جلسه 11 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
تاریخ برگزاری: 3 فروردین 1403 11 رمضان 1445
افتتاحیه و ادعیه آغازین
أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»
سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیةاللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
احکام شرعی: ریا در عبادات و ترک گناه به انگیزه غیرالهی
در ادامه بررسی فهرست گناهان کبیره در مسئله ۳۹۴ رساله توضیحالمسائل جامع، به معصیت «ریا در طاعات و عبادات» میرسیم.
تکالیفی که متوجه انسان است دو بخش دارند:
-
محرمات: اگر فرد حرامی را ترک کند—حتی به قصد مردم یا برای اینکه سرزنش نشود یا از او تعریف کنند—به تکلیف حداقلی خود عمل کرده و گناهکار شمرده نمیشود. برای نمونه اگر کسی دروغ نگوید تا رسوا نشود، یا ربا نخورد تا آبرویش حفظ گردد، حداقل وظیفه خود را انجام داده و بازخواست نمیشود؛ هرچند پاداش معنوی «ترک گناه به خاطر خدا» را دریافت نمیکند. ترک گناه به انگیزه الهی، تعظیم حریم حق است و ارزش آن حتی از برخی مستحبات والاتر است.
-
واجبات و مستحبات: واجبات خود بر دو گونهاند:
-
توصلی: واجباتی که قصد قربت در آنها شرط نیست؛ مانند بازگرداندن امانت به صاحبش یا پرداخت نفقه همسر. اگر این امور حتی برای کسب آبرو یا از سر اجبار انجام شود، تکلیف ادا شده و فرد بریءالذمه میگردد.
-
تعبدی: اعمالی که قصد قربت و اخلاص در آنها شرط صحت است؛ مانند نماز، روزه، حج و اذکار. اگر در اینگونه عبادات، پای ریا و خودنمایی به میان آید، عمل باطل گشته و خودِ آن گناهی کبیره محسوب میشود. در روایات آمده است که در قیامت به ریاکار با چهار خطاب سهمگین ندا داده میشود: «یَا کَافِرُ، یَا فَاجِرُ، یَا غَادِرُ، یَا خَاسِرُ» (ای کافر، ای تبهکار، ای مکار و ای زیانکار).
-
شیطان و وسوسه ترک مستحبات به بهانه ریا
یکی از حیلههای پنهان شیطان این است که انسان را از انجام کارهای خیر بازدارد. در هنگام اقامه مستحبات (نظیر نمازهای نافله، زیارات، صدقه، گریه و ناله در عزای سیدالشهدا)، ابلیس ابتدا وسوسه ریا میکند؛ و چون بنده مقاومت میکند، شیطان از دریچه دوم وارد میشود و القا میکند: «برای اینکه ریا نشود، کلاً این عبادت را ترک کن یا ناله نزن!»
روایات به ما تعلیم دادهاند که هرگز نباید تسلیم این فریب شد. مؤمن باید با شیطان مخالفت ورزد و عبادت یا اظهار حزن خود را—با همان صدای بلند—برای اهلبیت انجام دهد و در درون با قصد قربت بگوید: «من این کار را برای رضای خدا و محبت فاطمه زهرا (س) انجام میدهم.» اگر انسان در این مسیر استقامت بورزد، طبق دستور معصومین، شیطان تدریجاً از آن زاویه عقبنشینی میکند: «لَا تُعَوِّدِ الْخَبِیثَ مِنْ نَفْسِکَ»؛ یعنی نباید نفس را به پذیرش این وسوسهها عادت داد.
مفهوم تحبب الهی و راههای جلب محبت پروردگار
در دعای شریف ابوحمزه ثمالی میخوانیم:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إِلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنِّی، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنِّی حَتَّى کَأَنِّی لَا ذَنْبَ لِی»
سپاس خدایی را که به من اظهار محبت میفرماید در حالی که از من بینیاز است؛ و سپاس خدایی را که چنان بر من حلم میورزد که گویی هیچ گناهی ندارم.
تحبب پروردگار بدین معناست که پیوسته با مواهب و فیوضاتش به بندگان مهر میورزد تا دلهای آنان را مجذوب طاعت خویش سازد. حب دنیا ریشه تمام لغزشهاست: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ». بهترین چاره برای زدودن حب دنیا از دل، مأنوس شدن با پروردگار و توجه به نعمتهای بیانتهای مادی و معنوی اوست. انسان به صورت فطری بنده احسان است: «الْإِنْسَانُ عَبْدُ الْإِحْسَانِ»؛ وقتی یاد نعمتهای مدام الهی—از نعمت حیات، عقل و اعضا گرفته تا توفیق دعا و محبت اهلبیت—در دل زنده شود، ریشه تعلق به دنیا میسوزد و محبت خدا جایگزین میگردد.
ادب خضوع و شهود فقر ذاتی در پیشگاه ربوبیت
سلوک دعا اقتضا میکند که بنده به ذلت، ناداری و وابستگی مطلق خویش در پیشگاه خداوند اعتراف کند. انسان حتی در داشتن عقل یا تشخیص راست و چپ نیز مستقل نیست؛ اگر تفضیل و اراده حقتعالی نباشد، تمامی قوای ادراکی ساقط میشوند. بنده باید با تمام وجود وجدان کند که در برابر ذات بینیاز الهی هیچ است و هر چه دارد، فضل و منت ابتدایی پروردگار است. این درک از فقرِ ذاتی، دروازه ورود به عالیترین مراتب بندگی و درک فیوضات ادعیه سحرگاهی است.
ذکر مصیبت: وفات جانسوز حضرت خدیجه کبری (س) و وصیت به اسماء
امشب به پیشگاه ملکوتی امالمؤمنین، حضرت خدیجه کبری (سلاماللهعلیها) عرض ادب میکنیم؛ بانویی که تمام هستی، دارایی و کاروانهای تجاری عظیم خود را در راه اعتلای اسلام و نصرت پیامبر اکرم (ص) نثار کرد.
در سال دهم بعثت، دوران محاصره طاقتفرسای شعب ابیطالب پایان یافت، اما با رنجهای سنگینی همراه بود. ابتدا حامی مقتدر پیامبر، حضرت ابوطالب (ع) از دنیا رفت و حدود چهل روز بعد، یار باوفا و فداکار رسول خدا، حضرت خدیجه (س) رحلت فرمود.
در ساعات پایانی عمر شریف خدیجه کبری، اسماء بنت عمیس در کنار بستر ایشان حاضر بود و دید اشک از دیدگان حضرت جاری است.
اسماء با تعجب پرسید: «ای بانوی بزرگوار! شما با آن مقام و فداکاری چرا گریه میکنید؟»
حضرت خدیجه با اندوه فرمود:
«گریه من برای دختر پنجسالهام فاطمه است... دختر در شب عروسی نیازمند مادر است تا مونس و تکیهگاهش باشد، اما من در آن شب زنده نخواهم بود...»
اسماء با وفاداری عرضه داشت: «بیبی جان، من عهد میبندم که اگر زنده ماندم، در شب عروسی فاطمه جای خالی شما را پر کنم.»
سالها گذشت؛ در مدینه، شبی که قرار بود امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا (علیهماالسلام) به خانه بخت بروند، پیامبر اکرم (ص) فرمودند همه زنان بیرون بروند. همه رفتند، اما زنی در گوشه حجره ایستاده بود.
پیامبر فرمود: «مگر نگفتم همه بروند؟ تو کیستی؟»
عرضه داشت: «یا رسولالله! من اسماء هستم؛ با خدیجه عهد بسته بودم که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم...»
تا نام خدیجه به میان آمد، اشک از چشمان پیامبر سرازیر شد...
اما وفاداری اسماء به همین جا ختم نشد؛
دلها بسوزد برای آن شبی که در تاریکی و غربت مدینه، امیرالمؤمنین میخواست پیکر نحیف و مجروح صدیقه طاهره (س) را غسل دهد؛
اسماء ایستاده بود و آب میریخت و مولا اشک میریخت و بدن پارهتن پیامبر را شستوشو میداد...
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1445