارد و هر آنچه را به او تعلق دارد، به اعتبار این انتساب گرامی می‌شمارد؛ مادرش را، فرزندش را، و خود را بیش از همه دوست دارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «اللَّهَ اللَّهَ فِی أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَیْکُمْ»؛ خدا را پروا بدارید درباره عزیزترینِ جان‌ها نزد شما، که همان جانِ خودتان است.

این حب نفس تا زمانی که در مدار بندگی باشد عیبی ندارد، اما انحراف از آنجا آغاز می‌شود که انسان به واسطه این علاقه به خود، گرفتار توهم شده و خود را با ملاک‌های پوچ، برتر از دیگران می‌بیند. علمای اخلاق ریشه‌های تفاخر و استکبار را چنین برشمرده‌اند:

  • حسب و نسب و تبار: برتری‌جویی به سبب قبیله، خاندان، نژاد، ملیت یا زبان. این تفکر که چون من فلان نژاد یا زبان را دارم بر دیگری برتری دارم؛ پنداری باطل که نژادپرستی و نگاه‌های تحقیرآمیز در طول تاریخ بر آن بنا شده است. قرآن کریم در سوره مبارکه حجرات تصریح می‌فرماید که تفاوت در شعوب و قبایل، تنها برای بازشناسی است: «لِتَعَارَفُوا»، نه برای فخرفروشی؛ و تنها ملاکِ کرامت، تقواست.

  • جنسیت: برتر دانستن جنس مرد بر زن یا بالعکس به عنوان مایه تفاخر.

  • ثروت، مال و تجملات: برتری‌جویی به واسطه متراژ خانه، منطقه سکونت، دکوراسیون، وسیله نقلیه و حتی مدل تلفن همراه!

  • زیبایی، جمال و ظاهر جسمانی: تفاخر به سبب چهره و صورت زیبا یا صدای خوش، در حالی که این‌ها موهبتی الهی است و با کمترین عارضه‌ای زایل می‌گردد. ابن‌ملجم از نظر چهره، جوانی زیبا و خوش‌سیما بود اما شقی‌ترینِ انسان‌ها شد؛ در نقطه مقابل، لقمان حکیم با وجود چهره‌ای تیره و نازیبا، به چنان کمال و عقلی رسید که به مقام حکمت نائل آمد و داوود پیامبر پای مواعظ او می‌نشست.

  • توان بدنی و قدرت جسمانی.

  • علم و دانش: چه علوم دانشگاهی باشد و چه علوم حوزوی؛ در روایت آمده است: «آفَةُ الْعِلْمِ الْخُیَلَاءُ»؛ آفتِ دانش، کبر و نخوت است.

  • عبادات و طاعات: اینکه انسان به دو رکعت نماز نافله یا اشکی که برای امام حسین ریخته، به دیگران فخرفروشی کند و خود را اهل نجات و بقیه را اهل دوزخ بپندارد.

  • حتی مکارم اخلاق و داشتن مرید و هوادار: اگر اخلاق نیکو موجب عُجب گردد، تباه‌کننده است؛ امام سجاد (علیه السلام) در دعای مکارم الاخلاق عرضه می‌دارند: «هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ»؛ خدایا اخلاق والا به من عطا کن اما مرا از فخرفروشی مصون بدار.

درمان فخرفروشی: یاد روز جزا و موهبت دانستن نعمت‌ها

تمام نعمت‌هایی که انسان دارد —‌از زیبایی، آبرو، سلامت، عقل و علم‌— همگی عطیه‌ای ابتدایی از جانب پروردگار است؛ «کُلُّ نِعَمِکَ ابْتِدَاءٌ»، نه اینکه ما از پیش حقی بر گردن پروردگار داشته‌ایم و طلبکار او بوده‌ایم.

داروی ریشه‌کن کردن تفاخر آن است که انسان فرجام کار را در نظر آورد:

«أَخِّرْ نَوْمَکَ إِلَى الْقَبْرِ، وَ فَخْرَکَ إِلَى الْمِیزَانِ»؛ خواب طولانی را برای لحد بگذار، و اگر می‌خواهی تفاخر کنی، آن را به روز قیامت و هنگام سنجش اعمال در پای ترازو موکول نما! در آن هنگام که پرده‌ها کنار می‌رود، دیگر عناوینی چون دکتر، آیت‌الله، ثروتمند و مشهور وزنی ندارند، بلکه اعمال در ترازوی حق سنجیده می‌شوند. امام سجاد (علیه السلام) در مناجات عرضه می‌دارند: «لَسْتُ أَتَّکِلُ فِی النَّجَاةِ مِنْ عِقَابِکَ عَلَى أَعْمَالِنَا بَلْ بِفَضْلِکَ عَلَیْنَا»؛ من برای رهایی از عذاب هرگز به اعمال خود تکیه نمی‌کنم، بلکه تنها چشم‌امیدم به فضل و رحمت توست.

گریز به روضه: تیرباران حضرت علی‌اصغر (علیه السلام)

روایتی در میان اهل‌سنت و شیعه متفق‌علیه است که رسول گرامی خدا فرمودند:

«لَا یَکْمُلُ إِیمَانُ عَبْدٍ حَتَّى أَکُونَ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ، وَ یَکُونَ أَهْلُ بَیْتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ...»

ایمان هیچ بنده‌ای کامل نمی‌شود مگر آنکه من نزد او از خودش محبوب‌تر باشم، و اهل‌بیت من نزد او از اهل‌بیت خودش عزیزتر باشند.

نقل کرده‌اند در کشمیر هندوستان، برای تعزیه‌خوانیِ واقعه کربلا شخصیت‌های گوناگون را معین کردند؛ کسی حاضر نشد شبیه حرمله بشود. سرانجام به یک فرد هندو پولی دادند و تیر و کمانی به دستش سپردند تا در گوشه‌ای از میدان به عنوان نقش حرمله بایستد و تیری رها کند.

تعزیه آغاز شد؛ شبیه امام حسین، طفل شیرخوار را روی دست گرفت و رو به لشکر کفر اشعاری در مظلومیت آن طفل خواند:

رحمی به حال مضطرم / گیرید و سیرابش کنید...

دیدند آن مرد هندو تیر را رها نمی‌کند. چند بار نوحه را تکرار کردند، اما او اقدامی نکرد. پس از لحظاتی دیدند آن مرد کمان را افکنده، پرده تعزیه را به کناری زده و جامی از آب به دست گرفته و با چشمانی اشک‌بار به میدان دویده است!

فریاد زد: شما پیروان چه دینی هستید؟! این طفل تنها مقداری آب می‌خواهد...

اما در روز عاشورا، اباعبدالله الحسین هنوز سخنانش تمام نشده بود، طفل بر روی دستان امام از شدت عطش بی‌حال افتاده بود، که ناگاه حرمله ملعون گلوی نازک علی‌اصغر را نشانه گرفت: «فَذَبَحَهُ مِنَ الْأُذُنِ إِلَى الْأُذُنِ»... خون از گلوی طفل به سوی آسمان فواره زد...

«وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.»

اطلاعات

دهه اول محرم سال 1445 (1402 شمسی)

دانلود

سایر جلسات

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00