جلسه 6 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
تاریخ برگزاری: 27 اسفند 1402 6 رمضان 1445
افتتاحیه و ادعیه آغازین
أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»
سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیةاللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
بررسی گناهان کبیره: خودکشی و اضرار کلی به نفس
در ادامه بررسی فهرست گناهان کبیره از مسئله ۳۹۴ رساله توضیحالمسائل جامع، یازدهمین موردی که ذکر فرمودهاند، «خودکشی یا وارد کردن ضرر کلی به بدن» مانند نقص عضو یا زوال عقل است. در هیچ شرایطی انسان مجاز نیست دست به قتل نفس خویش بزند؛ هرچند ادامه زندگی برای او بسیار طاقتفرسا و دشوار شده باشد. بر اساس روایات، مرتکب خودکشی از رحمت و غفران واسعه الهی محروم یا بسیار دور میگردد.
درباره اضرار به نفس، ضررها دو دستهاند:
-
ضررهای جزئی و گذرا: مانند سرماخوردگی، شکستگی دست و پا در اثر ورزش یا کوهنوردی، یا دردهای جسمیِ عارضی در اثر عبادت؛ این قبیل موارد مشمول حرمت قطعی نمیشوند.
-
ضررهای عمده و پایدار: اگر ضرری به حد نقص عضو، از کار افتادن قوای اصلی یا زوال عقل برسد، ورود عمدیِ آن به بدن حرام است و جایز نیست.
حرمت قتل نفس محترمه، معاونت در قتل و سقط جنین
مورد دوازدهم، «کشتن مسلمان و هر کسی که خون او محترم است» میباشد؛ حتی اگر آن فرد کودک یا مجنون باشد. همچنین در میان غیرمسلمانان، کفار به چهار دسته تقسیم میشوند: ذمی، حربی، مستأمن و معاهد. از این میان، خون سه گروهِ ذمی، مستأمن و معاهد محترم است و تعرض به آنان جایز نیست و تنها در شرایطی خاص و با احکام مشخص میتوان با کافر حربی مقابله کرد.
معاونت در قتل نفس محترمه نیز در زمره گناهان کبیره است؛ حتی اگر این یاری با گفتن کلمهای، دادن شهادت دروغ، امضای حکمی ناحق یا اشارهای باشد که زمینهساز ریخته شدن خونی گردد. در روایات آمده است که در روز قیامت، قطرهای خون به دست برخی افراد داده میشود و آنان با شگفتی اعتراض میکنند که ما هرگز کسی را نکشتهایم! در پاسخ به آنان گفته میشود: سخن و فتوایی از شما دهانبهدهان گشت تا جایی که به ریخته شدن خونی بیگناه انجامید و شما نیز در آن سهیم شدید.
از مصادیق بارز این حرمت در روزگار ما، مسئله «سقط جنین» است. متأسفانه حتی در میان اقشار متدین، گاه با کمترین احتمال نقص یا اختلال در غربالگریها، نخستین پیشنهاد سقط جنین است؛ در حالی که از دیدگاه شریعت، سقط جنین قتل نفس محترمه و از گناهان کبیره محسوب میشود.
مفهوم ربوبیت و خشوع در پیشگاه «رب»
در فراز دعای شریف سحر مکرر کلمه «یا ربّ» تکرار میشود: «یا رَبِّ، یا رَبِّ، یا رَبِّ...»
در زبان فارسی غالباً «ربّ» را به پروردگار ترجمه میکنند؛ در حالی که پروردگار به معنای پرورشدهنده و معادل واژه «مربّی» (از ریشه رَبَوَ) است. واژه «ربّ» از ریشه مضاعف (ر-ب-ب) به معنای مالک تامالاختیار و صاحباختیار مطلق است.
گاهی فردی مالک است اما صاحباختیار نیست (مانند طفلی که ارث برده اما محجور است)؛ یا صاحباختیار است ولی مالک نیست (مانند وکیل). اما اگر کسی هم مالک حقیقی باشد و هم صاحباختیار کامل، به او «ربّ» گفته میشود. این واژه با قید اضافه برای غیرخدا نیز به کار رفته است؛ چنانکه در قرآن از زبان حضرت یوسف نقل شده: «اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ» (نزد صاحباختیار و مولیٰ خود مرا یاد کن) و جناب عبدالمطلب در ماجرای ابرهه فرمود: «أَنَا رَبُّ الْإِبِلِ وَ لِلْبَیْتِ رَبٌّ» (من صاحب و مالک شترانم و این خانه خود صاحباختیاری دارد).
هنگامی که بنده خدا را با عنوان «ربّ» ندا میدهد، به عجز و مملوکیت محض خود در پیشگاه صاحباختیاری اعتراف میکند که تمام هستیاش در دست اوست: «ذَٰلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ». درک این حقیقت، بذر خضوع و خشوع عمیق را در قلب انسان بارور میسازد.
شرح فراز دعای ابوحمزه ثمالی: «بِکَ عَرَفْتُکَ...»
امام سجاد (ع) در سحرگاهان عرضه میدارد:
«بِکَ عَرَفْتُکَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْکَ وَ دَعَوْتَنِی إِلَیْکَ، وَ لَوْلَا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْتَ»
خدایا! من تو را به خودت شناختم و تو خود مرا به سویت راهنمایی کردی و فراخواندی؛ و اگر تو نبودی، هرگز درنمییافتم که تو کیستی.
نکات اساسی در این فراز عبارتند از:
-
توفیق هدایت از سوی خداست: اینکه انسان زبان به دعا میگشاید و به سوی حق میشتابد، ناشی از اراده ابتدایی و باز شدن راه از جانب پروردگار است، نه تدبیر شخصی بنده.
-
استحقاقی در کار نبوده است: اگر ملاک، استحقاق و پرونده اعمال ما بود، نخستین بهره ما دوری و طرد از درگاه الهی میبود. گشوده شدن مسیر انس با خدا و محبت اهلبیت، صرفاً منت و فضل ابتدایی اوست.
-
نیازمندی همیشگی نیکوکاران و بدکاران: امام در ادامه میفرماید: نه نیکوکار از نصرت و رحمت تو بینیاز است و نه بدکار از حیطه قدرت و سلطنت تو بیرون میرود. جوهر بندگی، دیدن ذلت، احتیاج دائم و فقر مطلق خویش در برابر غنای مطلق پروردگار است. وظیفه بنده تنها بندگی و تمسک است؛ چنانکه حافظ میگوید:
حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس / در بند آن مباش که نشنید یا شنید
ارزش مناجات و گریه در خلوت شبانه
در حدیث وارد شده است: هنگامی که بنده در تاریکی شب با مولای خویش خلوت میکند و ده مرتبه زمزمه میکند «یا رَبِّ، یا رَبِّ...»، خداوند جلجلاله میفرماید: «لَبَّیْکَ عَبْدِی، سَلْنِی أُعْطِکَ»؛ لبیک بنده من، بخواه تا عطایت کنم.
گریه و مناجات جمعی برکات فراوانی دارد؛ اما اشکی که در تنهایی برای غربت امام زمان (عج) یا مصائب سیدالشهدا ریخته شود، حال و هوای متفاوتی دارد و انسان را مستقیماً بر سر سفره خاص ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) مینشاند.
ذکر مصیبت: غربت و شهادت مظلومانه امام علی بن موسی الرضا (ع)
امشب، شب ششم ماه مبارک رمضان، دلها را به حریم نورانی شمسالشموس و انیسالنفوس، حضرت اباالحسن علی بن موسی الرضا (ع) پیوند میزنیم. در میان شیعیان، نام امام رضا (ع) همواره تداعیکننده رأفت، پناه و مهربانی بیاندازه است؛ امامی که دلها بیاختیار به سوی او پر میکشد.
اباصلت هروی روایت میکند: امام رضا (ع) به من فرمودند: «فردا نزد مأمون میروم؛ اگر هنگام بازگشت عبا بر سر کشیده بودم، دیگر با من سخنی مگو...»
اباصلت میگوید: فردا حضرت را دیدم که در حالی که عبا را بر سر کشیده بودند از قصر خارج شدند. از شدت اثر زهر، پیدرپی بر زمین مینشستند و برمیخاستند تا اینکه خود را به خانه رساندند. به من فرمودند: «اباصلت! درها را ببند و مگذار کسی وارد شود.»
امام در حجره غریبانه بر بستر افتادند و از شدت درد به خود میپیچیدند: «وَ کَانَ یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ»؛ مانند مارگزیده از سوز زهر بیتابی میکردند.
اباصلت میگوید: ناگهان در میان صحن خانه، جوانی خوشسیما و شبیهترین فرد به امام رضا (ع) را دیدم. با تعجب پرسیدم: درها که بسته بود، شما چگونه وارد شدید؟
فرمودند: «آن خدایی که مرا در این لحظه از مدینه به طوس رسانید، از درهای بسته نیز عبورم داد؛ من مولیٰ و امام تو، محمد بن علی الجواد هستم...»
امام جواد (ع) وارد حجره شدند. غریبالغربا چشم گشود، فرزند دلبندش را در آغوش کشید و سر مبارک را بر زانوی جوادالائمه نهاد و در آغوش فرزند جان به جانآفرین تسلیم کرد...
اما دلها بسوزد برای آن لحظهای که در کربلا، امام حسین (ع) در قتلگاه تشنهلب افتاده بود؛ فاصله خیمهگاه تا گودال قتلگاه چندان نبود، اما هیچ فرزندی نتوانست به بالین پدر بیاید؛ امام سجاد (ع) در خیمه در تب میسوخت و محصور بود. لحظات آخر سیدالشهدا وقتی چشم گشود، به جای چهره فرزند، شمر بن ذیالجوشن را دید که با خنجر برهنه به سویش فرود آمد...
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1445