جلسه 8 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
تاریخ برگزاری: 29 اسفند 1402 8 رمضان 1445
افتتاحیه و ادعیه آغازین
أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِیالقاسِمِ مُحَمَّد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»
«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»
سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیةاللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
احکام شرعی: گناهان زبان (دروغ، قسم دروغ و سخن بدون علم)
در ادامه فهرست گناهان کبیره در مسئله ۳۹۴ رساله توضیحالمسائل جامع، به سه معصیت بزرگ پرداخته شده که مستقیماً به ابتلائات زبان مربوط میشوند:
-
دروغ گفتن
-
قسم به دروغ
-
گفتار بدون علم و دلیل معتبر
دروغ عبارت است از خبر دادن از چیزی که مطابق با واقع نیست؛ خواه به صورت نفی باشد یا اثبات. دروغ از گناهان کبیره است و اگر انتسابِ کذب به ساحت قدس ربوبی، قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) صورت گیرد—مانند تفسیر به رأی یا نقل فتوایی نادرست به نام دین—جرم و گناه آن به مراتب سنگینتر میگردد.
دروغ تنها در دو موضع استثنا شده و جایز شمرده شده است:
-
دفع ضرر بزرگ و قابل توجه از خود یا مؤمن: در مواردی که ضرری غیرقابل تحمل متوجه جان، مال یا آبروی مؤمنی باشد و دفع آن تنها با خلاف واقع گفتن ممکن گردد (نه جایی که انسان بدهکار است و برای فرار از ادای دین دروغ بگوید).
-
اصلاح ذاتالبین میان دو مؤمن: جایی که میان دو شیعه، زن و شوهر یا دو برادر کدورت و نزاعی افتاده باشد و تنها راه پیوند و آشتی میان آنان، گفتن سخنی به مصلحت و خلاف واقع باشد.
غیر از این دو مورد، دروغ حتی به شوخی، سر کار گذاشتن و خالیبندیهای روزمره نیز حرام بوده و جایز نیست. همچنین قسم دروغ—چه در مقام قضاوت و دادگاه و چه در غیر آن—معصیتی بسیار عظیم است.
ادب دعا و استجابت: تفاوت استجابت با برآورده شدن فوری حاجت
در متن دعای شریف ابوحمزه ثمالی، امام سجاد (ع) به زیبایی میفرماید:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی، وَ إِنْ کُنْتُ بَطِیئاً حِینَ یَدْعُونِی»
سپاس خدایی را که چون او را میخوانم پاسخم میدهد، هرچند آنگاه که مرا میخواند با کندی پاسخ میگویم.
«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی، وَ إِنْ کُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی»
و سپاس خدایی را که از او درخواست میکنم و عطا میفرماید، هرچند وقتی از من قرض میخواهد بخل میورزم.
«وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أُنَادِیهِ کُلَّمَا شِئْتُ لِحَاجَتِی... بِغَیْرِ شَفِیعٍ فَیَقْضِی لِی حَاجَتِی»
و سپاس خدایی را که هرگاه برای نیازم خلوت کنم او را بی واسطه میخوانم و او حاجتم را برمیآورد.
در عبارت «أَدْعُوهُ فَیُجِیبُنِی»، حرف «فاء» نشانه ترتب و پاسخ بدون تأخیر است. استجابت دعا لزوماً به معنای «قضای حاجت فوری و عینی» نیست؛ بلکه اصلِ توجه حق و لبیک گفتن پروردگار به صدای بنده، استجابت است. اما تحقق حاجت، گاه بر اساس حکمت الهی زود داده میشود، گاه به تأخیر میافتد تا روح بنده ساخته شود، و گاه به جای آن، بلایی دنیوی یا سکرات مرگ و عذاب برزخ از انسان دفع میگردد. در روایات آمده است در قیامت هنگامی که پاداش دعاهای به ظاهر مستجابنشده را به مؤمن نشان میدهند، آرزو میکند کاش هیچیک از حاجاتش در دنیا داده نمیشد و همه برای آخرتش ذخیره میگشت.
امام صادق (ع) فرمود: «مَنْ أُعْطِیَ الدُّعَاءَ لَمْ یُحْرَمِ الْإِجَابَةَ»؛ به هر کس توفیق دعا دادند، از استجابت محروم نخواهد شد. اما رفتار ما با پروردگار ناسپاسانه است؛ او بیدرنگ پاسخ میدهد ولی ما هنگام نماز و طاعت کندی میکنیم؛ او بیشمار نعمت بیمنت عطا میفرماید، ولی چون از ما میخواهد به بندگانش انفاق و قرضالحسنه دهیم بخل میورزیم.
فضیلت و احکام قرضالحسنه و صدقه
خداوند در آیات متعددی قرض دادن به بندگان نیازمند را قرض دادن به خود دانسته است: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضَاعِفَهُ لَهُ».
بر سردر بهشت مکتوب است که ثواب صدقه ده برابر، اما ثواب قرضالحسنه هجده برابر است؛ زیرا در قرض دادن، عزت نفس و آبروی مؤمن حفظ میشود.
قرض نیکو آن است که با منت، چشمداشتِ اضافی و خوار کردن همراه نباشد و در صورت تنگدستیِ بدهکار، به او مهلت داده شود. کسی که به بدهکارِ نیازمند مهلت دهد، در روزی که هیچ سایهای جز سایه عرش خدا نیست، در پناه پروردگار قرار خواهد گرفت. مؤمن زرنگ کسی است که هم اهل صدقه باشد و هم اهل گرهگشایی با قرضالحسنه تا از هر دو فضیلت بهرهمند شود.
اقسام توسل و دعا
طلب و درخواست بر پنج نوع تقسیم میشود که چهار قسم آن مشروع و یک قسم نامشروع است:
-
دعای مستقیم به درگاه پروردگار: مانند غالب فرازهای ادعیه مأثوره (مشروع و عالیترین شکل بندگی).
-
قسم دادن خدا به آبرومندان و مقدسات: مانند «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» یا به حرمت کعبه و قرآن (مشروع).
-
درخواست دعا از دیگران: خواه از اولیای الهی یا برادران مؤمن، چه در قید حیات دنیوی باشند و چه در برزخ؛ چنانکه در زیارات میگوییم: «فَاشْفَعْ لِی عِنْدَ رَبِّکَ» (مشروع).
-
درخواست مستقیم از اسبابِ ماذون الهی: خواستن امری از کسی که خدا به او اذن و قدرت تصرف داده است؛ مانند طلب شفاعت، هدایت یا کفایت از حجت خدا: «یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ أَدْرِکْنِی»، «یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی» (مشروع).
-
درخواست استقلالی از غیرخدا: اینکه کسی تصور کند اولیای الهی مستقلاً و بدون اراده و اذن پروردگار صاحب قدرتند و خدا را دور بزند (نامشروع، باطل و حرام). ائمه اطهار مجاری فیض الهی و مأذون از طرف حق هستند.
امام سجاد (ع) شکر میگذارد که خدا ارتباط با خود را چنان سهل کرده که انسان برای راه یافتن به خلوت انس او، حتی نیازمند شفیع الزامی نیست و میتواند هر زمان که خواست با او راز دل بگوید.
شأن شعر در مدح و رثای اهلبیت (ع)
خواندن شعر در شب و در ایام ماه مبارک مکروه است، اما شعر در مرثیه و مدح اهلبیت (علیهمالسلام) از این قاعده مستثناست. در روایات معتبر وارد شده است:
«مَنْ قَالَ فِینَا بَیْتَ شِعْرٍ بَنَى اللَّهُ لَهُ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ»
هر کس در شأن ما بیتی شعر بسراید، خداوند خانهای در بهشت برای او بنا خواهد کرد.
شاعرانی که قریحه خود را وقف مراثی و مدایح آلالله کردند، همواره مورد اکرام و عنایات ویژه ائمه قرار میگرفتند. شعر رثا بزم عزا را به خلوت اشک و سوز تبدیل میکند و انسان را به اهلبیت پیوند میدهد.
ذکر مصیبت: ورود به مجلس شراب و غربت شام
متوکل عباسی شبی در مجلسی که به عیاشی و شراب آلوده بود، دستور داد امام هادی (ع) را شبانه و غافلگیرانه حاضر کنند. وقتی امام دهم وارد آن بزم شد، متوکل جام شرابی به ایشان تعارف کرد!
امام علیهالسلام با صلابت فرمود:
«وَ اللَّهِ مَا خَامَرَ لَحْمِی وَ لَا دَمِی قَطُّ»
به خدا سوگند، هرگز گوشت و خون من با چنین پلیدی آمیخته نگشته است.
متوکل گفت: پس برای ما شعری بخوان!
امام هادی (ع) اشعاری تکاندهنده درباره مرگ، زوال قدرت سلاطین، تاریکی قبر و پوسیدن بدن پادشاهان زیر خروارها خاک خواندند؛ کلام حجت خدا چنان نافذ بود که متوکل جام شراب را به زمین کوبید و اشک از دیدگانش جاری شد و با احترام امام را بازگرداند.
اما دلها بسوزد برای آن مجلس شرابی که احترامی در آن نماند...
یا رسولالله! در بزم یزید در شام، سر مقدس اباعبدالله الحسین (ع) در تشت طلا مقابل چشمان اشکبار فرزندش امام سجاد و عمهاش زینب کبری (علیهماالسلام) قرار داشت. دست و گردن امام سجاد را به بازوی زینب بسته بودند؛ کودکان از شدت تازیانه بر زمین میافتادند...
یزید پلید در حالی که مست بادهگساری بود، شراب مینوشید و ته جام خود را کنار تشت طلا میریخت و با چوب خیزران به لب و دندان مبارک سبط پیامبر جسارت میکرد...
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1445