ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی) - جلسه 12 | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

جلسه 12 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)

تاریخ برگزاری: 4 فروردین 1403 12 رمضان 1445

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


افتتاحیه و ادعیه آغازین

أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِی‌القاسِمِ مُحَمَّد

(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلی قیامِ یَومِ الدّین.

این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»

سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»

به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیة‌اللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

احکام شرعی: گناه کبیره عقوق والدین و ضابطه «مصاحبت به معروف»

در ادامه بررسی فهرست گناهان کبیره در مسئله ۳۹۴ رساله توضیح‌المسائل جامع، یکی از مهم‌ترین محرماتی که محل ابتلای بسیاری از افراد است، «عقوق والدین» یعنی رنجاندن، آزار دادن و ترک احسان واجب به پدر و مادر است.

حقوق والدین بر عهده فرزند چند بخش دارد:

  1. تأمین معیشت و نفقه واجب: در صورتی که والدین نیازمند باشند و فرزند توانایی داشته باشد.

  2. اطاعت در چارچوب شریعت: در مواردی که امر و نهی مشروعی متوجه فرزند می‌سازند.

  3. مصاحبت به معروف: ضابطه‌ای همیشگی و فراگیر که در قرآن کریم آمده است: «وَ صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا».

معنای «مصاحبت به معروف» آن است که رفتار فرزند با پدر و مادر—در هر شرایطی—باید چنان شایسته و مؤدبانه باشد که هر ناظری از بیرون بگوید این فرزند با والدینش به نیکی رفتار می‌کند. والدین پیر باشند یا جوان، سالم باشند یا بیمار، کم‌توقع باشند یا پرتوقع، در حق فرزند ستم کرده باشند یا نکرده باشند، فرزند در هیچ فرضی حق تندی، اهانت و بدرفتاری ندارد. حتی اگر کار به امر به معروف و نهی از منکرِ پدر و مادر برسد، فرزند حق ندارد فریاد بزند، تندی کند یا کلامی درشت بگوید.

در روایتی تکان‌دهنده آمده است:

«مَنْ نَظَرَ إِلَى وَالِدَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً»

هر کس به پدر و مادرش نگاه خشم‌آلود و کینه‌توزانه بیندازد، در حالی که آن دو به او ستم کرده باشند، خداوند هیچ نمازی را از او قبول نمی‌کند.

وقتی صرف یک نگاه تند و غضب‌آلود مانع قبولی عبادات می‌شود، داد زدن و پرخاشگری جای خود را دارد! در روایت دیگر فرموده‌اند حتی اگر والدین دست به تنبیه زدند، وظیفه فرزند آن است که در برابرشان خضوع کند و بگوید: «خدا شما را بیامرزد».

در عصر حاضر، یکی از علائم آخرالزمان که در روایات (از جمله کتاب خصال شیخ صدوق) ذکر شده، این است که فرزند به خاطر رضایت همسر، به مادر خویش ستم و بی‌احترامی می‌کند. البته ظلم به همسر نیز جایز نیست، اما مرد نباید برای خوشایند همسر به والدین خود جفا کند؛ در کشاکش‌های خانوادگی، فرزند باید نقش سپر و تکیه‌گاه آرامش‌بخش را ایفا کند و حریم پدر و مادر را به هیچ بهانه‌ای نشکند.

شرح فراز دعای ابوحمزه ثمالی: شاهراه‌های هدایت و سرچشمه‌های فیاض امید

امام زین‌العابدین (ع) در سحرگاهان چنین مناجات می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةً، وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ إِلَیْکَ مُتْرَعَةً، وَ الِاسْتِعَانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ أَمَّلَکَ مُبَاحَةً، وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ إِلَیْکَ لِلصَّارِخِینَ مَفْتُوحَةً»

بارالها! من راه‌های درخواست از تو را آشکار و گشوده، و سرچشمه‌های امید به سویت را جوشان و لبریز می‌یابم؛ مددجویی از فضل تو برای هر که به تو امید ورزد روا و رایگان است، و درهای دعا به درگاهت برای دادخواهان و فریادکنندگان همواره باز است.

  • «سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَیْکَ مُشْرَعَةً»: راه‌های رسیدن به خدا «مُشرَعه» یعنی مانند شارع عام، شاهراهی عریض، روشن و آشکار است. کوره راهی تاریک نیست که تنها عده‌ای خاص بدان دسترسی داشته باشند، بلکه مسیری همگانی و همواره باز است.

  • «مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ إِلَیْکَ مُتْرَعَةً»: مَناهل جمع مَنهَل به معنای آبشخور و سرچشمه است و مُترَعَه یعنی لبریز و پرآب. امید بستن به فضل الهی هیچ محدودیتی ندارد؛ جز در دو موضع که نباید از خدا طلب کرد:

    1. شریک شدن در مقام ربوبیت حق.

    2. دست‌درازی به مقامات اختصاصی معصومین و تغییر در عده انبیا و ائمه (چون اراده حتمی الهی بر گزینش آنان است).

      غیر از این دو مورد، انسان در معنویات و تقرب الهی هر چه همت خویش را بلندتر دارد و حاجات بزرگ‌تری بطلبد، به درگاه پروردگار مقرب‌تر می‌گردد.

  • «وَ الِاسْتِعَانَةَ بِفَضْلِکَ لِمَنْ أَمَّلَکَ مُبَاحَةً»: یاری گرفتن از فضل الهی مجانی و بدون منت است. عبادات و دعاهای ما قیمت استجابت نیستند، بلکه بهانه‌اند. دعاهای ناقص ما در برابر ساحت عظمت پروردگار مانند نقاشی کودکانه نوپایی است که خطوطی نامفهوم برای پدر می‌کشد، اما پدری کریم با مهر آن را می‌خرد؛ فضل و کرم خداست که به این زمزمه‌های ناچیز بها می‌دهد.

  • «وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ إِلَیْکَ لِلصَّارِخِینَ مَفْتُوحَةً»: صرخ و صراخ به معنای فریاد زدن از سر سوز و بیچارگی است. تضرع و مناجات مراتب دارد: گاهی در دل است، گاهی اشکی آرام بر گونه می‌نشیند و گاهی کار بنده در اضطرار به ناله و فریاد می‌رسد. درهایی از استجابت پروردگار تعبیه شده که قفل آن‌ها تنها با داد و فریادِ خالصانه گشوده می‌شود؛ چنان‌که امیرالمؤمنین (ع) در مناجات‌های نیمه‌شب گاه از شدت تضرع و فغان بیهوش می‌شدند.

برکات اختصاصی امت پیامبر خاتم (ص)

امام سجاد (ع) شکر می‌گذارد بر این نعمت که:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنِی مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ»

خداوند این امت را نه به استحقاق خودشان، بلکه صرفاً به برکت و حرمت نبی مکرم اسلام (ص) مورد اکرام و تخفیف در احکام قرار داد. در امت‌های پیشین، تکالیف بسیار سنگین و طاقت‌فرسا بود؛ برای نمونه بر بنی‌اسرائیل پنجاه نماز در شبانه‌روز واجب بود، نماز تنها در معابد و صومعه‌ها مجاز بود و شرایط طهارت و توبه بسیار مشقت‌بار بود.

اما در شب معراج، پیامبر اکرم (ص) با دعای خویش مسئلت فرمود: «رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا»، و پروردگار نمازهای واجب را به پنج نماز تقلیل داد، اما ثواب همان پنجاه نماز را برای امت ثبت فرمود: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا». خاک زمین را برای این امت مسجد و طهور قرار داد. تمام این آسان‌گیری‌ها و کرامت‌ها، پرتو وجود اقدس پیامبر اعظم (ص) است.

ذکر مصیبت: واپسین لحظات حیات پیامبر اکرم (ص) و مظلومیت اهل‌بیت

در واپسین روزهای حیات پیامبر اکرم (ص)، حضرت در بستر بیماری افتاده بودند. کوبه در خانه به صدا درآمد. فاطمه زهرا (س) پشت در رفت و فرمود: «پدرم در بستر بیماری است و حال مساعدی برای ملاقات ندارد، بازگردید».

بار دوم و سوم در زده شد. پیامبر اکرم (ص) چشم گشود و با صدایی ضعیف فرمود: «دخترم فاطمه جان! در را بگشا؛ این کسی است که برای ورود به هیچ خانه‌ای اجازه نمی‌گیرد، این ملک‌الموت است...»

عزرائیل وارد شد و با ادب ایستاد و عرض کرد: «یا رسول‌الله! خداوند به من فرمان داده است که تنها با اذن شما قبض روح کنم».

پیامبر فرمودند: «منتظر برادرم جبرئیل هستم». جبرئیل فرود آمد و مژده رضوان و شفاعت را رسانید: «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى». پیامبر که این وعده کرامت را بر امتش شنید، مهیای رحلت شد.

در آن ساعات پایانی، حسنین (علیهماالسلام) دویدند و خود را بر سینه محتضر جدشان انداختند و به شدت گریستند. امیرالمؤمنین (ع) خواست کودکان را از روی سینه پیامبر بردارد تا نفس بر آن حضرت تنگ نشود، اما رسول خدا (ص) فرمود: «علی جان! بگذار این دو گل من بر سینه‌ام بمانند؛ من آن‌ها را ببویم و آن‌ها مرا ببویند؛ من از دیدارشان توشه برگیرم و آن‌ها با من وداع کنند...»

زینب کبری (س) که کودکی خردسال بود، با چشمان اشک‌بار نظاره می‌کرد که پیامبر چگونه پیکر حسن و حسین را در آغوش می‌فشرد و سینه او آرامگاه فرزندانش بود...

اما دل‌ها بسوزد برای عصر عاشورا... آنجا که عقیله بنی‌هاشم زینب (س) بر بلندی تل زینبیه آمد و دید همان سینه‌ای که سال‌ها جایگاه سر و قلب پیامبر بود، زیر سم اسبان دژخیمان قرار گرفته است؛

«یَوْمٌ عَلَى صَدْرِ الْمُصْطَفَى وَ یَوْمٌ عَلَى وَجْهِ الثَّرَى...»

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.

اطلاعات

دانلود

سایر جلسات

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00