ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی) - جلسه 9 | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

جلسه 9 ماه مبارک رمضان سال 1445 (1402 و 1403 شمسی)

تاریخ برگزاری: 1 فروردین 1403 9 رمضان 1445

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.


افتتاحیه و ادعیه آغازین

أعوذُ بِاللهِ السَّمیعِ العَلیمِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبِی‌القاسِمِ مُحَمَّد

(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

وَ عَلی اَهلِ بَیتِهِ الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصومین، لا سِیَّما مَولانا وَ سَیِّدِنا بَقیَّةِ اللهِ فی اَرضِه، الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ المَهدِیّ، اَرواحُنا لِتُرابِ مَقدَمِهِ الفِداء، وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ اِلی یَومِ الدّین.

این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم»

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلی آبائِهِ، فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَ حافِظاً، وَ قائِداً وَ ناصِراً، وَ دَلیلاً وَ عَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.»

سلام بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ؛

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ، وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ، وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

یا لَیْتَنا کُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً.»

به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان، حضرت بقیة‌اللهِ الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

احکام شرعی: ضوابط صدق و کذب در کلام

در ادامه بررسی فهرست گناهان کبیره در مسئله ۳۹۴ رساله توضیح‌المسائل جامع، به تفکیک احکام کلام و اخباری بودن آن می‌پردازیم. سخن انسان در صورتی موضوع دروغ و راست قرار می‌گیرد که «خبر» باشد؛ یعنی خبری از امری در گذشته، حال یا آینده دهد و قابلیت صدق و کذب داشته باشد.

اموری چون امر کردن، نهی کردن، استفهام و پرسش، خبر نیستند؛ برای نمونه، اگر به کسی بگوییم «بنشین» یا بپرسیم «نامت چیست؟»، چنین جملاتی اساساً نه راست شمرده می‌شوند و نه دروغ. اما اگر سخن از سنخِ خبر باشد و گزارش داده‌شده با واقعیت تطابق نداشته باشد، کذب تحقق یافته است. اگر گوینده عمداً و با علم به نادرستیِ آن خبر سخن بگوید، مرتکب گناه کبیره دروغ شده است.

حرمت جوک‌های قومیتی و تحقیر مؤمنین

درباره شوخی‌ها و جوک‌هایی که معمولاً به اقوام، شهرها، زبان‌ها یا صنوف مختلف (مانند جوک‌هایی که به آذری‌زبان‌ها، رشتی‌ها، روحانیون و دیگران نسبت داده می‌شود) اختصاص دارد، باید دقت کرد: هرچند این‌گونه لطیفه‌ها ممکن است به قصد حکایتِ واقعیِ یک رخداد نباشد و مخاطب نیز بداند که داستان‌سرایی است، اما از آنجا که غالباً متضمن توهین، تحقیر، تمسخر و ایذای جمعی از مؤمنین است، گفتن، ساختن و ترویج آن شرعاً حرام و غیرجایز است.

اهانت به مؤمن و خوار کردن او به هر دستاویزی—حتی با برچسب شوخی و مزاح—گناهی آشکار است. زبان ابتلائات بی‌شماری دارد؛ چنان‌که فرموده‌اند: «اللسانُ جِرمُهُ صَغیرٌ و جُرمُهُ کَبیرٌ» (زبان جثه‌ای کوچک اما جرمی بس بزرگ دارد) و مؤمن پیوسته باید مراقب خروجیِ کلام خود باشد.

حرمت قول بغیر علم و پاسخ‌های حدسی

یکی دیگر از گناهان کبیره زبان، «قول بغیر علم» یا سخن گفتن بدون دانش و دلیل معتبر است. اگر انسان نسبت به امری علم ندارد، حق ندارد آن را به طور قاطع بیان کند.

برای نمونه:

  • اگر ساعت دقیق را نمی‌دانیم، نباید با قاطعیت بگوییم «ساعت یک است»؛ بلکه باید تردید خود را بیان کنیم (مثلاً بگوییم «شاید یا احتمالاً ساعت یک باشد»). اگر با جزم ادعا کنیم و تصادفاً هم مطابق واقع درآید، به جهت جسارت در سخن گفتنِ بدون علم، مرتکب خطا شده‌ایم.

  • در امتحانات درسی و دانشگاهی، اگر دانش‌آموز یا دانشجو پاسخ مسئله‌ای را نمی‌داند، نباید با ادعای دانستن، سخن بی‌پایه بنویسد؛ مگر آنکه نظر و حدس خود را با قید احتمال اظهار نماید.

  • البته در مواردی که حجت شرعی وجود دارد (مانند شهادت دو شاهد عادل بر طهارت یا نجاست چیزی)، استناد به آن حجت حتی در صورت نداشتن یقین قلبی جایز است. اما در جایی که نه اطمینان حسی وجود دارد و نه حجت شرعی، انسان حق ندارد بدون آگاهی قضاوت کرده یا خبری را منتشر سازد.

مفهوم شفاعت و دعا در پیشگاه معبود

در ادامه بررسی دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد (ع) می‌فرماید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أُنَادِیهِ کُلَّمَا شِئْتُ لِحَاجَتِی، وَ أَخْلُو بِهِ حَیْثُ شِئْتُ لِسِرِّی، بِغَیْرِ شَفِیعٍ فَیَقْضِی لِی حَاجَتِی»

سپاس خدایی را که هر زمان برای نیازم بخواهم او را می‌خوانم، و هر جا برای راز و نیازم اراده کنم با او خلوت می‌گزینم، بی‌آنکه نیازمند شفیعی باشم و او نیازم را برمی‌آورد.

برخی با بدفهمیِ این فراز پنداشته‌اند که در اسلام شفاعت و واسطه قرار دادن اولیای الهی نفی شده است! در حالی که شفاعت از مسلمات قرآن و سنت است. در دعاها پنج شیوه برای طلب حاجت وجود دارد:

  1. دعای مستقیم و بی‌واسطه به درگاه خداوند: عالی‌ترین تجلی توحید که بنده در هر لحظه می‌تواند با معبود خود سخن بگوید و حق‌تعالی درگاهش را به روی همگان باز گذاشته است (مشروع).

  2. قسم دادن پروردگار به ذوات مقدسه یا اشیای محترم: مانند سوگند دادن خدا به حق محمد و آل محمد (ص)، به حرمت کعبه یا قرآن، و حتی به حق بندگان صالح و پرهیزگار؛ چنان‌که در حدیث آمده اگر به خاطر حیوانات چرنده، کودکان شیرخوار و پیران خمیده‌قامت نبود، عذاب بر گناهکاران فرومی‌ریخت (مشروع).

  3. تقاضای دعا از آبرومندان درگاه حق: اینکه به پیامبر، اهل‌بیت یا برادر مؤمن بگوییم «برای ما دعا و شفاعت کنید»؛ همان‌گونه که در زیارت جامعه یا دعای عالیةالمضامین می‌خوانیم: «وَ اذْکُرُونِی عِنْدَ رَبِّکُمْ» (مشروع).

  4. استمداد از اولیای الهی به عنوان اسباب و وسایط مأذون: درخواست از حضرات معصومین به عنوان کسانی که خداوند به آنان ولایت تکوینی و قدرت دستگیری داده است؛ مانند تقاضای نصرت و پناه در دعای فرج («یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ، یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ، اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ، وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ») (مشروع).

  5. استمداد استقلالی از غیرخدا: اینکه کسی خیال کند مخلوقی می‌تواند مستقل از اراده و قدرت پروردگار کاری انجام دهد یا خدا را دور بزند (باطل، حرام و شرک).

امام سجاد (ع) در این فراز شکر می‌گذارد که خداوند رسیدن به خلوت انسش را منوط به تشریفات و واسطه‌های اجباری نکرده و بنده می‌تواند بی واسطه با او راز بگوید؛ نه اینکه توسل و شفاعت نفی شده باشد.

ادب زیارت و مقام پناهندگی به اهل‌بیت (ع)

در زیارت وداع ائمه اطهار (ع) که در ملحقات مفاتیح‌الجنان پس از دعای عالیة‌المضامین آمده است، به معصومین عرضه می‌داریم:

«بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ أَهْلِی، اجْعَلُونِی مِنْ هَمِّکُمْ، وَ صَیِّرُونِی فِی حِزْبِکُمْ، وَ أَدْخِلُونِی فِی شَفَاعَتِکُمْ، وَ اذْکُرُونِی عِنْدَ رَبِّکُمْ»

پدرم، مادرم، جانم، مالم و خاندانم فدای شما باد! مرا در کانون اهتمام و توجه خود قرار دهید، مرا در شمار حزب و گروه خود وارد سازید، در دایره شفاعتتان درآورید و نزد پروردگارتان مرا یاد کنید.

«اجْعَلُونِی مِنْ هَمِّکُمْ» یعنی مولای من! نام مرا از قلم میندازید؛ بگذارید از کسانی باشم که به آن‌ها توجه و عنایت ویژه دارید. همچنین در زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در اعیاد غدیر و فطر عرضه می‌داریم:

«أَتَیْتُکَ یَا مَوْلَایَ خَائِفاً فَآمِنِّی، وَ أَتَیْتُکَ مُسْتَجِیراً فَأَجِرْنِی، وَ أَتَیْتُکَ فَقِیراً فَأَغْنِنِی»

ای مولای من! با دلی ترسان آمده‌ام، پس به من امان بده؛ به درگاهت پناه آورده‌ام، مرا پناه ده؛ و دست‌تهی و فقیر آمده‌ام، پس مرا بی‌نیاز ساز.

فضیلت زیارت حرم عسکریین (ع) در سامرا

امشب دل‌ها را روانه حرم شریف سامرا و مزار مطهر امام حسن عسکری و امام هادی (علیهماالسلام) می‌کنیم. حرم شریف عسکریین، خانه مسکونی و ملک شخصی حضرت ولی‌عصر (عج) است. زائر در آنجا قدم بر زمینی می‌گذارد که خاک پاک خانه امام زمان است و پله‌های سرداب غیبت، محل گام‌های مولیٰ و سرور عالم است.

عرب به مهمان‌نوازی نامدار است؛ وقتی میهمانی وارد خانه کسی شود، حتی اگر میان آنان خصومتی باشد، به او پناه و حرمت می‌نهد. حال چگونه ممکن است شیعه‌ای وارد خانه امام زمان (عج) شود و صاحب‌خانه به او اکرام نکند؟ حضور در آن حریم، صفا و پیوند دیگری با قلب عالم امکان دارد.

ذکر مصیبت: شهادت مظلومانه حضرت امام حسن عسکری (ع)

امام حسن عسکری (ع) در دوران حیات خود تحت شدیدترین مراقبت‌های امنیتی و نظامی خلفای عباسی در پادگان سامرا به سر می‌بردند. مسمومیت‌هایی که خلفای ستمگر به ائمه تحمیل می‌کردند، هر یک آثاری دردناک در پیکر مقدسشان به جا می‌گذاشت.

روایت شده است وقتی زهر معتمد عباسی در بدن نازنین امام حسن عسکری (ع) اثر کرد، لرزشی سخت سراسر وجود آن حضرت را فرا گرفت؛ ضعفی فوق‌العاده بر بدن عارض شد، به گونه‌ای که حتی قادر نبودند ظرف آب را به دست گیرند.

خادم نقل می‌کند: امام به من فرمودند: به حجره کناری برو و فرزندم مهدی را بخوان.

رفتم و دیدم آقازاده‌ای با چهره‌ای چون ماه شب چهارده، سر بر سجده نهاده و به نماز ایستاده است. عرض کردم: مولای من، پدر بزرگوارتان شما را می‌طلبد.

حضرت مهدی (عج) بر بالین پدر حاضر شد. امام عسکری فرمود: «پسرم! قدری آب به من بنوشان.»

خادم می‌گوید: ظرف آب را به دست امام دادند، اما لرزش دستان و پیکر حضرت چنان شدید بود که دندان‌های مبارک امام به لبه کاسه آب می‌خورد و صدای آن شنیده می‌شد... سرانجام آب را نوشیدند و در آغوش فرزند دلبندشان حضرت مهدی (عج) غریبانه جان سپردند...

اما دل‌ها بسوزد برای آن امامی که هنگام شهادت، نه آبی برایش آوردند و نه فرزندی توانست جرعه‌ای آب به لبانش برساند. امام حسین (ع) در آخرین لحظات در گودال قتلگاه، در میان سیلاب خون، در اوج عطش و با جگر سوخته صدا می‌زد:

«رِضاً بِقَضَائِکَ، تَسْلِیماً لِأَمْرِکَ، لَا مَعْبُودَ سِوَاکَ... هَلْ مِنْ شَرْبَةِ مَاءٍ؟!»

آیا کسی هست که جرعه‌ای آب به پسر دختر پیامبر برساند؟

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه.

اطلاعات

دانلود

سایر جلسات

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00