جلسه 1 ماه مبارک رمضان سال 1442 (1400 شمسی)
تاریخ برگزاری: 25 فروردین 1400 1 رمضان 1442
مقدمه و قرائت دعا
«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَی سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا أَبِیالْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْمَعْصُومِینَ، لَاسِیَّمَا مَوْلَانَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ، وَاللَّعْنَةُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ.»
این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَة، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلاً وَ عَیْناً حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا.»
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ. یَا لَیْتَنَا کُنَّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.»
به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
احکام شرعی: ضوابط ضرر و روزهداری بیماران
یک مسئله کوتاهی را عرض کنم. زیاد میپرسند افرادی که زمینه بیماری دارند یا بیمار هستند که ما روزه باید بگیریم یا نباید بگیریم؟ تشخیص مصداق با خود کسی است که مکلف است و بالغ است؛ دیگران برای این فرد تشخیص مصداق نمیتوانند بدهند. لذا اینکه این سؤال را کسی از فقیه بکند یا از مرجع تقلید بکند، این سؤال خودش سؤال نابجایی است. باید از فقیه بپرسند یا از کسی که نقل فتوا میکند که آیا این ضوابط که در رسالهها نوشتند، این ضوابط شرحش چیست؟
در رسالهها نوشتند روزه اگر ضرر داشته باشد، از فرد و از مکلف صحیح نیست؛ به تعبیر دیگر یکی از شرایط صحیح بودن روزه، نداشتن ضرر است. باید بپرسند منظور از این ضرر چیست. بعد حالا آیا این مورد در آنها محقق هست یا نیست، دیگر با خود مکلف است، نه اینکه بگوید این در مورد من تحقق دارد یا ندارد.
اگر کسی از این مطلب میترسد، خوف دارد به صورت عقلایی، خوف دارد از یکی از این چهار چیز، روزه از او صحیح نیست:
-
یا خوف از این دارد که روزهاش، روزه او را بیمار بکند؛ الآن مریض نیست، کلیهاش الآن مشکل ندارد ولی کلیهاش سنگساز هست و خوف از این دارد که روزه بگیرد، شروع کند این کلیه به ساختن سنگ و او را مبتلا کند؛ خوفش هم باشد کافی است برای اینکه این شخص روزه از او صحیح نباشد؛ به همینگونه بیماریهای دیگر.
-
دومین معیار در ضرر این است که الآن مریض است؛ فرض قبلی این بود که مریض نبود، خوف داشت به خاطر روزه مریض بشود. معیار دوم این است که شخص الآن مریض است و میترسد از اینکه اگر روزه بگیرد، دوره درمانش طولانی بشود؛ مثلاً به جای اینکه دو روزه خوب بشود، یک هفتهای خوب میشود، به مقدار قابل توجه؛ والا اگر مثلاً اگر روزه بگیرد دو ساعت دیرتر خوب میشود، اگر روزه نگیرد کمتر همین دو ساعت کمتر، این مقداری که کم است برای اینجا دیگر معیار نیست. روزه اگر از این فرد سبب بشود که دوره بیماریاش طولانیتر بشود، یا درمانش سختتر بشود؛ اگر مثلاً روزه نگیرد در حالت عادی میتواند در خانه با استراحت بگذراند، ولی اگر روزه بگیرد کارش به بیمارستان و مثلاً آیسییو بیمارستان میکشد، سختتر میشود بیماریاش، درمانش سختتر میشود.
-
یا اینکه روزه سبب میشود که همین درد و این مشکلی که دارد، این دردش وحشتناکتر بشود؛ ممکن است درمانش سختتر نشود ولی برای او مشکلات بیشتری تولید بکند.
در این صورت هم باز روزه صحیح نیست. پس روزه یا باید تولید بیماری کند، یا دوره درمان را طولانی کند، یا درمان را سختتر کند، یا خود بیماری را شدیدتر بکند. خوف یکی از اینها هم که باشد کافی است؛ لازم نیست من اطمینان پیدا کنم، ولی احتمال همینگونه غیرعقلایی هم کفایت نمیکند؛ باید این احتمال یک پایه عقلایی داشته باشد. مثلاً اگر یک پزشک حاذقی به فرد بگوید: «شما به این نکته ممکن است مبتلا بشوید و من نگرانم که مبتلا بشوید»، اینجا خیلی وقتها برای افراد ایجاد این خوف و نگرانی میکند؛ در این صورت دیگر روزه از آنها صحیح نیست.
خدای متعال ما و شما را در مسیر طاعت و بندگی خودش تا پایان عمر توفیق ثبات قدم مرحمت بفرماید و حسن عاقبت نصیب همه ما بگرداند. به پیشگاه مقدس و منور والده بزرگوار امام عصر (علیه السلام) حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیها) صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.
اهمیت و فضیلت زیارت غدیریه امیرالمؤمنین (ع)
صحبت موضوع منبر شبهای ماه رمضان بود با آقای عزتپناه؛ بنا شد که ایشان در تشرفی که نیمه شعبان دارند به عتبات و حرم حضرت سیدالشهدا (علیه السلام)، آنجا توسل کنند و سرانجام با مشورت و استخارههایی که کردند، بنا بر این شد که ما زیارتی که در مفاتیح در اختیار همهمان هست، در مفاتیح الجنان زیارت غدیریه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را که طولانیترین زیارت نقلشده برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم هست و حاوی فضائل خیلی زیادی است از امیرالمؤمنین (علیه السلام)، این زیارت را مبنای عرایضمان قرار بدهیم، فقراتی از او را اینجا طرح بکنیم. البته بنده همه فقراتش را بلد نیستم شرح بکنم، بعضیاش را فقط میتوانم ترجمه بکنم اما توضیح خاصی من بلد نیستم بدهم؛ اما بعضی از موارد دیگر را انشاءالله با کمک، انشاءالله روایات دیگر و فضائلی که از آن حضرت نقل شده را عرض میکنیم.
اولاً یک روایت عرض کنم در فضیلت زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؛ یک کسی از اهل عراق میخواست حج مشرف بشود، آمد مدینه، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید. ضمن صحبتهایش به حضرت عرض کرد که من عجله کردم وقتی میخواستم بیایم، نرفتم زیارت جدتان امیرالمؤمنین و بعد بیایم. حضرت فرمود: «اگر تو یک جایگاه خاصی پیش ما نداشتی، ما تو را طرد میکردیم؛ اینگونه بیتوجه بودی نسبت به زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؟!»
در بعضی از روایات ما داریم که زیارت آن حضرت افضل از زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) با همه آن فضائلش است، زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام). تعابیری در بعضی از روایات هست که قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) مورد توجه چگونه قرار دارد، مورد عنایت خدای متعال و فرشتگان آسمانی هست که انسان واقعاً مبهوت میشود از آن فضیلتی که این زیارت دارد.
زیارت غدیر که در بعضی نقلها دارد شبیه زیارت عاشورا توصیه شده هر روز هم بخوانند شیعیان، این زیارت از حضرت هادی (علیه الصلاة و السلام) نقل شده؛ آن سالی که معتصم عباسی ملعون حضرت را فرستاد از مدینه به سمت سامرا بیاورند. در این سفر که به ظاهر هم اکرام و اجلال میکردند حضرت را ولی در حقیقت یکجوری حضرت را بازداشت کرده بودند و داشتند میآوردند، سر راه حضرت رسیدند به نجف اشرف، مصادف شده بود با غدیر؛ و زیارتی که نقل شده، زیارت امام هادی (علیه السلام) در روز غدیر است.
آن اذن دخولی که در حرمهای مطهر، همه حرمها نقل شده در این زیارت آمده: «اللَّهُمَّ إِنِّی وَقَفْتُ عَلَی بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ» که شما آشنا هستید، آن اذن دخول هست. بعد داریم که حضرت وارد شدند در قبه مطهر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و پشت به قبله قرار گرفتند، روبهروی امیرالمؤمنین، پشت به قبله؛ بهترین شکل زیارتها آنجایی است که انسان رو به امام باشد و پشتش به سمت قبله باشد.
بعد شروع کردند به این فقرات را ابراز کردن: «السَّلَامُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَسَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، أَمِینِ اللَّهِ عَلَی وَحْیِهِ وَعَزَائِمِ أَمْرِهِ، وَالْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَالْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَیْمِنِ عَلَی ذَلِکَ کُلِّهِ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ وَصَلَوَاتُهُ وَتَحِیَّاتُهُ.»
پیوند ناگسستنی پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) در زیارات
جالب این است که شما در کثیری از زیارات امیرالمؤمنین میبینید که ابتدا به پیغمبر خدا سلام میشود. اصلاً در زیارت اولی که در مفاتیح نقل شده در زیارتهای مطلقه امیرالمؤمنین، شما در ورودی حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) فقط به پیغمبر خدا سلام میکنید، فقط به پیغمبر خدا؛ و بعد وارد میشوید. پس از ورود هم باز به آن حضرت سلام میکنیم.
نکته جالب دیگر این است که سه مناسبت هست در طول سال که تعلق به وجود مقدس رسول خدا دارد:
-
یکی روز هفده ربیع، روز ولادت حضرت؛
-
یکی روز مبعث، این دو تا خاص پیغمبر خداست؛
-
و یکی هم روز غدیر که روزی است که پیغمبر خدا امیرالمؤمنین را نصب کرده، درست است؟
شما میبینید در هر سه روز زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مورد توصیه است. حالا اگر در مورد غدیر ارتباطش با امیرالمؤمنین یک قدری قابل توضیحتر باشد برای ما، اما در روز مولود، روز هفده ربیع چه ارتباطی است که روز ولادت پیغمبر خدا مستحب است انسان نجف اشرف باشد و برود زیارت امیرالمؤمنین؟! مبعث، بعثت پیغمبر خداست اما زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مورد توصیه جدی است.
این را فرمودند بزرگان ما، و بعید هم نیست که حرف درستی و ارتباط درستی باشد، که پیغمبر خدا و امیرالمؤمنین با این توصیههایی که شده، رابطهشان رابطه یکجور وحدت است؛ همانطور که پیغمبر خدا فرمود، طبق آنچه هم شیعه هم سنی از آن حضرت بارها نقل کردند: «عَلِیٌّ مِنِّی کَنَفْسِی»؛ علی مثل خود من میماند. در بعضی بیانات دارد پیغمبر خدا فرمود: «عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ مِنِّی کَلَحْمِی وَعَظْمِی، کَرَأْسِی مِنْ بَدَنِی»؛ مثل گوشت و استخوان من است، مثل سر نسبت به بدن من است، و گویا ما هیچ جدایی از یکدیگر نداریم؛ گویا هیچ جدایی نداریم.
بعضی این احتمال را دادند، این احتمال هم خیلی احتمال موجهی است، که اصلاً اگر پیغمبر واقعی خدا را شما بخواهید درک بکنید، واقعاً یعنی بخواهید پیغمبر را درک بکنید، آنجایی است که شما در این ارتباط با پیغمبر حتماً با امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد این ارتباط؛ والا اگر پیغمبر منهای امیرالمؤمنین باشد، اصلاً یک چیز دیگری میشوید شما، شما یک چیز دیگری میشوید و آن پیغمبر واقعی را نشناختید.
در بعضی از روایات داریم ما که اشتراک بین شما و مخالفین شما، این اشتراک فقط در کعبه است، والا در همهچیز شما با هم تفاوت دارید. شما ممکن است بگویید خب ما پیغمبرمان یکی است؛ نه، پیغمبر آنها منهای امیرالمؤمنین است، پیغمبر ما با امیرالمؤمنین. پیغمبری که با امیرالمؤمنین است خیلی تفاوت میکند تا آن پیغمبری که بدون امیرالمؤمنین باشد.
در زیارات امیرالمؤمنین هم اول که وارد میشوید گویا دارید پیغمبر خدا را زیارت میکنید؛ حتی در اذن دخول هم همینگونه است: «السَّلَامُ عَلَی صَاحِبِ السَّکِینَةِ، السَّلَامُ عَلَی الْمَدْفُونِ بِالْمَدِینَةِ»؛ بابا در نجفید شما، چطور دارید آنجا سلام میکنید؟! ولی این آقا که اینجاست هم همان آقایی است که آنجاست، یکجوری اصلاً اینها از یکدیگر گسستنی نیستند. در ورودی حرم امیرالمؤمنین باید شما اینگونه سلام کنید و اینطور اجازه بگیرید برای ورود.
در این زیارت هم حضرت هادی (علیه الصلاة و السلام) دارند همینگونه عمل میکنند: «السَّلَامُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَسَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، أَمِینِ اللَّهِ عَلَی وَحْیِهِ وَعَزَائِمِ أَمْرِهِ، وَالْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَالْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ، وَالْمُهَیْمِنِ عَلَی ذَلِکَ کُلِّهِ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ وَصَلَوَاتُهُ وَتَحِیَّاتُهُ.»
خب، این یک مقدمهای بود؛ انشاءالله بعضی از فقراتی که در این بخش نسبت به پیغمبر خدا عرض کردیم، انشاءالله فردا شب یک عرایضی و توضیحاتی در این زمینه انشاءالله به عرض میرسانم.
آغاز ضیافت الهی با توسل به امام زمان (عج) و روضه حضرت زهرا (س)
خب، ماه مهمانی خدا آغاز شده، ماه، ماه امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم هست. خب، توفیقی است که ما این ماه خدا را و ماه مهمانی خدا را با نام امیرالمؤمنین آغاز کنیم؛ گرچه این ماه که مهمانی خداست، سفرهدارش وجود مقدس ولی عصر (علیه الصلاة و السلام) است. هیچکس توفیقی پیدا نمیکند و نخواهد کرد، و تاکنون هم این توفیق نصیب کسی نشده، مگر اینکه به نحوی از ناحیه صاحب این سفره و متولی این سفره ولی عصر (علیه السلام) به او نوایی رسیده.
اگر عزیزان بخواهند که در این ماه توفیقات معنوی بیشتری پیدا کنند، آن سفرهدار این ماه را، ولی عصر (علیه السلام) را مورد توجه قرار بدهند و از آن حضرت درخواست کنند. مهمانی مهمانی خداست، اما آن کسی که این سفره را اداره بناست بکند امام زمان (علیه السلام) است. آنها که توفیق صیام واقعی، توفیق قیام و عبادت و ترک معصیت و ترقیات معنوی را میخواهند، صاحب این سفره را صدا کنند و از آن حضرت درخواست کنند، آن حضرت را واسطه درگاه خدا کنند.
و امشب که شب اول این مهمانی است، ما برویم درِ خانه امام زمان (علیه السلام) و آن حضرت را به مادرش حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا قسم بدهیم؛ که به حق مادر پهلوشکستهات یا ابن الحسن، این ماه رمضان را برای ما ماه رمضانی از جهت معنوی متفاوت با همه ماه رمضانهای عمر ما قرار بده؛ یک عنایاتی خدای متعال در این ماه به اولیائش کرده و میکند، یا ابن الحسن به حق مادرت فاطمه زهرا، واسطه شو در خانه خدا که این عنایات و این الطاف شامل حال امثال ما هم بشود؛ ما محروم از این درگاه بیرون نرویم، محروم از این درگاه بیرون نرویم.
فردا بر حسب بعضی از روایات اول سال است؛ «أَوَّلُ السَّنَةِ شَهْرُ رَمَضَانَ»، سال واقعی از ماه رمضان آغاز میشود. روز اول سال واقعی را، ماه رمضان شروع سال است، با عرض سلام و عرض ادب به پیشگاه مقدس امام زمان (علیه السلام)، از آن حضرت بخواهیم که امسال ما را متفاوت از سالهای دیگر از جهت معنوی قرار بدهد. حتی از جهت مادی هم میخواهیم، باز درِ خانه ولی عصر (علیه السلام) را باید بکوبیم و از آن حضرت درخواست کنیم. امشب برویم در خانه مادرش فاطمه زهرا، از آن خانم بخواهیم که از فرزندش امام زمان درخواست کند به ما یک عنایتی بکند. بیبی جان! اگر شما از پسرت چیزی بخواهید، روی شما را زمین نخواهد انداخت. یا فاطمة الزهرا! ما بدهیم، فاسدیم، فاسقیم، اما خودت میدانی، پسرت هم میداند ما شما را خیلی دوست داریم.
«فَلَمَّا نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ...» یا صاحب الزمان! وقتی جدت امیرالمؤمنین دست خودش را از خاک قبر تکاند، غمهای عالم بود که به دل جدت امیرالمؤمنین سرازیر شد؛ «وَأَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَی خَدَّیْهِ...» قربانت یا امیرالمؤمنین! این اشکهای درشتی بود که بر صورت امیرالمؤمنین میغلتید؛ «ثُمَّ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَی قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ...» تنها جایی که امیرالمؤمنین میتوانست پناه ببرد، توجه به پیغمبر خدا بود؛ رو کرد به قبر رسول خدا، صدا زد: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ، عَنِّی وَعَنِ ابْنَتِکَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِکَ، السَّرِیعَةِ اللِّحَاقِ بِکَ»؛ یا رسول الله! سلام مرا و سلام این دخترت را که خیلی زود به تو ملحق شده بپذیر. «قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی، وَرَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی»؛ یا رسول الله! شما شاهد صبر و پایداری من در جنگهای مختلف بودید، ولی من الآن کنار قبر فاطمه دارم اعتراف میکنم که دیگر صبرم به پایان رسیده!
«فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ، وَأُخِذَتِ الرَّهِینَةُ، وَاخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ...» یا رسول الله! امانتی که نه سال قبل به من سپرده بودید، الآن به تو بازگرداندم؛ اما یا رسول الله، من نمیخواستم به این زودی زهرا را به شما برگردانم! دشمنان تو بودند که زهرا را از دست من ربودند!
اینجا امیرالمؤمنین (علیه السلام) عقده دل با پیغمبر خدا میگشود کنار قبر فاطمه زهرا؛ دخترش زینب کبری هم کربلا کنار بدن پارهپاره برادر، او هم با پیغمبر خدا درددل میکرد: «یَا رَسُولَ اللَّهِ، صَلَّی عَلَیْکَ مَلِیکُ السَّمَاءِ، هَذَا حُسَیْنٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ...»
اطلاعات
- آلبوم سخنرانی: ماه مبارک رمضان سال 1442 (1400 شمسی)
- برگزارکننده: هیئت مصباح الهدی
- دسته بندی: 1442