ماه مبارک رمضان سال 1442 (1400 شمسی)، هیئت مصباح الهدی - جلسه 8 | ماء معین
سه شنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۵

جلسه 8 ماه مبارک رمضان سال 1442 (1400 شمسی)

تاریخ برگزاری: 1 اردیبهشت 1400 8 رمضان 1442

این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و ممکن است خطای تایپی یا ویرایشی داشته باشد.



مقدمه و قرائت دعا

«أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَنَبِيِّنَا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ، لَا سِيَّمَا مَوْلَانَا بَقِيَّةِ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ، وَاللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.»

این دعای شریف را با حضور قلب و توجه به درگاه خداوند متعال عرضه بداریم:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَّةِ بْنِ الحَسَن، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ، فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَة، وَلِيّاً وَحَافِظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلا.»

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ، عَلَيْكَ مِنِّي سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِیتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ، وَلَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ. السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَعَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ. يَا لَيْتَنَا كُنَّا مَعَكُمْ فَنَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً.»

به پیشگاه مقدس و منور آقا و مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم، مولانا الحجة بن الحسن المهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

تصحیح دو نکته از مباحث گذشته و احکام خمس مهریه

من قبل، قبل از اینکه مسئله را عرض بکنم، یک دو تا اشتباه در کلامم در شب‌های گذشته بوده، آن‌ها را عرض کنم. یکی اینکه دو سه شب پیش بود، وارد منزل شدم، خانواده ما به من تذکر داد که یک اشتباهی در بیان مسئله کردی، که درست بود تذکر ایشان؛ و آن این بود که به من گفت که تو گفتی که «گرفتار خمس می‌شوند افراد»، درحالی‌که خمس گرفتاری نیست؛ این درست است این تعبیر. بلکه اگر کسی موقعیت خمس برایش پدید بیاید، در حقیقت یک موقعیتی خدا برای آن فرد پدید آورده تا با انجام آن کار به خدا نزدیک بشود؛ لذا یک فرصت است، نه گرفتاری. این تعبیر از من تعبیر صحیحی نبود.

اشتباه دوم را دیشب داشتم، نه در اصل بیان مسئله، بلکه در محاسباتی که داشتم. گفتم اگر کسی از دنیا برود و دو پسر و یک دختر داشته باشد، در اینجا طبق سهم ارث این دختر یک‌پنجم بیشتر ارث نمی‌برد؛ البته به شرطی که متوفی همسر نداشته باشد، پدر و مادر هم نداشته باشد. این متوفی اگر وصیت کند که دختر هم شبیه پسرها ارث ببرد، من گفتم سهم او مانند سهم آن‌ها می‌شود دوپنجم؛ اشتباه بود. این در حقیقت عددش را من اشتباه در مابه‌التفاوت مثال زدم؛ والا سهم‌الارث آن دختر همان یک‌پنجم هست، مابه‌التفاوت بین آنچه که او باید ببرد و آنچه به او می‌دهند، آن مابه‌التفاوت جزء ارث نیست و معاف از خمس به حساب نمی‌آید. این یک اشتباه محاسباتی بود که یک، دو بزرگواری به من تذکر دادند که تذکرشان به جا و به مورد بود.

مسئله‌ای که امشب می‌خواهم عرض کنم این است که یکی دیگر از مواردی که از خمس معاف است، مهریه خانم‌هاست؛ چه در عقد موقت مهریه‌ای که به آن‌ها تعلق می‌گیرد و چه در عقد دائم. چه کم باشد، چه زیاد؛ اگر آن مهریه را به آن‌ها بدهد شوهر و آن‌ها بگیرند این مهریه را و تا سال خمسی مصرف نکنند، مؤونه‌شان نشود، بلکه سال‌ها هم بماند، این مهریه خمس ندارد.

البته اگر این خانم مهریه خود را نگه می‌دارد به نیت فروش—مثلاً مهریه‌اش یک زمینه، به او دادند، یا مهریه‌اش سکه است، این زمین یا این سکه را نگه می‌دارد که افزایش قیمت پیدا بکند و با فروشش سود بکند—نسبت به آن مابه‌التفاوت از زمانی که می‌گیرد تا زمانی که می‌خواهد بفروشد، همان اختلافی که دیشب در بحث ارث یا پریشب عرض کردم در بحث ارث، این اختلاف در اینجا هم هست. بیشتر فقها می‌فرمایند این مابه‌التفاوت هم خمس ندارد؛ ولی هست فقیه بزرگواری که او فتوایش این است که اگر این خانم نگه می‌دارد این مهریه را برای اینکه افزایش قیمت پیدا کند، در این صورت باید آن مابه‌التفاوت را خمس بدهد.

خدای متعال ما و شما را در مسیر طاعت و بندگی خودش تا پایان عمر توفیق ثبات قدم مرحمت بفرماید و حسن عاقبت نصیب همه ما بگرداند. به پیشگاه مقدس و منور والده بزرگوار امام عصر (علیه السلام) حضرت نرجس خاتون (سلام الله علیها) صلوات بلندی تقدیم بفرمایید.

شرح زیارت غدیریه: امین الله فی ارضه و معنای اولی به نفس بودن

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، يَا أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ، وَسَفِيرَهُ فِي خَلْقِهِ، وَحُجَّتَهُ الْبَالِغَةَ عَلَى عِبَادِهِ.»

سلام بر تو ای مولای من، ای امیرالمؤمنین، ای کسی که امین خدا در روی زمین هستی، در روی زمین خدا، و سفیر خدا در میان خلقش، و حجت بالغه او بر بندگانش.

این خصوصیات از خصوصیات خاص امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیست، بلکه همه ائمه ما (علیهم السلام) واجد این صفات فوق‌العاده بودند و هستند؛ و امروز این صفات در درجات کامل در وجود مقدس ولی‌نعمت‌مان حضرت بقیة الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) متجلی است.

امیرالمؤمنین «أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ» بود؛ یعنی امانت‌دار خدا روی زمین. امانت همیشه نسبت به یک چیزی معنا می‌شود؛ یک چیزی را باید در نزد کسی بسپرند، اگر او به آن چیزی که به او سپردند حدود و ثغور آن شیء را مراعات بکند امین است، اگر نکند خائن است؛ امانت داریم و خیانت. امین خداست امیرالمؤمنین روی زمین، بر چه؟ بر خیلی چیزها، بر خیلی چیزها. امین خدا بود بر دین خدا؛ که فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولاً يَنْفُونَ عَنْ هَذَا الدِّينِ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ» یا «تَحْرِيفَ الْجَاهِلِينَ». خدای متعال روی کره زمین دارد همیشه بزرگواری را که او یکی از کارهایش این است که آن‌ها که می‌خواهند دین خدا را به هم بزنند، می‌خواهند تحریف کنند، می‌خواهند از راه منحرف کنند و تغییر بدهند، او جلوی این کار را می‌گیرد؛ حالا یا با ابزارهای عادی و روش‌های آشکار، یا به غیر روش‌های آشکار.

امروز این وظیفه را امام زمان (علیه السلام) انجام می‌دهند؛ منتها لزومی ندارد که حضرت حضور پیدا کنند، خودشان را معرفی کنند و به‌صورت آشکار این کار را انجام بدهند. او این کار را انجام می‌دهد، نحوه انجامش هم او می‌داند و خدا، ولی این کار را انجام می‌دهد. لذا با همه شلوغی‌هایی که ممکن است اتفاق بیفتد و اتفاقاً افتاده، که می‌آیند اصول و اساس دین را و آن ضوابط اصلی و ارکان دین را و ارکان احکام دین را مورد تردید که قرار می‌دهند، تغییراتی که در آن می‌دهند، افرادی که یا جاهلند یا معاندند، امام زمان (علیه السلام) این کار را انجام داده تا به حال؛ که بالاخره اگر کسی بخواهد حق را بیابد و دریابد، می‌تواند در همین بازار شلوغ، در همین اوضاع و احوال، می‌تواند راه حق را پیدا کند؛ این کار را می‌کند.

او امانت‌دار خداست؛ امروز، امیرالمؤمنین امانت‌دار خدا بود، حتی کی؟ آن زمانی که حق او را آشکارا غصب کردند و تعدی‌های فوق‌العاده به آن حضرت انجام دادند؛ ولی گاهی به‌صورت آشکار و گاهی به صورت‌های دیگر، به صورتی عمل کرد آن بزرگوار که دین خدا قابل فهم و درک بود، می‌شد فهمید که حق با کیست در همان زمان، توجه کردید؟ این‌چنین نبود که شلوغ شده باشد و حق قابل تشخیص نباشد. بله، حق قابل تشخیص است یک بحث است، اینکه آن حق را عموم مردم می‌پذیرند بحث دیگر است؛ نه، لزوماً حقی که آشکار می‌شود، لزوماً عموم مردم زیر بار نمی‌روند، توجه کردید؟

خدا می‌گوید در قرآن، می‌گوید: ما اگر «وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ» ببخشید، «وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَاباً فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ». این قرآنی که الآن ما به تو پیغمبر وحی کردیم، این به‌صورت شفاهی است که جبرئیل بر تو می‌خواند و تو بر مردم تلاوت می‌کنی؛ اگر ما این قرآن را در یک چیز مکتوب به تو نازل کرده بودیم، مکتوبی که این‌ها می‌توانستند لمس کنند: «فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ»، یعنی یک کتاب باشد که کاملاً قابل حس باشد، اگر هم این‌چنین می‌بود: «لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ»، آن‌هایی که می‌خواستند کافر بشوند می‌گفتند این یک سحر آشکار است، توجه کردید؟ اگر کسی نخواهد حق را بپذیرد، در اوج روشنی‌اش هم نمی‌پذیرد.

عصا را انداخت جلوی فرعون، اژدها شد، درست است؟ اژدها شد؛ همان‌جا درجا به اطرافیانش فرعون چه گفت؟ گفت: این سحر است، خیلی ساحر عجیبی است! ما می‌رویم ساحرها را می‌آوریم به جنگ این جادوگر که موسی باشد. وقتی آن جادوگران در برابر عصای موسی تسلیم شدند، به سجده افتادند، گفت که: این همان کبیره... «إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ»، شما همه‌تان یک قماشید! این بزرگ شما بود که او به شما یاد داده! یعنی اگر کسی نخواهد بپذیرد، نمی‌پذیرد، توجه کردید؟

بعضی‌ها فکر می‌کنند امروز امام زمان (علیه السلام) چون در حال غیبتند، خیلی اوضاع روشن نیست؛ حق و باطل واضح نیست، باید حضرت بیاید تا روشن بکند. بله، یک چیزهایی از دین این‌گونه است؛ این‌ها همان چیزهایی است که ما نسبت به او اگر بر اساس ضوابطی که به ما خود ائمه یاد دادند عمل کنیم، اگر خطا هم باشد عندالله معذور می‌شویم؛ این‌ها در جزئیات احکام است، حتی در جزئیات اعتقادات است، توجه کردید؟ اما آن راه اصلی دین را وجود مقدس ولیّ خدا، امام زمان (علیه السلام) چراغش را روشن نگه داشته، منتها برای کسی که بخواهد.

امیرالمؤمنین در زمان خودش حقش را آشکارا غصب کرده بودند، درست؟ اما تمام آن غاصب‌ها می‌دانستند، مردم هم می‌دانستند؛ گرچه سر خودشان را زیر برف کردند که نبینند، خودشان را زدند به آن راه که غافل کنند خودشان را، ولی می‌دانستند که حق با اوست. گاهی هم به‌صورت آشکار خودش این معنا را می‌آمد اثبات می‌کرد، بله؟

آمدند یک عده‌ای در زمان خلافت اولی، شنیده بودند که پیغمبری مبعوث شده؛ این‌ها از یهودی‌ها بودند، گفتند: بیاییم ببینیم چگونه است، واقعاً پیغمبری است یا نه. آمدند رسیدند مدینه، گفتند: پیغمبر خدا از دنیا رفته؛ گفتند: خب خلیفه‌ای دارد این پیغمبر، اگر پیغمبر حق است باید خلیفه داشته باشد، خلیفه‌اش کیست؟ آن مردک را نشان دادند روی منبر پیغمبر خدا تکیه زده آنجا. آمدند از او سؤالاتی کردند، خیلی مفتضح شد؛ این‌ها شروع کردند به مسخره کردن پیغمبر خدا، که این، ما این‌همه راه آمدیم با یک کسی مواجهیم که این خلیفه پیغمبری است مدعی نبوت شده، هیچ‌چیز حالیش نیست! هیچ‌چیز، هرچه می‌پرسیم، چیزی بلد نیست!

اینجا بود که سلمان با اینکه پیرمرد بود، به‌سرعت و با حالت دویدن رفت در خانه امیرالمؤمنین، صدا زد که: «دریاب دین پیغمبر را، که دارد باطل می‌شود این دین!» امیرالمؤمنین آمدند مسجد؛ فرمودند: «شما چه می‌خواهید شما؟» گفتند که: «ما برای چه کاری آمدیم و به کجا رسیده جریان ما.» حضرت فرمود: «سؤال دارید، بپرسید.» گفتند: «خلیفه این پیغمبر بلد نیست، تو می‌خواهی بپرسی... تو می‌خواهی جواب بدهی؟» حضرت فرمود: «حالا شما سؤالتان را بکنید.» سؤال کردند، تمام سؤالات را جواب دادند؛ آن‌ها متحیر، گفتند: «همه حل شد برای ما، آن پیغمبر پیغمبر است؛ ولی این کیست اینجا نشسته؟ این کیست؟ تو بایست... تو وصی آن پیغمبر و خلیفه آن پیغمبری، این کیست اینجا نشسته؟» به اینجا که رسید، امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «شما به این کارها کاری نداشته باشید؛ می‌خواستید بفهمید پیغمبر حق است یا نه، فهمیدید، درست؟» امین خداست روی زمین، امین خدا بود روی زمین، درست است؟ و این دین را حفظ می‌کرد و کرد، درست است؟ این کار را کرد.

به‌صورت آشکار این کار را... بارها و بارها از این نمونه‌ها برای امیرالمؤمنین اتفاق افتاد. دین خدا، به تعبیری ناموس خداست؛ خدا همین‌گونه رها نکرده روی کره زمین؛ حافظی دارد، یک کسی دارد که او می‌پاید و نگهداری‌اش می‌کند. منتها نوع نگهداری‌اش خودش می‌داند که چگونه بکند؛ امروز هم امام زمان (علیه السلام) این کار را می‌کند.

این روایت را بخوانم، عرضم را تمام کنم؛ عرض کردم صفت امین الله، «أَمِينَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ»، خاص امیرالمؤمنین نبود؛ لقب خاص امیرالمؤمنین همان لقب امیرالمؤمنین است (سلام الله علیه). اما این خصوصیات در امام مجتبی، در سیدالشهدا، در همه فرزندانش، در امروز در امام زمان (علیه السلام) جاری و ساری است.

روایت مفضل بن عمر از امام صادق (ع) درباره پرچم‌های گمراه‌کننده عصر غیبت

مفضل بن عمر نزد امام صادق (علیه السلام) است؛ حضرت به حوادث گمراه‌کننده‌ در دوره غیبت آخرین فرزندش، یعنی مولای ما حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) اشاره می‌کنند. می‌فرماید: «دوازده پرچم یکی پس از دیگری بلند می‌شود، "لَا يُدْرَى أَيٌّ مِنْ أَيٍّ"، معلوم نمی‌شود چه کسی به چه کسی هست اصلاً، درهم و برهم! شما شیعیان، اعتمادتان را از دست می‌دهید یک‌جوری؛ کشتی شما می‌شکند، می‌افتید در یک اقیانوس پرتلاطمی که گرفتار طوفان شده و گرداب او را در هم پیچیده و از هم متلاشی کرده، در آنجا هستید!» مفضل بن عمر، آدم متدینی بود، گریه‌اش گرفت؛ گفت: «یا ابن رسول الله، پس ما چه‌کار کنیم؟ حجت خدا که غایب است، این هم وضعیت، که شما دارید وصف می‌کنید، این‌همه درهم و برهمی؛ پس چه کار می‌شود کرد؟»

حضرت اشاره کردند به آفتابی که از پنجره وارد اطاق شده بود، افتاده بود روی زمین؛ فرمود که: «نمی‌بینی این آفتاب را؟» عرض کرد: «چرا.» فرمود: «وَاللَّهِ إِنَّ أَمْرَنَا أَبْيَنُ مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ، مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ؛ از این خورشید روشن‌تر است امر ما.» درست؟ البته این روشنی پس از ظهور تفاوت می‌کند درجه‌اش؛ اما همین مقدار هم که روشن است، یعنی اگر کسی بخواهد بفهمد که اسلام و تشیع حق است، در همین اوضاع و احوال درهم و برهم، با همه این ابزارهای نوین برای ایجاد وسوسه، اگر کسی بخواهد، حق را می‌تواند ببیند؛ و این به‌خاطر شمع وجود امام زمان (علیه السلام) است. او امین خداست روی زمین؛ تو بخواهی دین خدا را پیدا کنی، او تو را راهنمایی می‌کند؛ لزومی هم ندارد بیاید دست شما را در بیداری بگیرد، حق را بنمایاند؛ نه، لزومی ندارد. حتی لازم نیست در خواب شما برایتان روشن بشود؛ شما تلاش خودت را بکن، او خود می‌داند که چگونه به شما حق را بنمایاند؛ اما حق هیچ‌وقت در حلقوم کسی فروکردنی نیست، بله؟ «قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ»؛ عرضم تمام.

توسل به حضرت ام لیلا (س) و ذکر مصیبت حضرت علی اکبر (ع)

خب، امشب دست توسل ما به ذیل عنایت بی‌بی حضرت ام لیلا، مادر بزرگوار جوان رعنای سیدالشهدا (علیه السلام)، آن خانمی که در دامنش «أَشْبَهَ النَّاسِ خَلْقاً وَخُلُقاً وَمَنْطِقاً بِرَسُولِ اللَّهِ» را پروراند. خب، روضه این مادر، روضه پسر است؛ نام پسر را ببریم، ان‌شاءالله عرض ادب است به پیشگاه این بی‌بی، و این بانوی بزرگوار؛ ان‌شاءالله این پسر و این مادر شفاعت ما را پیش امام حسین خواهند کرد.

امام صادق (علیه السلام)، شاید کسی از ایشان پرسید: آقا، بالاترین لذت در دنیا چیست؟ فرمود: اینکه خدا به کسی جوانی بدهد، فرزندی بدهد به سن جوانی برسد، پیش روی او که راه می‌رود، به قد و بالای این فرزند نگاه کند؛ لذتی در دنیا بالاتر از این نیست. یا ابن رسول الله، بالاترین مصیبت چه مصیبتی است؟ فرمود: اینکه خدا همین جوان را از این پدر بگیرد...

سیدالشهدا (علیه السلام) نه یک جوان عادی، بلکه جوانی که هر وقت مشتاق می‌شد پیغمبر را، امام حسین نگاه بکند، نگاه به صورت این جوان می‌کرد؛ دلش تنگ می‌شد، تن صدای پیغمبر خدا را بشنود، می‌گفت: علی جان، یک خورده صحبت کن... اخلاق او یادآور اخلاق پیغمبر خداست. حالا این جوان می‌خواهد برود به سمت میدان... «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ شما به مقامات قرب هرگز دست پیدا نمی‌کنید، مگر آنچه که خیلی دوست دارید در راه خدا انفاق کنید. به‌سرعت، تا از پدر اجازه میدان خواست، بلافاصله اجازه داد؛ «فَنَظَرَ إِلَيْهِ نَظْرَةَ آيِسٍ»...

یک نگاهی کرد از پشت سر به علی، «فَأَرْخَى عَيْنَيْهِ»، نتوانست، دید نگاهش را ادامه بدهد، دیدگانش را فرو بست... اشک‌هایی بود که از دیدگان امام حسین بر صورتش جاری بود؛ حالت تضرع به حضرت دست داد، دست‌های خود را زیر محاسن خود برد... این محاسنی که با اشک با اشک چشم مرطوب شده بود و خیس شده بود، حضرت این محاسن را روی دست گرفت: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَخُلُقاً وَمَنْطِقاً بِرَسُولِكَ»...

لحظاتی بعد، این محاسن دیگر نه تنها با اشک چشم، با اشک چشم حضرت مرطوب شده بود، بلکه حضرت صورت هم به صورت علی نهاد... آن صورت خون‌آلود علی محاسن حضرت را پر از خون کرد... آقا فریاد می‌زد کنار بدن علی: «وَلَدِي! قَتَلُوكَ»؛ پسرم، تو را کشتند! «لَقَدِ اسْتَرَحْتَ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا وَغَمِّهَا، وَبَقِيَ أَبُوكَ فَرِيداً وَحِيداً»؛ علی جان، تو از دست من رفتی، راحت شدی از غم و غصه دنیا، اما پدرت ماند با یک دریا دشمن...

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ بَيْتِ رَسُولِ اللَّهِ. پروردگارا، در امر ظهور امام زمان ما تعجیل بفرما؛ دعاهایی که می‌فرمایند به هدف اجابت برسان؛ صلوات...

اطلاعات

ماه مبارک رمضان سال 1442 (1400 شمسی)

دانلود

سایر جلسات

عنوان:

آلبوم:

  • 00:00
  • 00:00